سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 5 خرداد 1401
    26 شوال 1443
      Thursday 26 May 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        «وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ * وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ»

        پنجشنبه ۵ خرداد

        چامک جنگ

        شعری از

        مرتضی نعمتی ( اخگر کرفکوهی )

        از دفتر چامک نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۰:۴۴ شماره ثبت ۱۰۴۸۲۸
          بازدید : ۵۶   |    نظرات : ۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مرتضی نعمتی ( اخگر کرفکوهی )
        آخرین اشعار ناب مرتضی نعمتی ( اخگر کرفکوهی )

        وای از این جنگ
        که گلوله‌ها را هم
        سر می‌بُرد
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر
        ۳ شاعر این شعر را خوانده اند

        فاطمه بهرامی

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        طوبی آهنگران

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۲۲
        درود بزرگوار
        با عرض پوزش
        تکراری نیست؟ خندانک
        طوبی آهنگران
        جمعه ۲۸ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۹
        در وجود ما هزاران گرگ و خوک

        صالح ناصالح و خوب خشوک

        حکم آن خورست کآن. عالی ترست

        چون که زر پیش از مس آند آن زرست

        ساعتی گرگی در آید در بشر

        ساعتی یوسف رخی. هم چون. قمر

        دل ترا در کوی اهل دل کشد

        تن تو را در حبس آب گل کشد

        هین غذای دل بده از هم دلی

        رو بجوی اقبال را از مقبلی

        آب گل خواهد در دریا رود

        گل گرفت پای آب را می کشد

        گر رهاند پای خود را از دست گل

        گل بماند خشک و او شد مستقل

        آب ما محبوس گل مندست هین

        بحر رحمت جذب کن مارا از طین

        سلام این شعر زیبا از حضرت مولا نا

        بس می گوید شیرین از حال ما

        کی شود ما از گل برمانیم جان

        سوی در یا رقس کنان چون موجها

        ما چه محبوس مانده ایم در نفس خیش
        بحر رحمت جذب کن مارا از طین

        کاش یر آن شتابیم تا نگردد در ما درشت

        چو در وجود ما می گردد تا به کشت
        و از فریدون مشیری

        هر که گرش را بیندازد به خاک

        رقته رفته می شود انسان پاک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0