سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 19 آذر 1398
  • تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي به فرمان حضرت امام خميني -ره-، 1363 هـ ش
14 ربيع الثاني 1441
    Tuesday 10 Dec 2019
      در نوشتن از آنچه دیگران نوشته اند ، نباید یاری خواست ،بلکه از جان و دل خویشتن است که باید یاری جست.ویکتور هوگو

      سه شنبه ۱۹ آذر

      دیوارشهر...

      شعری از

      مهتاب ایزدسرشت (مه)

      از دفتر مهتاب نوع شعر آزاد

      ارسال شده در تاریخ ۱۰ روز پیش شماره ثبت ۷۹۱۸۷
        بازدید : ۸۰   |    نظرات : ۱۳

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مهتاب ایزدسرشت (مه)

      دیوارشهروسعت آینه ها را
      برنمی تابد... 
      غرق سنگینی شهردیوارها
      چه بی تابانه،
      تکه های آینه ها را
      دردیاری که سارحتی
      سخت بهانه یار می گیرد
      به امن خویش می خواند
      آوازقناری آشفته ای که
      به یاد پرچین نشسته...
      همدیارش را به رنج می خواند... 
      افسوس.... 
      ۸
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۸ روز پیش
      درود بانو
      جالب و زیبا بود خندانک خندانک
      مهتاب ایزدسرشت (مه)
      ممنونم استاد خوبم
      ازهمراهی خوبتون خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۸ روز پیش
      باسلام
      عالی سرودی بود
      لذت بردم
      درودشاعربزرگوار
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      مهتاب ایزدسرشت (مه)
      سلام
      متشکرم استاد انصاری دلسوزم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی ملکی الف
      ۸ روز پیش
      زییاستت
      مهتاب ایزدسرشت (مه)
      ممنونم خندانک
      ارسال پاسخ
      شعله(م جلیلی)
      ۸ روز پیش
      ایستادم که جنونم برود
      روحم رفت
      و چه چسبید جنون
      و چه چسبید من و شعر و غزل در مهتاب
      در قد اینه پیداست دلم
      چشمه ی چشم چرا میجوشد
      تو چرا میخندی
      من چرا میرقصم
      پس این درد چه زخمی پیداست
      خون من رنگ دریا شده و
      میچکد از چشمم
      نشتی عاطفه است
      و خزان میبارد

      نثری کوتاه تقدیم شعرتان
      مانا باشید
      مهتاب ایزدسرشت (مه)
      ممنونم..
      دوست خوبم ازاین کوتاه زیبا خندانک
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ۸ روز پیش
      درود برشما......... خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهتاب ایزدسرشت (مه)
      ۸ روز پیش
      سپاسگزارم
      محمد حسن زاده چلچله
      ۸ روز پیش
      خندانک خندانک خندانک درود بانوی مه ، چه زیبا سرودید از شهر خاکستری امروز ما و دلتنگی غریب همه امان ولی از آرزوهامان چیزی نگفتید اما من از آرزوهامان گفتم در " شهر قصه" و از شهر خاکستری مان چیزی نگفتم خندانک خندانک خندانک خندانک
      علیرضا ناظمی ناظم
      ۳ روز پیش
      درودتان باد
      زیبا بود وزیبنده
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      تازه ترین نقدها

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0