سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 31 فروردين 1400
    9 رمضان 1442
      Tuesday 20 Apr 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        سه شنبه ۳۱ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        تحول زهرا-قسمت اول
        ارسال شده توسط

        زهرا حسین زاده

        در تاریخ : چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۴ ۱۴:۴۳
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۸۲ | نظرات : ۱۱

        زهرا هستم متولد سال 75 اگه بخوام از گشته م یه چیزی رو بهتون بگم اینه که تو خانواده مذهبی بدنیا اومدم فرزند آخر هستم و اینکه تقریباً می شه گفت از بچگی طبق روال خانواده م  چیزی که از خواهرم می دیدم برادرم می دیدم یه خانواده ی مذهبی بود و گرایشات من هم به سمت مذهبی بود تقریباً می شد گفت از بچگی طوری نبودم که بخوام بدون روسری بگردم . همیشه با روسری و حجاب بودم . گرایشاتم  میتونم بگم تا راهنمایی  همینطور پیش رفت  تو راهنمایی کمی کم رنگتر شد . حالا به خاطر اینکه باید به درسام بیشتر اهمیت میدادم . از این جو فاصله گرفته بودم . راهنمایی من تموم شد وارد دبیرستان شدم تو دبیرستان من گرایشم همچنان شاید بگم بود چون برنامه هایی که حالا راجع به حجاب بود یا مذهبی بود رو همیشه نگاه می کردم . همیشه حضور داشتم توش  اما چون یه خانواده ای بودیم که همه چادری و با حجاب بودند من هم طبق روال خانواده بدون اینکه تحقیقی هیچ چیزی راجع به حجاب داشته باشم چادری شدم ولی چادری شدن من فقط این بود که چادر سر کنم به معنی محجبه شدن نبود .
        خیلی وقتا با چادرم آرایش می کردم خیلی وقتا موهام بیرون بود با چادرم . یا اینکه چادرم رو باز می زاشتم . اینجور نبود که چادرم رو جمع کنم . رنگایی که زیر چادر استفاده می کردم معمولاً رنگایی بود که جلب توجه می کرد . بعداً هم من از بچگی آرایش کردن و لاک زدنو دوست داشتم یه چیزی بهتون بگم توی دوران بچگیم هم پولامو هرچی که داشتم جمع می کردم برای خرید لاک علاقه ی من به لاک بود . لاکای قرمز هر چقدر پر رنگتر بهتر . توی این مدتی هم که چادر سر می کردم همچنان بودش برام مهم نبود خب فقط مهم چادر بود که سرم میکردم .حالا دیگه لاک زدن مگه چه اشکالی داشتش یه وقتا حتی می گفتم اگه لاک زدن بده پس چرا در گذشته خانما حنا استفاده میکردند . اگه بده اینم مثل همونه دیگه . کسی هم که بخواد نماز بخونه تایمی که بین  نماز هست پاک می کنه و دوباره می زنه اینم از یه طرف بود .
        تقریباً فکرم همش عوض شده بود . در مورد همه چیز عوض شده بود . در مورد همه چیز حتی رابطه هایی که تو اجتماع بود . همه چیز عوض شده بود .
