سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 1 تير 1400
  • روز تبليغ و اطلاع رساني ديني، سالروز صدور فرمان حضرت امام خميني -ره- مبني بر تأسيس سازمان تبليغات اسلامي، 1360 هـ ش
  • روز اصناف
13 ذو القعدة 1442
    Tuesday 22 Jun 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      سه شنبه ۱ تير

      زندان اعتماد

      شعری از

      آرزو رستمی

      از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

      ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۹:۰۲ شماره ثبت ۹۸۶۶۵
        بازدید : ۱۲۳   |    نظرات : ۲۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر آرزو رستمی

      امشب می خواهم قصه بگویم برایتان. 
      قصه ی زندان اعتماد...
      یکی بود یکی نبود، آدم ها در زیر ظاهر آبی آسمان زندگی می‌کردند.
      همه در ظاهر آدم بودند، دست و پا داشتند، چشم، گوش، صورت و...
      اما در مورد باطن در یک چیز متفاوت بودند با هم.
      عضوی بود که در آدم ها متفاوت بود. عضوی که اراده ی عضوهای ظاهری دست آن بود، حرکتشان، فهمشان، نگاهشان...
      دل، آدم ها را از یکدیگر جدا می کرد. عده ای دل هایی به رنگ سیاه داشتند و بودند آدم هایی که نور سفیدی دلشان در شب شهر را روشن می‌کرد و در روز هم نشین روشنایی آفتاب بود و با او می تابید.
      دل های سیاه در تلاطم بودند تا پرده ای از تاریکی و ابر روی روشنایی ها بکشند.
      گاهی هم موفق بودند و می توانستند دسته ای از این روشنایی ها را به تاریکی تبدیل کنند.
      تاریکی جهل و نادانی، تاریکی فراموشی ها، تاریکی شکستن و تاریکی نامردی ها.
      وقتی دل ها گرفتار تاریکی نامردی می شدند دسته ای از دل ها دچار فلک روزگار می شدند و چوب می خوردند.
      چوب اعتمادشان، احترامشان، محبتشان و چوب دلشان را می خوردند.
      چشم ها می گریستند اما نه از درد خوردن چوب!
      از درد اعتماد سوخته خود،از درد احترام بی جای خود، از درد محبت بسیار، از درد فراموشی...
      فراموشی بودن ها، فراموشی دست هایی که پر می کردند زمانی جای خالی دستی را و دوست داشتن ها...
      وقتی به این قسمت زندگی می رسیدیم دل های تاریک خوشحال بودند از این فاصله ها، چشمان گریان، از این نبودن ها.
      آدم های شکست خورده قصه ما به زندگی ادامه می دادند، و همچنان خرد می شدند، می باختند، غرق می شدند و آسمان دلشان ابری می شد.
      اما زندگی راه خود را می رفت.
      رودخانه ها هنوز جریان داشت با وجود سنگ ریزه ها.
      آب ها ساده عبور می کردند از میان قلوه سنگ ها.
      و دریاچه ها درست می شدند پشت سدها و زندگی می بخشیدند به ماهی ها.
      هر قدر آدم ها بزرگتر می شدند زندگی هم بزرگتر می شد.
      تاریکی بیشتر می شد و سنگ ها بیشتر و بیشتر...
      هر چیزی به مسیر خود، به حیات خود ادامه می داد.
      تنها چیزی که هر روز کم رنگ تر از دیروز می شد و به فراموشی سپرده می شد اعتمادمان بود که در حصار چوب های خورده شده مان اسیر بود.
      اعتمادها اسیر شدند چون راحت شکستند روشنایی دل ها را...
      ولی باز هم نابودی از آن دل های تاریک بود که روشنایی ها آزارشان می داد.
      مرگ بر تاریکی ها باد، مرگ بر نامردی ها باد، مرگ بر فراموشی ها و مرگ بر تنهایی...
      تنهایی بی پایان جاده زندگی مان....
      من گفتم برایت قصه ی زندان اعتماد را، گفتم تا شاه دلت اسیر مهره و خانه سیاه شطرنج نشود، تا بدرخشی با زیبایی ها و بتابی با گرمای خورشید...
      به حق الله... راهتان، دلتان، نگاهتان و وجودتان درخشنده و تابنده باد... 
      ۶
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۷:۱۵
      درود بانو
      بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه بود خندانک
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۰۸
      سلام، بله همه به نوعی درگیر همین احساسات هستیم
      ارسال پاسخ
      محمد خسروی فرد
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۰۹
      درود بر شما
      خندانک خندانک خندانک
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۰۸
      🙏
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۳۹
      درود فراوان بر بانو‌ رستمی بزرگوار
      بسیار
      عالی
      بود خندانک
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۰۹
      سلام آقای شهنی
      ممنون از نگاهتون🙏
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۱۹
      سلام و درود بانو
      --------------------- خندانک خندانک خندانک
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۱۰
      درود بر شما
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۷:۵۳
      سلا م بانو جان.
      بسیار زیبا
      نگارش فرموده ای .
      دست مریزا
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۱۰
      سلام خانم آهنگران عزیز
      سپاس از نگاهتون
      ارسال پاسخ
      سارا رحیمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۸:۱۸
      درود بر شما بانو
      بسیار زیبا بود خندانک
      🌹🌹🌹🌹
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۱۱
      درود بر شما خانم رحیمی🙏🙏🙏🙏
      ارسال پاسخ
      موسی شریفی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۸:۵۸
      چ‌ زیبا..هر قدر آدم بزرگتر میشد.زندگی هم بزرگتر میشد
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۱۲
      بله هر چی سن بیشتر میشه طبیعتا روح هم به کمال میرسه و دل بزرگتر میشه
      ارسال پاسخ
      محمد مهدی بخارائی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۰:۳۴
      آنچه در زمانه ما می درخشد ، فقدان اعتماد است
      که شما به زیبایی شرح دادید خندانک
      درود خندانک
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۱۳
      درود آقای بخارائی
      تشکر 🙏🙏🙏🙏
      ارسال پاسخ
      سعید صادقی (بیدل)
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۵۰
      زیبا بود
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۸:۵۹
      سپاس
      ارسال پاسخ
      محمد قنبرپور(مازیار)
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۵۱
      سلام
      متن زیبایی بود متفاوت بدیع خندانک خندانک خندانک
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۸:۵۹
      سپاس از نگاهتون
      ارسال پاسخ
      پریسا مصلح
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۶:۱۱
      درود برشما موفق باشید خندانک
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۹:۰۰
      ممنونم🙏
      ارسال پاسخ
      هادی محمدی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۷:۱۹
      درود بر شما
      🌷🌷🌷🌷
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۹:۰۰
      درود🙏🙏
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۹:۵۸
      درود بانو رستمی خندانک
      قصه ی تان را شنیدم خندانک
      (دل)تان شاد و غم هایتان به دست (فراموشی)
      کلماتی که بسیار در قصه ی تان استفاده کردید خندانک خندانک
      زنده باد خندانک خندانک خندانک
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      دوشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۷:۱۵
      سلام آقای اسماعیلی
      الهی دلتون شاد و لبتون خندون🙏
      ارسال پاسخ
      امید کیانی (امید)
      حدود ۱ ماه پیش
      با سلام و تحیّات
      عید سعید فطر شادباش و خجسته باد
      بسرایید به مهر...لایک
      💐🌹💐🌹💐🌹
      آرزو رستمی
      آرزو رستمی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود آقای کیانی
      عید بر شما مبارک باد
      الهی دلتون شاد و لبتون خندون 🌺🌺🌺🌺
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0