سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 25 آبان 1397
    9 ربيع الأول 1440
      Friday 16 Nov 2018
        من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

        جمعه ۲۵ آبان

        پدر

        شعری از

        علیرضا مسیحا

        از دفتر عاشقانه نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۷ ۱۵:۲۲ شماره ثبت ۶۵۵۱۵
          بازدید : ۱۰۱   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علیرضا مسیحا

        این شعر هم به سفارش جناب آقای سید علی طباطبایی تقدیم خاندان طباطبایی 
         
         
        قلم امشب هنر نمایی کن
        واژه واژه تو خود نمایی کن
        معنی عشق را مصور کن
        ذهن تاریک را منور کن
         
        نخ ذهن و خیال می ریسم
        من چگونه زعشق بنویسم؟
        دست لرزید و چشم ها بارید
        نور هر واژه بر ورق تابید
         
        گفت اینگونه شعر باید گفت
        دل شب تا سحر نباید خفت
        خالق شعر اگر پسر باشد
        عشق قطعا بدان پدر باشد
         
        پدری همچو کوه و چون دریا
        محکم و استوار و پا برجا
        جاری و صاف و مثل چشمه زلال
        او نخورده بغیر رزق حلال
         
        با غرور و مدبر و با نظم
        ایستاده میان صحنه ی رزم
        استواری و قاطعیت داشت
        فاعلیت و عاملیت داشت
         
        بسته جانش به جان فرزندان
        خسته جان لیک هر دولب خندان
        او به عشقش همیشه مجنون بود
        لیلی اش از برای او چون بود
         
        وقت بیماری و خوشی خیلی
        بود مجنون مراقب لیلی
        عقل از هیبتش پر از حیرت
        مظهر عشق و پاکی و غیرت
         
        بر لبانش همیشه ذکر و دعا
        تکیه بر کس نکرده غیر خدا
        از محبان کوی مولا بود
        خادم اهلبیت و آقا بود
         
        تا توان داشت از علی دم زد
        دیگ نذری روضه را هم زد
        اشک چشمش برای مولا بود
        بانی روضه های زهرا بود
         
        تن رنجور و سینه ای خسته
        به امام رئوف دلبسته
        السلام علی الحسینش ماند
        بی ریا بهر حضرتش میخواند
         
        نیمه شب گفت بهر فرزندش
        اینچنین با عزیز دلبندش
        آنکه باقیست حی سبحان است
        گفت در وا کنید مهمان است
         
        او که یک عمر دم ز حیدر زد
        حیدر آمد به خانه اش سر زد
        عاقبت لحظه ی جدایی شد
        مرغ جانش دگر هوایی شد
         
        #علیرضا_مسیحا
        1397/03/01
        ساعت:11:00
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۷ ۰۹:۴۵
        خندانک خندانک خندانک
        علیرضا مسیحا
        علیرضا مسیحا
        چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ ۱۴:۱۵
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )
        سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۵۸

        شاعر گرانمهر
        جناب علیرضا مسیحا
        با تشکر
        از آفرینش این اثر ارزشی و فاخر.
        کسب فیض شد
        سلام

        نخ ذهن و خیال می ریسم
        من چگونه زعشق بنویسم؟
        دست لرزید و چشم ها بارید
        نور هر واژه بر ورق تابید
        علیرضا مسیحا
        علیرضا مسیحا
        چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷ ۱۸:۱۱
        ممنون محبت شما
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۷ ۲۱:۴۹
        درود بزرگوار
        تقدیمی بسیار زیبا و شایسته
        مبارک صاحبان اثر باشد خندانک خندانک خندانک
        علیرضا مسیحا
        علیرضا مسیحا
        چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷ ۱۸:۱۱
        یک دنیا تشکر
        ارسال پاسخ
        فریبا غضنفری  (آرام)
        چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ ۱۲:۱۰
        مبارکشان
        درود تان خندانک خندانک خندانک
        علیرضا مسیحا
        علیرضا مسیحا
        چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷ ۱۸:۱۲
        سپاس
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.