سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 1 شهريور 1398
  • روز پزشك - روز بزرگداشت ابوعلي سينا
23 ذو الحجة 1440
    Friday 23 Aug 2019
      هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

      جمعه ۱ شهريور

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
      ارسال شده توسط

      علی کارگر( پیرو)

      در تاریخ : يکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶ ۱۰:۳۷
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۳۸ | نظرات : ۴

      فردی مسلمان همسایه ای کافر داشت. هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد :
      خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر, مرگش را نزدیک کن! (طوری که مرد کافر می شنید.)
      زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند، ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد .
      مسلمان سر نماز می گفت: خدایا !ممنونم ک بنده ات را فراموش نکردی و غذای مرا در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... !
      روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد ،دید این همسایه کافر است که غذا را برایش می آورد.
      از آن شب به بعد، مسلمان سر نماز می گفت :
      خدایا ! ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم که چرا جانش را نگرفتی!!!
      این،حکایت خیلی هاست!

      با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
      تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۸۶۲۶ در تاریخ يکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶ ۱۰:۳۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۹:۴۷
      سلام و عرض ادب

      بسیار آموزنده و زیبا و هم بسیار دلخراش بود نوشته و حکایت ِ سراسر عبرت مدارتان مرا یاد کلام مولا علی ع انداخت که فرمودند : ( انسان را باغرور و ادعا چکار که ..... )

      متاسفانه ازینگونه افرادِ به قول ِ حافظ خواجه ی پاکباز در جامعه ی کنونی زیادند که یکی از رنج آورترین ملولانند بر دلها خراشند .... الهی که اینگونه نباشند .


      مدعی خواست که آید به تماشاگه ِ راز
      دست ِ غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد

      سرافرازباشید درپناه حق
      احمد خدادادی دهکردی
      يکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶ ۱۳:۵۹
      درودبراستادپیرو عزیزوبزرگوار بسیار مطلب آموزنده
      و منطبق براحوال بیشترمردم ما احسنت برشما خندانک خندانک :2 خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶ ۲۱:۵۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سعید احمدجامی (خواجه)
      دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶ ۱۹:۱۴
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      درود بر شما
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0