سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 9 بهمن 1400
    26 جمادى الثانية 1443
      Saturday 29 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        شنبه ۹ بهمن

        دولت صبح وصال

        شعری از

        فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب

        از دفتر انسانم آرزوست نوع شعر قصیده

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۳۴ شماره ثبت ۱۰۱۶۸۹
          بازدید : ۷۶   |    نظرات : ۱۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
        آخرین اشعار ناب فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب

         
        دولت صبح وصالی که ز افلاک برآیی
        طالع بخت بلندی که به اقبال گشایی
        آیت خُلق عظیمی به دل و دیده نگنجی
        تو نظر کرده ی سبحانی و محبوب خدایی
        مه افلاکی و بر بام سماوات مقیمی
        شکرین خنده ی اُنسی که دل و دیده رُبایی
        راز اسرار جهانی که به اسمت 
        شده مکنون
        شاهد کوی حضوری که چنین روح فزایی
        پایه ی دانش و فضلی ، نظر ناب کمالی
        تو شفیعی به گنه کرده بیاموز رهایی
        به جمالت همه نوری ، به کمالت همه فضلی
        نظر چشم شهودی ،نَفَس مهر و وفایی
        شوری از عشق برانگیز بدان لعل شکر بار
        که شکرخاست لب نوش چو بازار بیایی
        به دلم راه ندارد هوس خیل و خیالی
        به وفایت که مرا نیست بجز عشق تو رایی
        پرده دار حرم ستر و عفافی نگذاری
        غیرت عشق بسوزد دل آدم به خطایی
        نروم از سر کویت که مرا مروه ی مهری
        به طوافت چه کنم سعی که مرآت صفایی
        خم ابروی تو محراب نماز است و نیاز است
        تا چه مقبول تو افتد که تو منظور خدایی
        منظر عشقی و منظور دل خسته دلانی
        کلّمینی تو حمیرا که حقایق بِسُرایی
        طاقت شوق به مستوری اسرار تو اندک
        این همه جلوه به آفاق نمودند کجایی ؟
        تو نظر کرده ی عشقی که سماوات بگیری
        نَفَسی گر به تماشای رخ خویش بیایی
        به خدا لحظه دیدار ز رخ پرده بر افکن
        چه تماشایی و شوخی  چو تبّسم بنمایی
        از ازل تا به ابد بنده ی حُسنت دل خوبان
        همه آوازه ی یاد تو که چون عشق بپایی
        به تمّنا که فزودی، به تبسّم که نمودی
        سّرِ منظور گشودی که جهان واله نمایی
        غزل شاهد شیرین همه در سایه ی حُسنت
        به تولّای تو می گفت که سعدی تو  همایی
        پرده از روی برافکندن و آشوب همانا
        *باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی *
        زهی آن صبح سعادت که به دلداری و یاری
        گره از کار فروبسته ی عشّاق گشایی
        شرح صدری که جهان گیری و در راه نمانی
        کوثر لطفی و هم خوب تر از لطف و صفایی
        حافظ فطرت انسانی و  هم کان  کمالی
        شارع سهلی و خود ممتنع صبح و مسایی
        به عنایت نظری کن به پریشانی دل ها
        که رو انیست چنین درد و به دست تو دوایی
        طالب روی تو بودن زهی آن را که بخوانی
        سالک راه تو هرگز نکند میل به جایی
        پای جبریل پر از آبله شد در حرم قرب
        آشنایی تو به اقطار و به اسرار خدایی
        به دلت قبض نیفتد که همه بسط جهانی
        دیده بگشا که درِ محبس و زندان بگشایی
        غیبت افتاد که در بزم محبت ننشیند
        آنکه معشوق گذارد به حریفان ریایی
        دل به تعویذ و دعای تو ز طامات مصون است
        حبذا حصن الهی که تو بخشی به گدایی
        دلبری کن که عنایت نگذارد که بخسبی
        خیز و انذار ده این خلق به تبشیر و عطایی
        تو درآن اوج ، دل از خاک نشینان نگرفتی
        رحمتی ، راحت جانی ، خِرَدی ، راهنمایی
        مرهم زخم زمان ، عاطفه ی اهل زمینی
        تو طبیبی ، طلبی ، کام دلی ، کان سخایی
        دختر زنده به گوری که به تشریف تو برخاست
        داند این راز که جان بخشی و فرزند حوایی
        حبّذا دست سخاوت که گشایی چو کریمان
        خرّما چشم دلی را که به منظور گشایی
        جمع شد در قدمت طالب و مطلوب نگارا
        تو همه عاشق و معشوقی و در عشق یکایی
        شارلی ابدو به آوازه ی نام تو حسد بُرد
        ورنه تکریم بیان نیست چنین هرزه درایی !
        گر فرید از غم ایّام چنین تنگ دل افتاد
        شادیَش هم ز صفای رخ ماهت که برآیی
        * مصرعی که با دو ستاره مشخص شده از استاد پرآوازه سخن سعدی است *
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۰۱
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود
        در وصف حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) خندانک
        امين آزادبخت
        امين آزادبخت
        يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۲۰
        درود بر شما
        استادم خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۱۳
        بداهه تقدیم شما شاعرواستاد گرامی
        مستی به دلم دارم
        از خواندن شعر هایت
        پیمانه بدادی تو
        با شعر اهورایی
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مسعود آزادبخت
        مسعود آزادبخت
        سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۱۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        امين آزادبخت
        يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۱۸
        سلام استادِ غربي اَم

        اگر غرب مي دانست

        در اين باغستان وزين

        چنين باغي را

        باغداريست غربي

        بي شك

        اكنون

        باغت ميراثدار گذرِ رهگذرانِ همه غرب بود

        استادم ...

        اين باغ،

        بي نظير است. خندانک
        مسعود آزادبخت
        مسعود آزادبخت
        سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۱۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۱
        بسیار عالی مانند همیشه خندانک خندانک خندانک
        درودتان باد استاد خندانک خندانک خندانک
        مسعود آزادبخت
        مسعود آزادبخت
        سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۱۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
         صادقي(آپو)
        يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۰۷
        درودها شاعر ارجمند ، زیبا و دلنشین ، دستمریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مسعود آزادبخت
        مسعود آزادبخت
        سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۱۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۴۱
        سلام و احترام استاد دکتر فرید
        عالی درجه یک
        منسجم پرداخت و مفهومی بسیار زیبا
        لذت بردم دایی
        خندانک خندانک خندانک
        خدیجه وفایی راد ( غریبه)
        يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۴۷
        درود ها نثارتان
        بسیار زیبا سروده‌اید خندانک
        قلمتان همواره به مهر رقصان خندانک
        در سایه‌ی الطاف الهی همواره مانا باشید خندانک
        مسعود آزادبخت
        مسعود آزادبخت
        سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۱۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0