سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 9 بهمن 1400
    26 جمادى الثانية 1443
      Saturday 29 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        شنبه ۹ بهمن

        پیامبری از جنس هبوط

        شعری از

        سودابه حسن پور(کرشمه)

        از دفتر نثر نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۰۶۰۰۸
          بازدید : ۱۶۰   |    نظرات : ۱۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سودابه حسن پور(کرشمه)
        آخرین اشعار ناب سودابه حسن پور(کرشمه)

        «   تو  »
        در  «  من  »  نمیگنجی
        یا
        «  من  » از رویاهای تو فراتر بودم  (!) 
        که اینگونه از باهم بودنمان  «  سر ریز  »  شده ایم !؟ 
        روزی  که  احتیاط شرط عقلم بود ؛
        با  تو  پیوند خوردم  ،
        و حالا
        از « نئشگی  » هوای تو  عبور کرده ام ...
        زمان  همیشه  «  مخدر  » خوبی ست
        برای
        قلب های ترک خورده  از « دروغ  »
        و  ...
        آرامشی  «  عمیق  »
        سهم امروز من است  ؛
        بعد از  قیل و قال و دعوی  «  پیامبری  »
        از جنس  « هبوط »  !
        راستی
        هنوز  به دنبال  حضور می گردی  ؟
        « من» که در چله ی « سکوتم  »
        بعد از فتوای صبر وصعود  ...
        «  تو  »
        که قبله برگرداندی 
        و
        نماز هم  شکستی  ...
        بگو  در این روزگار  «  شلوغ  »
        هنوز  به ازدحام پیروانت می بالی
        و
        به سادگی « آدم ها  » میخندی  !؟
         
        ۸
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بانو
        بسیار زیبا و جالب بود خندانک
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود استاد بزرگوار.
        سپاس برای حضور ارزشمند شما خندانک
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        حدود ۱ ماه پیش

        سلام بانوی ارجمند
        سرنوشتی غمگین را با قلمی زیبا تلخ و مآثربیان به تصویر کشیدید

        سلامت باشید و سرافراز
        دل تان بی غم خندانک خندانک
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بانو خندانک
        بی نهایت سپاس خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسيحا الهیاری
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام لحظه‌ای یاد فروغ افتادم عجب قلم خوش ساختی دارین
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام
        به مهر خواندید.
        متشکرم. خندانک
        ارسال پاسخ
        مجیدنیکی سبکبار
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام وعرض ادب خانم حسن پور . ناچار هستید که این تخلص خودتان را به سروده هایتان هدیه کنید. حالا من به وقار و سنگینی کلماتتان پای سروده ام پی بردم و به خودم می بالم که این سخنان از روی تعارف نمی تواند باشد. حالا توجه خودتان و حاضرین بزرگوار در جمع را به نکته هایی در سروده هایتان جلب می کنم:
        بگو در این روزگار « شلوغ »
        هنوز به ازدحام پیروانت می بالی
        و
        به سادگی « آدم ها » میخندی !؟
        این کلمات سحر انگیز ما را وارد دنیای درون زن ها می کند. ما معمولا می گوییم حرف دل آن ها، اما مسئله فراتر از آنست بلکه آوازی محو که همواره شما در این فضا آنرا می شنوید. یا هوایی که گاهی سرد، گاهی گرم و گاهی ملایم تمام تن و وجود شما را می پوشاند. دو ندای متضاد از وجودی واحد به نام زن. تمنا و قدرت نمائی در همه حال. چه در موضع قدرت باشد. که دراوج دلربایی و چه در مقام مظلومیت. تمنا و قدرت نمایی در جامه های گوناگون که تمامی ندارد.
        قطعه ای دارم بنام سکوت در یک گام و میزان متفاوت که قبلا آنرا به کسی داده ام. اما دعوت می کنم که در روزهای آینده آن را بخوانید و گوش فرادهید. به مغضوبتان بدهید تا برای شما بخواند.
        اگر تمایل به نقد داشتید این نوشته را برایتان سبز می کردم
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام استاد بزرگوار.
        بسیار سپاس
        برای حضور ارزشمند شما و نقدی که در این صفحه نگاشتید.
        در نهایت شوق و در اسرع وقت،از نگارش زیبای شما در شعری که یاد کردید بهره خواهم برد. 🙏🏻
        سربلند باشید و بمانید به مهر خندانک
        ارسال پاسخ
        ژکا گرجاسی
        حدود ۱ ماه پیش
        زیبا بود
        بسرایید به مهر خندانک
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        متشکرم برای حضور شما. خندانک
        ارسال پاسخ
        امين آزادبخت
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام ماه بانوی بلاد پارس