        دوستای من طوری بودند که فقط من بودم بینشون چادری . دوست داشتم مثل اونا باشم ولی از طرفی هم خانواده بود تا اینکه رسیدم به جایی که چون معنی چادر رو نمی دونستم واسش ارزشی قائل نبودم . اصلاً وقتی میخواستم بیرون برم دنبال فرصتی بودم که چادرم رو در بیارم . چادر تو مسافرت لازم نیست چادر  تو عروسی معنی نداره . چادر فقط شاید صرف این بود که برم مدرسه . مهمونی بشه عید بشه چادر رو در میارم  . این روال بودم که رسیدم به سال چهارم دبیرستان . به سال چهارم که رسیدم یه کم فکر کردم دیدم من که دارم چادر سر می کنم اگه یه نفر منو ببینه می گه خب این چادریه و یه خانم محجبه هم چادریه منو با دیگران جمع می بستند . دوست نداشتم اسمش خراب بشه .دوست نداشتم من باعث این بشم اسم چادر خراب بشه . به خاطر همین چادرم رو در آوردم ..............ادامه دارد

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۶۷۲۹ در تاریخ چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۴ ۱۴:۴۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ ۱۳:۵۷
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        درود نازنین بانوی ادیبم خندانک
        خیلی جالب بود
        منتظر ادامه اش می مونم
        موفق باشی خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ ۱۷:۱۸
        درود بانو خندانک خندانک خندانک خندانک
        عباس ترکاشوند(عارف)
        پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ ۰۴:۳۱
        ميشل هولباك، نويسنده اسلام ستيز فرانسوي كه اخيراً دين اسلام را «حماقت» و «خطرناك» توصيف كرده، در جديدترين اظهارات خود گفته است: «براي غلبه بر مسلمانان بايد آنها را به فساد كشيد. ما از راه زور نمي توانيم افراط گرايي ديني را متوقف سازيم؛ پس بهتر است مسلمانان را به فساد بكشانيم. چنگ بر ضد افراط گرايي اسلامي با كشتن مسلمانان فايده اي ندارد، فقط با فاسد كردن آنها مي توان به اين پيروزي دست يافت. بايد به جاي بمب دامن هاي كوتاه و گوشواره فرو بريزيم.»
        اين رهنمودهاي كاملاً هوشمندانه و بسيار موثر براي دشمنان جوامع اسلامي است. واقعيت اين است كه هيچ چيز به اندازه فساد جنسي، شالوده هاي يك جامعه هدفمند را از هم نمي پاشد. فساد، نيروهاي پر شور جوانان را به بيراهه هاي ناهنجاري مي كشاند و جامعه را از نيروي كارآمد محروم مي كند. يكي از بزرگترين عوامل تعيين كننده در اين زمينه نحوه ظاهر شدن زنان در عرصه هاي اجتماعي است.
        در جامعه اي كه زنان و دختران به شكل اغواگرايانه و با افراط در نمايش زيبايي هاي جسمي خود در مكان هاي عمومي ظاهر مي شوند، انگيزه هاي فساد جنسي بيش از جوامع است كه در انها چارچوبهاي تعيين شده براي نحوه حضور اجتماعي زنان وجود دارد و كنترل هاي اجتماعي مانع از اغراق در نقش جنسي زن در صحنه هاي اجتماعي مي شود. وفور اين انگيزه ها طبعاً منجر به غلتيدن جامعه به دامن ابتذال هاي جنسي مي شود.
        فلاسفه غرب مدت هاست كه از نحوه ايفاي نقش اجتماعي زن در جوامع غربي انتقاد مي كنند. آنها مي گويند به رغم آنكه در ابتدا كشاندن زن به عرصه هاي اجتماعي با انگيزه بهره مند كردن جوامع از نيمي از توان اجتماعي خود بود، اينك پس كه از دهه هايي از اين حضور مي گذرد، افراط در ابعاد جنسي، باعث شده كه اين نيمة جامعه نه تنها از ايفاي نقش هاي اجتماعي خود باز بماند، بلكه به اضمحلال كشاندن نيروهاي مردان جامعه به دليل مخاطب واقع شدن در فرآيند رفتارهاي ناهنجار زنان را باعث شود.
        اسلام اين مشكل را با روشن بيني خاص خود پيش بيني كرده و نسخه منحصر به فرد حجاب را به عنوان چاره قطعي آن با جوامع اسلامي معرفي كرده است؛ به گونه اي كه امروزه، برخي از چهره هاي جديد فلسفي عرب، به تقليد از اين نسخه بي بديل عرب، جوامع غربي را به پرهيز از افراط در نمايش هاي جنسي عمومي به وسيله دختران و زنان جوان دعوت مي كنند.
