سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

«تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.» آلبرت انیشتن

دوشنبه ۷ بهمن

صفحه رسمی شاعر داود عزتی راد


داود عزتی راد

داود عزتی راد



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
يکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۶۶

برج تولد:

برج دلو

گروه

:
عمومی

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
يکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳

شغل

:
مشاور شغلی

محل سکونت

:
اردبیل

علاقه مندی ها

:
مقاله نویسی - نوشتن متن های کوتاه - مطالعه

امتیاز

:
۷۱
تا کنون 11 کاربر 24 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.

لیست دفاتر شعر


۱


اشعار ارسال شده


بیداد زمان، جور مکان « آه، ای عشق تو در جان و تن من جاری دلم آن سوی زمان با تو آیا دارد وعده ی د ...
ثبت شده با شماره ۶۸۵۲۶ در تاریخ دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷ ۰۹:۳۵    نظرات: ۴

آزادی نعمتی است که انسان هیچگاه به آن مقدار که در اختیار داشته قانع نبوده و همواره در پی کسب سهم بیش ...
این شعر را ۱۹ شاعر ۳۳ بار خوانده اند.
باقر رمزی ( باصر ) ، منوچهر مجاهدنیا ، فرامرز فرخ ، غلامرضا مهدوی(مهدوی) ، كاك باران كورد ملكشاهی ، فاطمه رها ، جواد کشته گر و ۱۱شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۳۱۰۱۸ در تاریخ سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۳ ۰۰:۵۰    نظرات: ۳۵

سلام ای آقای من ... سلام ای شاخسارِ آبسالانِ اهل بیت، س ...
این شعر را ۱۵ شاعر ۴۸ بار خوانده اند.
ساحل شیدا(ساحل) ، داود ، عباسعلی استکی(چشمه) ، صفیه پاپی ، فرامرز فرخ ، منصور دادمند ، عباس وطن دوست و ۷شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۳۰۹۸۶ در تاریخ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۳ ۰۰:۴۷    نظرات: ۱۹

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر داود عزتی راد



سه بلبل ؛ یکی محزون و دگران آوازخان.
یک از دو دگری را گفت :این چرا محزون است؟
گفت چه دانم : لابد عاشق است .
- پس چرا غمگین است؟ عشق مگر غم دارد؟
گفت : چه دانم، شاید بدان
شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳ ۰۳:۲۴    نظرات: ۴


پناه می برم بر خدا از دست من
پناه می برم بر خدا از دست من ، منی که تحمل درد سوزنی برایش ناگوار است حال آنکه کودکی در غزه ، در همان باریکه ای باریکتر از پهنای یک سوزن ، پوست بر سر ندارد امّا
پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۳ ۰۱:۲۲    نظرات: ۶


در کلاس درس، بچه ها زمزمه شور و نشاط سر داده بودند. دو به دو و سه به سه به یک گوشه گرم صحبت بودند و روز روز عزیزی بود. صدای گرم سلام آمد، همه خیره به در، آری استاد بود. چهره گرم و سردش را دوست د
دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۳ ۲۰:۳۲    نظرات: ۵
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0