        پیرامون این اثر،می توان حرفهای زیادی زد.من خلاصه می کارم.
        اثر در ابتدا با تقابل من و تو آغاز می شود و جالب است که این تقابل ما می شود در عین شگفتی...مایی که نتیجه اش سرریز شدن بوده است و اینجا باید مخاطب خود از روند اثر برداشت کند کدام سرریز شدن مقصود شاعر بوده است.
        بهره کشی درست از واژه های زمان،نئشگی و مخدر،در پرداخت برای پیوندی که حاصلش قلب ترک خورده از دروغ بود .و حال برای درست درک کردن مخاطب،از پیامبری و هبوط سخن به میان می آورد بی آنکه به ریشه مذهبی این واقعه آسیبی برساند و به اصطلاح برای جا افتادن مطلب از این واقعه وام گرفته است.
        در آخر بندی انتقادی و تذکر گونه می کارد با چاشنی یادآوری اشتباهات بی شمار گذشته مخاطبش که روزی در تقابل با او و پیوند بود.اکنون اما قضیه بسیار متفاوت شده است.


        یک تقابل
        یک پیوند
        یک از هم گسیختگی
        یک جدایی

        بسیار آموزنده و ناب بود.

        یک نکته اینجا می کارم و البته پای کاشته های آینده اگر لازم بود:
        اینکه برای آثار تیک نقد را فعال کنید .دو حالت دارد:یا اثر آنقدر خوب نیست که نقد شود....یا اثر قدرتمند است و نقد شایسته.این تیک نقد باعث می شود شعر را بیشتر بخوانند و بیشتر مورد استقبال قرار می گیرد.

        این اثر شایسته باز گذاشتن تیک نقد بود
        نیز هم اثر خانم زهرا داودی به نام غزلم.که شوربختانه تیک نقدشان بسته بود.



        با سپاسمندی. خندانک خندانک خندانک
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        سلام و سپاس جناب آزاد بخت برای حضور ارزشمند و نقدی که پیوست کردید💐 و عذر خواهم بابت تاخیر در جواب لطف شما🙏🏻 در مورد « پیامبر» ؛ شکر که در نظر مخاطب خدشه ای به پاکی و حرمت این واژه، وارد نشده که نهایت سعیم بر همین بود. و بسیار سپاس که به دیده ی لطف این اثر را بررسی کردید. و از بابت گزینه نقد که غیر فعال شده: راستش بعد از غیبتی چندماهه امدم و فکر نمیکردم که این دست نوشته اصلا دیده شود چه برسد به آنکه موردنقد و بررسی بزرگواران هم قرار بگیرد. پس همین اضطراب و استرس سبب شد ، صرف به یادگار ماندن...این سروده را ثبت کنم. که من ؛ نقد گریز نبوده و بسیار خشنودم از حضور اساتید و بزرگانی که وقت میگذارند و دلسوزانه به مهر ، نقد مینگارند. 🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مسيحا الهیاری
        حدود ۱ ماه پیش
        در آغاز هبوط بودم یا سقوط که بال گستردی حالا در این برزخ بودن یا نبودنت چه خاکی به سرم بریزم
        محمد رضا خوشرو
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام.
        نمی‌گویم غمگین بلکه می‌نویسم تلخ
        چون تلخی معنی ..ناخوش .ناخوشایند.ناگوار.
        و البته معنی غمگین را هم دارد
        سروده ی شما از حقایق بود.
        و با سرکشی هایی که بعضی ها انجام می‌دهند
        و به راه های خلاف می‌روند.
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        سلام و عرض ادب جناب خوشرو و سپاس برای حضور ارزشمند شما 🌹 ببخشید اگر تلخ بود و آزرده خاطر شدید 🙏🏻 که به قول دوستی : دنیام سر جای خودش نیست تاثیر تماشای تو اینه یا من دل بی جنبه ای دارم ... یا عاقبت عشق همینه ...
        ارسال پاسخ
        فرهاد احمدیان
        ۱۰ روز پیش
        سلام و عرض درود خدمت خانم حسن پور دست بر قلمتان بسیار خوب دلنشین هست همواره خوش قلم باشید و پایدار
        سودابه حسن پور(کرشمه)
        سلام وسپاس.
        متشکرم.
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0