سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 22 آذر 1397
    6 ربيع الثاني 1440
      Thursday 13 Dec 2018
        من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

        پنجشنبه ۲۲ آذر

        آل سقوط (قسمت اول)

        شعری از

        علی احمدی (حادثه)

        از دفتر شکوه حماسه ( آیینی،ملّی،مذهبی،تاریخی ) نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۸:۱۵ شماره ثبت ۶۵۵۳۹
          بازدید : ۳۰۱   |    نظرات : ۲۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

                    آل سقوط(قسمت اول)
        در پاسخ به جنایات سردمداران سعودی که آبروی دینم را خدشه دار میکنند به سبب تکلیف نوشتم:
        مطلع گشتم که جمعی بی وجود
        نوش کردند از رذالت هر چه بود

        اندکی تحقیق و سرچ و جستجو
        همهمه می آمد از سوی عدو

        مانده بودم این جسارت از کجاست؟
        این رجز خوانی سراسر نابجاست

        گفتم این گستاخی از سوی که بود؟
        پاسخم دادند از آل یهود

        آنقدر خندیدم از این ماجرا
        همچنان دل درد دارم ای خدا

        کار ما اینجا رسیده از قضا 
        شاخ به شاخ  گشتیم با راز بقا

        خاندانی از تبار خار و خس
        منتسب با هر چه کفتار و مگس

        یحتمل مست شراب کوره راه
        می زنند بر دین پاکم افترا
        ............
        گوش جان بسپار تا عریان کنم
        چهره آل سقوط ویران کنم

        این که گویند یکّی بود یکّی نبود
        زیر این گسترده چرخ کبود

        گفته شاعر در زمان خلقت
        خاندان مفلس آل سقوط

        وقت سجده جملگی کافر شده
        یا شرف کم بوده یا غیرت نبود

        سالها در ذهن من بوده سوال
        حرفشان قی بوده یا آب موال
        .....................‌‌‌
        مسلمین ،راستین، نیک خو
        اینچنین پیدا شده این گند بو

        جملگی ضد خدا،قرآن،عرب
        گرم مزدوری ،سپس عیش و طرب

        سمبل خشم و بدی، دیوانگی
        کلهم مجنون مستی،لودگی

        مشتی الّاف و گدای دوره گرد
        قحطی عشق و صفا،کمبود مرد

        رویشان از کینه گشته زار وزرد
        وحشی و بی محتوی و هرزه گرد

        خاندانی یادگار عصر سنگ
        دین فروشانی سراسر منگ منگ

        آبروی آدمی را برده اند
        از یهودا بدعتی آورده اند

        عده ای چفت و کلنگ در به در
        مانده اند مبهوت بر دیوار و در

        نه اصالت نه شرف،نی ریشه ای
        جز هوس او را نباشد پیشه ای

        خاندانی از یهودی منشعب
        رهبری با مکتب لهو و لعب

        اینچنین اهریمنی باشد سعود
        لال باشی میکند رویت کبود
        .........................
        سالها از برکت قران و دین
        آن بیابان شد شبیه سرزمین

        دوستان من واقعا شرمنده ام
        گر که حرف نابجایی گفته ام

        در تمام دور شعر و شاعری
        با وجود درد و زخم خاطری

        جز کلام دل و آن هم بی صدا
        بی نظر بودم به هر شاه و گدا

        لیک دیگر طاقتم آفت زده
        خون غیرت از مرامم سر زده

        خشم و کینم زین شیاطین پلید
        دین و ایمانم به یکباره گزید

        نیمه شب افکار من شیون کشید
        جوهر از راس قلم خون میچکید

        دست به دست هم علیه اهرمن
        این عریضه ناگزیر آمد پدید
        ..........
        هر چه حدی دارد آخر در جهان
        کشت و کشتار در نهان و در عیان

        صبر کردیم تا تجاوز جور شد
        چشم شیطان زین کثافت کور شد

        عاقبت یک مشت مفهوم ریا
        غاصبان خاک پاک کبریا

        نان اسرائیل کرده بادشان
        سوی ایران میرسد فریادشان؟؟؟

        با جهود و کفر مطلق شد پدید
        ای خدا نابودشان کن ،،ناپدید
        ..........................
        هر دم از این باغ می آید خری
        ابن جهل و ابن اسب و استری

        دم به دم از خفت آل سقوط
        ابن تنبان پس می افتد چون قروت

        خاندانی بس عجیب است این سعود
        در جنایت گور بابای یهود

        نسل کش،،ویرانگر اسلام ناب
        کشتن انسانیت با آب و تاب

        پادشاه سلمان بن عبدالعزیز
        با تمام مسلمین اندر ستیز

        دوستدار قتل عام کودکان
        دین حق را کرده چوبی بحر نان

        جانی بالفطره وجدان ستیز
        بچه منفور آن بابای هیز

        یحتمل آبغوره مصرف میکنی
        این چنین پرت و پلا ول میکنی

        جغد پیر صهیونیست یارت شده؟؟
        پیر استعمار غمخوارت شده؟؟

        وعده داده کل دنیا مال ماست؟؟
        یا که گفته خاک ایران از شماست؟؟؟

        حرف بزن جرسومه شیطان صفت
        دین فروش بی حیا،بی معرفت
        ...............
        گاه گاهی بحر الفاظ رکیک
        هی خروج از محور صبر و شکیب