        اما خواهر گرامی همان طوری که خود بیان نموده ایدبیرون آوردن چادررا نمی توان تحولی خوب دانست چون خود شما هم قبول دارید متانت یک دختر چادری بهتر از دیگران می باشد چرا می خواهی از خوبان فاصله بگیری درجمع خوبان وهمرنگ آنها باش
        زن گُلى خوشبو است ... زن گوهر و ياقوت گرانبهاست و چون جنس لطيف زن هم مانند طلا و جواهرات است ، و بايد از دست خيانتکاران و دزدان عِفت و ناموس محافظت کرد، و از چشم تبهکاران و اهل فساد حفظ نمود، زيرا زن همانند مرواريد است که در صندوقچه صدف بايد پنهان گردد تا طعمه آنان نشود و تنها ساتر و نگهدارنده زن حجاب است و حجاب براى زنان مانند محفظه اى بر جواهرات است و اگر زنان نيز در پوشش نباشند. هميشه در معرض خطرات و تجاوزات قرار مى گيرند و به خاطر نشان دادن زيبائى ها پيوسته مورد آزار و تعدى مفسدين مى شوند.
        آرى دخترم ... دستور حجاب در اسلام به اين جهت است که زن از دست خيانتکاران در امان باشد. زيرا بدنش پوشيده و زينتهايش مستور است و مردم از او چيزى نمى بينند و در او طمع نمى کنند و از او دورى مى جويند و نظرشان را جلب نمى کند، بلکه از او حساب مى برند و حيا مى کنند، همه اينها به خاطر حجاب است . و شما مطمئن باش که اگر زن در پوشش ‍ حجاب نباشد، پيوسته در معرض آزار مفسدين است ، بنابر اين حجاب شرافت و بزرگوارى توست ، آرى دخترم اين گوشه اى از فلسفه حجاب بوده که تذکر دادم .شما نسل جوان امید وآینده کشور عزیز من هستید جوانی که شوردارد توان داردحیف است گرفتار توطئه دشمنان ماباشد من یک معلم هستم دخترم وظیفه ام ایجاب می کند که بی پرده باشما سخن بگویم امیدوارم از عرایض این فرد کوچک وحقیر دلخور وغمگین نباشید

        وحید کاظمی
        پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ ۰۴:۵۹
        خندانک خندانک خندانک
        درود بر شما خواهرم
        این داستان که اطمینان دارم در ادامه واقعیت هایش بیشتر روشن میشود صد در صد ساخته ذهن شماست و در پی یاد آوری موضوعی و با هدفی نوشته شده حالا چون شخصیت این داستان هم نام باشماست دلیل نمیشه که واقعیت داشته باشه برای خودتون اتفاق افتاده باشه
        در صورتی که واقعیت این موضوع در جامعه بسیار زیاد و متاسفانه تمام نشدنی است .در کل به نظر من انسانالکی اشرف مخلوقات نیست و قدرت تفکر در انسان اون و متمایز میکنه از بقیه موجودات حالا اینکه جهت دادن به این تفکر دست خود انسانه و باید تشخیص بده راه خوب و بد رو اینکه ما از پدر و مادرمون به صورت کور کورانه بخوایم یه چیزی رو یاد بگیریم خوب نیست پدر و مادر وظیفه دارن خوب و بد رو به آدم نشون بدن ولی اینکه بخوان به زور از بچگی چادر رو سر بچه بزارن این داستان به وجود میاد که تو بچگی که شاید نیاز نباشه بچه چادریه ولی وقتی بزرگ شد و به حجاب نیاز داشت دیگه از چادر بدش میاد و ارزششو درک نمیکنه چرا؟چون خودش تصمیم نگرفته و یک تقلید کور کورانه بوده،
        بزار برات یه داستانی رو تعریف کنم یه روز یکی از دوستان تعریف میکرد میگفت بابام هی گیر میداد میگفت برو نماز بخون و دعوام میکرد یه روز قاطی کردم سجاده رو رو به سمتش پهن کردن رو بهش ایستادم اقامه گفتم و نیت کردم دو رکعت نماز میخونم از ترس بابام قربت ان الا الله
        میگفت بابام که این صحنه رو دید دیگه بهم گیر نداد بعد از چند سال خودم تصمیم گرفتم نماز بخونم و الان ده ساله که نمازم قضا نشده و دارم میخونم
        چرا؟چون خودش به این نتیجه رسیده که باید نماز بخونه فکر کرده راجب این موضوع وتصمیم گرفته این تصمیم کور کورانه نیست در مورد حجاب هم همین طور و.....
