سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 24 مهر 1400
  • روز پيوند اوليا و مربيان
11 ربيع الأول 1443
    Saturday 16 Oct 2021
    • روز جهاني غذا

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

    شنبه ۲۴ مهر

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    پسرک شیطون من(حکایت بچه های امروز)
    ارسال شده توسط

    جمیله عجم(بانوی واژه ها)

    در تاریخ : سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ ۱۳:۴۶
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۰۱ | نظرات : ۳۲

    امان ازاین عید واین همه دردسر وگرفتاری وزحمت که باخودش میاره
    یه پسرشروشوروشیطونم داشته باشی که ازدیوار راست بالا بره و
     مدام اعصابتو بهم بریزه ونذاره درست به کارات برسی
    یا باتوپش به درودیواروپنجره ها بزنه وسروصدا راه بندازه
    یا باشمشیر وتفنگش دقیقه ای یه بارتهدیدت کنه وسط اون همه شلوغی
     واسباب اثاثیه و بگه دست بالا یالا تواسیرمنی
    یاهم که هی بپره بالای اپن ودوباره مثل چتربازبا های وهوی وسروصدا بپره پایین
    وای که چقدر حرصم درمیاد ازاین کاراش اما فقط دندونامو
     هی فشارمی دهم به هم وتحمل می کنم چون اگه یه ذره بهش گیربدی
     چنان لج می کنه وزمین وزمان روبهم می ریزه که ازکرده ات بیشترپشیمون میشی
    وبدترازاون هم اینکه یه روز که تمام خونه روبهم ریخته باشی
     وازصبح تاشب کلی کارکرده باشی وکوفته وخسته باشی
    چندتامهمون سرزده هم زنگ بزنند که تا نیم ساعتی دیگه درخونه تونیم
    دیگه حسابی گاوت زاییده!!
    چقدرخسته ام دلم فقط می خواد یه دل سیربگیرم بخوابم اما چه میشد کرد
    بایدیه فکری برای مهمونایی که توراهن بکنم.
    بیچاره ها که  بدترازمن خسته ازطی یک راه طولانی فقط دلشون
     یه مکان ساکت وآرام می خواستند برای استراحت،
    فوری دست به کارشدم تا اینکه  بلاخره رسیدند
    اما این بچه هم که انگاراصلن تاحالا آدم ندیده هر انچه که درتوانش
    بودازفضولی وادابازی جلوشون کم نگذاشت فقط مونده بود یه بمبی چیزی
     گیربیاره وخونه روببره هوا کلی عاصی کرد همه رو
    سفره رو هم که انداختم همه آروم وبی صدا شروع کردند
    به خوردن اما اون هنوز هم بدجور رواعصابم راه می رفت تمام کبابای  بشقابش
     رو برداشت وسه سوته بدون نون زد تورگ بعدشم گفت چراین قدرکم درست کردی مامان ؟
    وشروع کرد به بهانه در اوردن ونق نق
    چندتا کتلت دیگه براش گذاشتم وگفتم غذاها کم نیست
     تو همیشه کارات ازخلق خدا بدوره بچه  خب بانون وترشی بخور
    بس که دیگه اززور خستگی وهم ازشیطونیاش جلو مهمونا حسابی ناراحت شده بودم
    بدجور بالا زده بود شروع کردم به شکایت  ویه کم نالیدم ازکاراش
    هنوز حرفام تودهنم بود که خیلی حاضرجواب وطلبکار روبه من کرد وگفت :
    من اگه کارام ازخلق خدا بدوره تو کلن  ازخود خدا به دوری مامان خانم
    که اینقدر ایراد می گیری وآبروی من بدبختو جلو مهمونا می بری!!خندانک
    وهمه هم ازحرفش بلند زدند زیرخنده!
    دیگه واقعن هنگ کرده بودم مونده بودم بخندم یا گریه کنم!!!خندانکخندانکخندانک
     
    پانوشت :
    پیشاپیش نوروز نودوپنج این عید سعید باستانی رابه همه ی
    دوستان واستادان عزیزو بزرگوارم تبریک عرض می کنم
    وامیدوارم که سالی پراز شادی وموفقیت درپیش داشته باشید.خندانکخندانک
     

