سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        دور از تو نمی مانم

        شعری از

        سمیراعزیزی

        از دفتر نخل ها زبان مردمند نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۵ ۱۷:۳۷ شماره ثبت ۴۹۸۳۵
          بازدید : ۴۱۲   |    نظرات : ۱۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        دستی به قلم دارم
        نقشی ز تو در جانم
        باید که برون آرم
        از دیده ی پنهانم
        ای دل شده ی جانم
        دور از تو نمی مانم
        افتاده زبان در دل
        از نام بزرگ تو
        هر گوشه ی این منزل
        را نام تو می دانم
        بیرن نرود از جان
        این خاک به خون دیده
        از گستره ی جانم
        ای نخل سر افرازم
        بگذار که دل بازم
        شیرین شوم و فرهاد
        را یاد تو اندازم
        بگذار سرم را تا
        در پای تو اندازم
        چشمم به تو می نازم
        بام از تو نمی سازم
        نادیده نمان ای دل
        تا یاد تو را در دل
        نادیده ی خود سازم
        شیرین شده ی کامم
        کام از تو نگیرم تا
        دادی زتو بستانم
        من پاسخ آوارم
        در سایه ی دستانم
        استاده ام اکنون با
        الوند خروشانم
        من نخلم و سر راجان
        در ریشه شدن دارم
        در قصر خودم شیرین
        دور از همه زندانم
        نامت همه بر جانم
        خون گشته و می دانم.

        سمیراعزیزی
        31/4^1395
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۵ ۱۰:۲۰
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        شریف شریفیان
        چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۵ ۱۳:۲۷
        درود شاعر بانوی گرامی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        سمیراعزیزی
        چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۵ ۱۸:۳۷
        درووووودها
        ممنونم از توجهتون
        سبز باشید.
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        سیما شاهین پور
        پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۵ ۰۳:۲۸
        بسیار زیبا
        همایون فتاح(رند)
        پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۵ ۰۷:۱۰
        بسیار عالی و پر از معانی رقم زدید سپاس شمارا سزاست خندانک خندانک خندانک خندانک
        مصطفی رضاوند
        جمعه ۱۲ شهريور ۱۳۹۵ ۰۸:۳۹
        باریکلا فقط من نخلم و سر را جان جای تجدید نظر داره خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        حسين زرتاب
        جمعه ۱۲ شهريور ۱۳۹۵ ۲۰:۴۷

        سلام

        عالی

        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

        کاوه دره شوری
        شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۵ ۰۱:۵۰
        درود خندانک خندانک خندانک خندانک
        سمیراعزیزی
        شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۵ ۰۶:۲۷
        دروود بی پایان
        ممنونم و سپاس گذار.
        خندانک خندانک خندانک
        بهار افشار
        دوشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۷ ۱۴:۰۲
        درود بانوی والا... قلمتان سبز
        سعید فلاحی
        شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ ۲۰:۵۶
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        یدالله عوضپور آصف

        باز با درد تو می خوابم و برمی خیزم در همه حال به دامان تو می آویزم
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1