سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 24 ارديبهشت 1400
  • لغو امتياز تنباكو به فتواي آيت الله ميرزا حسن شيرازي، 1270 هـ ش
4 شوال 1442
    Friday 14 May 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      جمعه ۲۴ ارديبهشت

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      یادی از داوود کیانیان
      ارسال شده توسط

      مصطفی رضائی

      در تاریخ : يکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸ ۰۲:۴۵
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۱۰ | نظرات : ۲

      سالهای  60-1358 دانش آموز دوران دبیرستان بودم . آقای داوود کیانیان ( داداش بزرگوار و محترم همین آقای رضا کیانیان ، هنرپیشه معروف) دبیر ادبیات فارسی ما بودن . خوب یادمه و همین الان انگار سر کلاس درس ایشون نشستم و خیره به چشمان مهربان و صحبت گرم و دلنشین و  لبخند  انسانی ایشون مات و مبهوت نگاه میکنم . 
      سالهای بعد از انقلاب بود و مدرسه و خیابونای شهر حال و هوای خاصی داشت و ما هم نوجوان و عاشق مهربانی . دبیر خوب ما یکی ازون مهربونهای عالم بود که کلاسش پر میشد از بچه های عاشق. تو کلاسشون همیشه دو سه برابر ظزفیت عادی آدم جمع میشد . آقای کیانیان می آمد و برامون درس می داد ،  کتاب میخوند. قصه میگفت و شعر میخوند . با همه صحبت میکرد  و همه رو به مشارکت در درس و اظهار نظر دعوت می کرد. 
      ما رو وادار میکرد به نوشتن ، به صحبت کردن. دنبال موضوعات تازه و جالب میگشت و با آمدن تو کلاس، همه رو به جنب و جوش مینداخت. اولین جلسه انشاء ( یا آئین نگارش) تصویر پسر بچه ای رو به تخته زد و از ما خواست تو اون عکس اون چیزی رو که میبینیم و درک میکنیم بنویسیم . چه جلسه شلوغ و پر هیجانی برگزار شد. همه ذوق کردیم. تا بحال دبیر اینجوری ندیده بودیم . تا مدت ها خاطره اش با ما ماند و هنوز هم برای ما مانده .  
      علاوه بر اون ، من دلبسته کارهای نمایشی ایشون هم بودم . یک گروه نمایش داشتن . سناریو ها نوشته خودشون بود و علاوه بر اون کارگردانی هم میکردن و گاهی یکی دو صحنه بازیگر .  چندین بار تو سالن شیروخورشید ( هلال احمر امروز) به دیدن نمایش هاشون  رفتم. یک سالن نمایش  هم  میدان احمد آباد بود . هنوز متن و صحنه های  نمایش " چگونه می توان بیست ماهی را بین ده نفر تقسیم کرد "  به یادم مانده است. 
      نمیدونم چرا، ولی امروز یکباره به یادشون افتادم و لبریز از شوق شدم . از خدا میخوام داوود کیانیان و انسانهای مانند ایشون هر جا که هستن تندرست و موفق باشن. 

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۹۶۱۶ در تاریخ يکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸ ۰۲:۴۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      اکرم بهرامچی
      سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۸ ۱۸:۵۳
      سلام
      متن و خاطره خیلی قشنگی از آقای کیانیان نوشتید دستتون درد نکنه قلم زدنتون عالیه و تاثیر گذار ، منو به سالهای قبل از انقلاب و کلاسهای خوب ادبیاتمون برد سالهایی که میدونم هرگز تکرار نمیشن خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      علی مزینانی عسکری
      پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۸ ۲۱:۱۷
      درود بر شما
      نام های نیک هرگز از یادها نخواهند رفت
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0