        انتقادم میکنید ای همرهان
        گاه رسوایم کنید ای گلرخان

        سو تعبیری شده در ذهنتان
        مرتفع گردانم این اندوهتان

        ناقدان حرف من دارم سوال
        هیچ میدانی زبان یک شغال؟؟؟

        با کسی که قصد ناموست کند
        دین و دنیایت به یغما گم کند

        با گدایی از خودت آدم شود
        بعد با بدخواه تو همدم شود

        نوجوان پاک و معصومت به جبر 
        ذبح لذت های حیوانی کند

        بدتر از آن چشم در چشمان تو
        حق خود داند جوان ناب تو

        فتنه بی ریشه حالا که دگر 
        میکند تهدید با پالان خر

        من نمیفهمم شما یادم دهید
        با ددان کی میتوان گفت و شنید؟؟؟

        تربیت .........ادامه دارد
        لعنه الله علی قوم الظالمین 
        حادثه 
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ ۰۹:۳۰
        خندانک
        هزاران درودبرادرخوبم
        احسنت برشماوتعهدقلمتان خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ ۱۳:۲۰
        بنده نوازی فرمودین استاد عجم گرامی
        سپاااااااس خندانک
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )
        چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ ۱۱:۳۸

        شاعر فرهمند
        جناب علی احمدی عزیز
        به به
        یک نفس خواندم
        کسب فیض شد
        اثری در خور ستایش و تحسین بسیار
        که با طنزی گزنده و منتقدانه به عواملی چند تاخته است.
        با سپاس از تعهد شاعرانه ی شما ادیب بزرگوارگاهی فکر می کنم اگر خون از قلم نچکد ننگ دفتر است.
        متشکرم
        سلام
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ ۲۳:۲۳
        سپاس تا بیکرانه مهرتان حضرت استاد پارکی گرانمایه
        دقیقا امر امر شماست ..باید خون میچکید .....سالهاست نگاه میکنم میبینم شعرایی بسیار معدود گاهی در برابر این کفار با وسواس و ملاحظه قلم میزنند.و الان هم که به امر ولایت مطلقه عزیزمان ...رهبر ادیب و فرزانه نازنین کشورم اینان رسما مورد نکوهش قرار گرفتند باز چندی قلم زدند و با کمال تعجب دیدم جانب احتیاط رعایت نموده یا بدتر با گریه و زاری و آه و نفرین پاسخ جنایت دادند ...زین روی بر خود تکلیف دانستم که بی پروا حساب این حیوانات وحشی را از دین اسلام جدا کرده و درخور شان دنی شان پاسخ دهم ....امید که هم موثر و ماندگار گردد و هم بی ریا باشد .....دعوت میکنم که ادامه این اثر را پیگیر باشید سپاس
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ ۲۲:۰۳
        درود بزرگوار
        بجا و زیباست
        مرگ بر آل سیقوط خون آشام خندانک خندانک خندانک
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷ ۰۸:۵۳
        دیده مهرتان را سپاس استاد استکی عزیزم ادامه دارد امیدوارم بی ریا قلم بزنم
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ ۱۴:۰۵
        درود برشما
        بسیارزیبابود
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ ۲۳:۲۳
        استاد انصاری والامقام بنده نوازی شما جز افتخارات هماره من است سپاس
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ ۱۴:۰۸
        در توازی دنیایی دیگر
        فیلی را سوار خواهم شد
        که هیچ ابابیلی انقراضش را
        ارزو نکرده باشد
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ ۲۳:۲۵
        جناب شفیعی والا ارج ضمن سپاس از حضور ثمین حضرتعالی و احترام به نوشته نیکوی شما بزرگوار ....بنده نوازی شما را جز افتخارات خود میدانم
        ارسال پاسخ
        فریبا غضنفری  (آرام)
        چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ ۲۳:۲۶
        درودتان
        دستمریزاد خندانک خندانک خندانک
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷ ۰۲:۰۴
        عرض ادب بانو غضنفری گران ارج بنده نوازی نمودید
        ارسال پاسخ
        حسام الدین مهرابی
        پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷ ۱۲:۳۲
        درود بر شما شاعر توانمند و نابسرا
        زيبا و تند و انتقادي سروديد
        و البته سرشار از احساس و معنا
        احسنت بر شما و شعر نابتان خندانک
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷ ۱۱:۴۶
        جناب مهرابی گرامی زیبا خوانده اید سپاس خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا میرزایی (ارنواز)
        پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷ ۱۳:۲۴
        درود برشما جناب احمدی بزرگوار
        بسیار زیبا و عالی
        قلمتون هماره مانا و نویسا
        در پناه حق
        خندانک خندانک خندانک
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۷ ۱۲:۴۶
        بانو میرزایی آثاری که نظر سازنده شما در آن باشد جز بهترین آثار حقیر خواهد بود درودتان باد که مهربانی و پاک دامنی در رکاب شما عزیز میباشند
        ارسال پاسخ
        مهدی صادقی مود
        شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۷ ۰۰:۱۴
        سلام و درود جناب احمدی گرامی
        خندانک خندانک
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۷ ۱۲:۴۸
        استاد بی بدیل خلق شاهکارهای ادبی جناب صادقی مود گرانمایه حال که نظرات سازنده شما در این مقال ثبت گردید شک ندارم که اثرم قابل قبول میشود ...سپاس تا بیکرانه خورشید
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.