سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 28 دی 1398
    24 جمادى الأولى 1441
      Saturday 18 Jan 2020
        * «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»آلبرت انیشتن

        شنبه ۲۸ دی

        غدیر خم

        شعری از

        مجید خوش خلق سیما

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ ۱۸:۵۳ شماره ثبت ۷۶۴۲۲
          بازدید : ۸۳   |    نظرات : ۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مجید خوش خلق سیما
        آخرین اشعار ناب مجید خوش خلق سیما

         در غدیرِ خم امامت با علی(ع) آغاز شد.
        دربِ دیگر بعدِ پیغمبر(ص) به دنیا باز شد.
        واپسین حجِ محمّد(ص) بود ختمِ کارِ او.
        خواندنِ پیغامِ آخر ، یادگارِ یارِ او.
        دستِ حیدر برد بالا خاتمِ پیغمبران.
        گفت صفدر اسوه نیک است و شاهِ(ماهِ) رهبران.
        بر شما حکم است از من ای مسلمانان بگوش.
        بعدِ من مولا همین حق است ، بینایان به هوش.
        باید اینک دست در دستانِ او بیعت کنید.
        بعدِ من در پرتوِ این دادگر حرکت کنید.
        علمِ من در سینه دارد ، رازها از شرحِ دین.
        بی گمان ، هم رحمتِ محض است ، هم فیضِ مبین.
        نیست گمراهی نصیبِ مؤمنان در حلقه اش.
        نی نباشد ظلم و جور و کاستی بر درگهش.
        قلبِ مبعوثِ خدا پُر از غم وُ آشوب بود.
        بی گمان در فکرِ حال و طالعِ منصوب بود.
        .........................................
         در غدیرِ خم پیمبر(ص) آیه ای را خواند و گفت :
        دین من بی مرتضی(ع) یکسر شود تحریفِ مُفت.
        هر که من مولایِ اویم پس علی(ع) مولایِ اوست.
        از چنین در می رسد هر واله بر درگاهِ دوست.
        حیدرِ کرّارِ میدان ، شیرِ حق ، دستِ مراد.
        او ولی اللهِ  دوران است وُ از مردانِ راد.
        نورِ خورشیدِ کرامت در دلش همچون منی.
        نی نمی دارد کسی فضلش به قدرِ ارزنی.
        در ازل تابیده ایزد فیضِ خود را بر علی(ع).
        رهروِ راهِ نبوّت ، بعدِ من رهبر علی(ع).
        دستِ او بالا برم بر دستِ یزدان می نَهم.
        دستتان را با رضا بر شاهِ مردان می دَهم.
        هر که آزارش دهد ، زخمی به جانم می کَند
        هر کسی شادش کند ، شوری به حالم می زَند.
        اسوه اش سازید و از گردش مبدا کم شوید.
        رویِ خوانِ رحمتش مستانه سر هر دم روید.
        ساحلِ سعدِ سعادت با علی(ع) پیدا شود.
        بی گمان هر مؤمنی از عدلِ او شیدا شود.
        کشتیِ امن است و سکّانِ رهایی دانشش.
        جمله امّت می برد تا کویِ جانان رانشش.
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0