        باید خود طرف به این نتیجه برسه که حجاب خوبه تا بتونه ازش استفاده درست کنه حجابی که توش تفکر نباشه حجاب نیست یک مد پوششیه
        به نظر من البته کسانی حجاب دارن که توی یک کشور زندگی میکنن که حجاب اجباری نیست و خودشون خواستن محجبه باشن نه کشوری که حجاب اجباریه اینجا پوشش و لباس سازمانیه یک کشور به حساب میاد این حجاب
        یک مطلبی رو پارسال از یک حاج آقایی دیدم که خیلی جالب میگفت که وقتی یک نفر و بنشونی روی یک صندلی و به زور براش فیلم بزاری و هی از فیلم تعریف کنی ارزش نداره نگاه کردن طرف به فیلم ولی وقتی در باز باشه و طرف با تعریف شما خودش بشینه رو صندلی و فیلمو نگاه کنه این یعنی ارزش
        موفق باشید خواهر عزیزم
        خندانک خندانک خندانک
        حسن بذرگری(آیین نیشابوری)
        پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ ۰۵:۰۵
        سلام بانو حسین زاده
        مطلبتون / تحول زهرا / خیلی جالب بود ولی قابل نقد
        خیلی دلم می خواهد موضوعات چالشی رو به چالش بکشم ولی خودتون میدونید خیلی از این موضوعات چالشی جز تابوها و خطر قرمزهاست از جمله چادر
        یک زمانی در روزگاران دور یک حاکمی بود به که می خواست به زور چادر و حجاب را از زن سرهای این ملکت در بیاورد – همه مقاوت میکرند- مردها این رو جز غیرتشون و زنها جز هویتشون می دونستند- خلاصه جنگ وجدال با لاگرفت مردم به خیابون ریختند و حاکم را بیرون کردند . این دفعه یک حاکمی سر کار امد که می خواست به زرو چادر سر زنها کنه- می خواست بهشون هویت بده- انسانیت بده- بزرگی بده- ولی خوب خیلی ها این هویت بزرگی را نمی خواستند – دلشون می خواست ساده باشند و آزاد. – دلشون میخواست مثل همون مادیون وحشی بی زین وقید باشند- دلشون می خواست آزاد باشند- - خلاصه هیچوقت هیچ کس ازشون نخواست و نپرسید خودشون چی دوست دارند.هر دومی گفتند این خواست مردم – این هویشون است- یزرگیشون است و این قصه هم چنان ادامه دارد.
        بابک فغفوری (پور)
        چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۴ ۲۳:۳۸
        خندانک
        بابک فغفوری (پور)
        چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۴ ۲۳:۴۰
        خانم حسيني نميدونم بايد رومتن نظر بدم ؟
        رو حجاب ؟ رو مشكل داشتن يا نداشتن لاك؟
        خندانک
        زهرا حسین زاده
        پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ ۰۳:۴۳
        روی مطالبم تحت عنوان تحول
        سید محمد حسین شرافت مولا
        پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ ۱۱:۱۰
        سلام و درود بر شما
        بله افراط خوب نیست , تفریط هم خوب نیست
        و با نوشته تان موافق هستم
        التماس دعا
        یا حق
        احمد رشیدی مقدم (گمنام)
        جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۹۴ ۱۶:۴۳
        درود به دختر ار جمند ضمن اینکه منتظر دنباله آن هستم
        شخصا مخالف چادر نیستم ومعتقدم هر زن ویا دختر
        از لحاظ پوشش ظاهری پوشیده باشد با لباس غیر چسپان
        واز لحاظ فکری هم محجوب باشد بسیار خوب است
        لیکن متاسفانه بعضی از عزیزان حجاب را فقط در چادر
        میدانند ؛ در صورتیکه در قرآن تاکید بر ججاب است
        واسمی از چادر نبرده و چادر تصور میکنم درایران
        معمول بوده ؛ خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0