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۶۷۶۲ در تاریخ سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ ۱۳:۴۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقدها و نظرات
    آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
    سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ ۱۰:۴۲
    خواهری گلم خداااااااااااااقوت خندانک واااااااای چقدر کار داشتی پس چرا من بیکارم خندانک خدا حفظ کنه پسر شیطونت و خوب تازه شده مثل خوووودت خندانک ممنون قشنگ بود ماشاالله عاقله حرف خوبی هم زده خندانک
    پیشاپیش نوروز در راه وبهار سبز و تبریک می گم و بهترین هارو برات میخوام
    .......................................... خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    علیرضا کاشی پور محمدی
    سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ ۱۲:۲۱
    سلام عیدتان مبارک
    خدا حفظ کند پسر شیطون شما را اما به راستی اگر همین بچه ها و شیطنت شان نباشد زندگی خیلی بی معنا می شود .
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    فرهاد سامی
    سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ ۱۳:۴۷
    سلام استاد عید شما هم پیشاپیش مبارک
    اتفاقا من عاشق اینجور بچه هام خندانک خندانک خندانک ی بچه خاله دارم دقیقا همینجوریه، چون کاری باهاش ندارم وقتی منو میبینه همه برنامه ای رو من پیاده میکنه خندانک خندانک
    ابوالحسن انصاری (الف رها)
    سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ ۲۰:۳۱
    سلام عیدتون مبارک . قدردان زحمات وارشادات شما هستم.

    امیدوارم به یاری خدا پسر گل تون همیشه سالم باشند


    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

    فریبا غضنفری  (آرام)
    سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ ۲۳:۰۱
    امان از حاضرجوابی های غلیظ و بامنطق بچه های امرووووزززز
    خواهر جان گفتی مهمون و کردی کبابم ، همین امروز خبر رسید که از اول عید مهمون از راه دووور داریم تا کی موندنشون نامعلومه و باز هم خبر رسید چهارم تا ششم هم مهمونای دیگه ای از راه دور دارن میان، خدا بقیه اشو بخیر کنه. خندانک

    فکر کنم کلید و بذارم و فرار کنم خندانک
    خلاصه ندیدینمون حلال کنین خندانک
    صفیه پاپی
    چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ ۱۱:۱۴
    من عاشق شیطنت بچه هام خندانک خندانک خندانک
    اذیتش نکنی خواهری خندانک خندانک خندانک خندانک
    زهرا حسین زاده
    چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ ۱۲:۰۸
    سلام خسته نباشید خندانک خندانک خندانک خندانک
    منصور شاهنگیان
    چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ ۱۸:۱۲

    با درود و تبریک سال نو :

    بچه ها با همین حرفا و کارا خودشونو تو دل بزرگترا جا میکنند ...

    بچه باید شرایط و محیطی داشته باشه که بتونه بچه گی کنه ...

    خداوند همگی بچه های این سرزمین رو سالم و با نشاط برای ساختن و آباد

    کردن کشورشون نگهداره ...






    یاسمینا
    پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۴ ۱۱:۱۱
    سلام
    اااای جان....خدا پسرتو حفظش کنه خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    نیره ناصری نسب
    پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۴ ۱۷:۰۲
    سلام بر خواهر گلم

    خدا حفظش کنه خندانک

    سال شادی در پیش رو داشته باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    پرستو پورقربان (آنه)
    پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۴ ۱۸:۴۶
    سلام سلام خندانک
    به به بازم حکایت شیطنت بچه های امروزی!!
    یعنی یه کارایی میکنن ... که آدم هیچ کاری نمیتونه بکنه!
    والا من اینارو میبینم دلم به حال بچگی های خودم کباب میشه!
    مامانم میگه انقدر آروم بودم که اصلا وجودم حس نمیشد!
    تاجایی که یادمه تنها کار عجیب و غریبم درد و دل کردن با عروسکم بود! کلی هم خواهر خیالی داشتم برا خودم! که تو خلوت کودکانه ام کلی باهاشون خاله بازی میکردم مثلا!!
    هیچ چی دیگه الان اینا رو میبینم برام عقده شده!بهم حق نمیدین؟!!


    خداقوت جمیله بانو،خدا پسرتون رو حفظ کنه،یه دعای دیگه هم میکنم برات آبجی: ایشالا همیشه خونه تون مهمون و مهمونی باشه خندانک بخدا نعمته.منکه تو غربتم میدونم چقد سخته نه بوی عید و بفهمی نه شلوغی خونه رو تجربه کنی خندانک تو یه همچین سکوتی انگار دیوارهای خونه آدمو قورت میدن!! خندانک


    خلاصه خیلی دوستت داریم آبجی،عیدت یه دنیا مبارک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    محمودرضا رافعی (رافع)
    يکشنبه ۱ فروردين ۱۳۹۵ ۲۱:۴۱
    بانو میگن امیرتیمور روزی به شیراز آمد و حافظ شیرازی را طلبید . حافظ در فقر بود واعصابش خورد ....
    امیر از حافظ پرسید : من به ضرب شمشیر زمین را خراب کردم تا سمرقند و بخارا را آباد کنم آنوقت تو آن را به یک خال هندو می بخشی ؟
    حافظ گفت : از این بخشیدن ها و گذشت هاست که چنین گشته ام
    حالِ شمای مادر است خندانک که با یک نگاه به پسرِ گُلت ، به تبسمی او را می بخشی خندانک ( به مِهرِ مادری خندانک )
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    1