سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 1 شهريور 1398
  • روز پزشك - روز بزرگداشت ابوعلي سينا
23 ذو الحجة 1440
    Friday 23 Aug 2019
      هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

      جمعه ۱ شهريور

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      زنبوره یا کفشدوز و یا کفشدوزک
      ارسال شده توسط

      احمد پناهنده

      در تاریخ : جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷ ۱۷:۴۴
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۴۵ | نظرات : ۴

      زنبوره یا کفشدوز و یا کفشدوزک
      در گویش گیلکی بویژه در لنگرود، به کفشدوزک، کفشدوز می گویند
      اما مردمان سیاهکل به این حشره ی زیبا و مفید و بی آزار، زنبوره می گویند
      زنبوره می تواند هم زنبور کوچک و بی آزار معنی دهد و هم به معنای زن بردن و زن گرفتن
      اما باور مردمان سیاهکل، از این حشره بی آزار و مفید و زیبا، معنای زن بردن است
      و باور دارند که این حشره ی زیبا اگر بعد از گرفتن و رها کردن، به سوی هر خانه ای پرواز کند و یا بر بامش یا جایی از خانه بنشیند، آن فرد گیرنده و رها کننده ی این حشره، از آن خانه زن می گیرد
      تا اینجا باید گفت و نوشت
      که این بازی ِ آن روزگاران، ریشه در مردسالاری دارد
      زیرا در اینجا، نامی از زن و انتخاب زن نیست که این حشره را بگیرد و بعد رها کند و سپس متوجه شود که از کدام خانه مرد می گیرد یا مرد می برد
      آری
      این بازی چنین شروع می شود که:
      پسر بچه ای این حشره را می گیرد و بر روی پشت دست یا کف دستش قرار می دهد
      ابتدا این حشره برای دفاع از خود، خودش را جمع می کند. بعد که متوجه می شود، خطری او را تهدید نمی کند، کمی راه می رود و بعد به سمتی پرواز می کند
      حال اگر این حشره به سوی خانه ای خیز بر می داشت و بر بام یا درخت آن خانه می نشست، مردمان ساده دل سیاهکل را، باور بر این بود که آن فرد از آن خانه زن می گیرد
      بگذریم که اگر آن خانه اصلن دختری داشته باشد که بخواهد زن این فرد شود
      در این بازی، از زمانی که این حشره را روی کف یا پشت دست می گذارند تا موقع پریدن به سمتی، این شعر را می خوانند
      زنبوره، زنبوره، کوُ نیشتی؟
      یعنی کفشدوز، کفشدوز کجا نشسته ای؟
      می پیلِه انگشته سر نیشتی
      یعنی روی انگشت بزرگ من نشسته ای؟
      دانه فودَم، پر وئوشتی
      یعنی دانه ریختم، تو پر زدی و پرکشیدی
      علی خُنه، سر وئوشتی
      یعنی به سمت خانه علی پر کشیدی
      علی دَتره، نام چی بو؟
      یعنی نام دختر علی چه بوده است؟
      شازده مازده؟
      یعنی شاهزاده ماه زاده؟
      این بازی ساده و بی ریا در اینجا تمام می شد
      یادش شاد و یاد باد
      احمد پناهنده ( الف. لبخند لنگرودی)

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۹۰۸۴ در تاریخ جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷ ۱۷:۴۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۷ ۱۹:۴۶
      خندانک
      درود!

      زیبا بود.

      خندانک
      احمد پناهنده
      احمد پناهنده
      دوشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۷ ۱۶:۳۴
      سپاس از حضور صمیمی شما خانم الهه ی احساس نازنین
      مهرتان افزون
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      فریبا غضنفری  (آرام)
      يکشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۷ ۰۱:۰۲
      شیرین و زیبا بود.
      یاد عطر و بوی شمال و صفای دل مردمش هواییم کرد.

      ممنون ازین پست عالی خندانک خندانک خندانک
      احمد پناهنده
      دوشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۷ ۱۵:۳۶
      سپاس خانم غضنفری ارجمند
      خوشحالم که این نوشته شما را به جایی برد که ریشه در آن خاک دارید
      بوی نسیم گیلان جانان برشما آرام دل گیلان گوارا باد
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0