سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 27 فروردين 1400
    5 رمضان 1442
      Friday 16 Apr 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        جمعه ۲۷ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        |افسانه مه آلو هاکو و پرشا نگاره دوازدهم
        ارسال شده توسط

        مازیارملکوتی نیا

        در تاریخ : پنجشنبه ۳ تير ۱۳۹۵ ۱۳:۱۵
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۲۲ | نظرات : ۸

        نگاره دوازدهم شب آخر تو خیابون / بی هدف قدم میزدیم / کاملا بی هدف / منو پرشا /خیابونهای بی پایان تهرانو زیرورو میکردیم /ولی دنبال چی ؟/هیچوقت/هنوزم نفهمیدم / سرد بود با اینکه هنوز زمستون نشده بود / صداش کردم / به آرومی نگاهم کرد / نزدیگش شدمو سعی کردم مانتو و شالشو درست کنم / صورت مهربونش سرخ شده بود از سرما / گاهی طوری نگاهم میکرد که فکر میکردم نمیشناسه منو/ درست مثل الان / پرسیدم :پرشا؟/میشناسی منو ؟ /با بهت بهم نگاه کرد/ تازگیها تعداد قرصهاش زیاد شده بود/تقریبا حرف نمیزد/ همش /یا خیره به من بود / یا زمینوو نگاه میکرد/ با خودش حرف میزد /نگاههاش طوری بود که انگار قراره دیگه نبینیم همدیگرو / جمله های عجیبی میگفت/اسمهای عجیب/ اسمهایی مثل هاکو / دره نای / اژدها و.../احتمالا مربوط به کابوسهاش بود / نمیدونستم چیکار کنم / گوشهام از سوز یخ زده بود / گفتم: پرشا بریم یه چیز گرم بخوریم؟/ یهو نگام کردو به آرومی گفت :خون.../ماتم برده بود/ فقط نگاهش کردم / خانم دکتر شکوهی گفته بود که اگر به این شرایط رسید / یعنی دنیای واقعی رو از رویا تشخیص نداد / باید بستری شه / هرروز لاغرتر و آرومتر میشد /باروون/ آروم شروع به باریدن کرده بود/ دستشو گرفتم / وایساد / با حالتی که انگار/از خیانت بهم/ شرمنده بود گفت : بابک من دوستت دارم ولی مجبوم/ گفتم : مجبوری؟ /به چی؟ / مگه چیزی شده ؟/بعد با حالتی که هیچوقت معنیشو نفهمیدم گفت : اگرنباشم من ..../راهتو برو .../باشه؟/ از تعجب داشتم وا میرفتم /راه افتاد / حرکت که کردم با دست اشاره کرد که نرم دنبالش / وایسادم / آروم تو بارونی که حالا رگبارشده بود غیب شد / کاش اونروز نمیذاشتم بره/ که شبش اون اتفاق بیفته ..../ کاش ....

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۷۱۶۱ در تاریخ پنجشنبه ۳ تير ۱۳۹۵ ۱۳:۱۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۳ تير ۱۳۹۵ ۱۱:۰۲
        خندانک خندانک خندانک
        درود
        زیبا بود خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        پنجشنبه ۳ تير ۱۳۹۵ ۱۸:۰۱
        خندانک خندانک خندانک
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        پنجشنبه ۳ تير ۱۳۹۵ ۱۱:۰۷
        خندانک خندانک خندانک
        ریحانه منصوربخت
        پنجشنبه ۳ تير ۱۳۹۵ ۱۴:۳۷
        خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0