سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 30 شهريور 1399
  • روز گفت و گوي تمدن‌ها
3 صفر 1442
  • ولادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام، 57 هـ ق
Sunday 20 Sep 2020
    سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. حضرت علی(ع)

    يکشنبه ۳۰ شهريور

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    پست مدرنیسم و تاریخ نگاری
    ارسال شده توسط

    سید حاج احمدی زاده(ملحق)

    در تاریخ : دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۴ ۲۲:۴۱
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۸۱ | نظرات : ۵

    آیا تاریخ تحت تأثیر پستمدرنیسم دچار اضمحلال و فروپاشی شده است؟
    آیا از آنجا که واقعیتْ تنها، ساختهی ذهنی (سوبژکتیو) مورخ است، نگارش تاریخ تلاشی بیهوده خواهد بود؟
    پست‌مدرنیسم به عنوان پدیده‌ای فرهنگی که متضمن بازبینی و بازنگری انتقادی گذشته است،
    تأثیری عمیق بر تاریخ و تاریخ‌نگاری داشته است. پست‌مدرنیسم روش‌شناسی‌های2 سنتی، ماهیت پژوهش‌های آرشیوی و دانش تاریخی را به چالش کشیده و پرسش‌هایی بنیادین درباره‌ی تاریخ به عنوان یک رشته‌ی دانشگاهی طرح کرده است.
    تاریخنگاری سنتی و روششناسیها
    نقش مورخ چیست؟ لورنس اِستون3، یکی از طرفداران «تاریخ چنان‌که می‌شناسیمش»، معتقد است مأموریت مورخ آن است که «یک حقیقت ثبت‌شده را دوباره به چنگ آورد». بدین شکل او قادر خواهد بود از طریق انجام پژوهش‌های آرشیوی-که معمولا یک کار اَسنادی و آرشیوی ملال‌آور است- «واقعیت» را از میان اسناد موجود در بایگانی‌های تاریخی کشف کند و آشکار سازد. مورخ،
    اعتبار اسناد تاریخی ثبت‌شده را مورد بررسی و مداقه قرار می‌دهد؛
    قصد و نیت نویسنده‌ی اسناد را بررسی می‌کند؛
    بستر و زمینه‌ی سیاسی و اجتماعی‌ای را که اسناد تاریخی در آن پدید آمده‌اند، مطالعه می‌کند؛ و
    حقیقت را (حداقل تا حدی) درباره‌ی گذشته کشف می‌کند یا آشکار می‌سازد.
    تاریخ‌نگاری سنتی و روش‌شناسی‌های آن معتقدند ارتباط مستقیمی میان مفاهیم ذهنی و نشانه‌های کلامی وجود دارد و بر این اساس زبان و به تبع آن متن، یا اسناد، واقعیت را بازمی‌نمایاند. و این وظیفه‌ی مورخ است که با پژوهش پرزحمت آرشیوی واقعیت گذشته را کشف کند و روایتی از گذشته ارائه کند، که گرچه ممکن است تمایلات و گرایش‌های مورخ به آن شکل داده باشد، اما حتی‌المقدور و با تقریبی خوب بیان‌گر «گذشته آن‌گونه که بوده» است.
    با همه‌ی تفاوت‌هایی که در رویکردهای مختلف تاریخ‌نگاری سنتی (که رویکرد مدرن هم جزئی از آن است) دیده می‌شود، شاید بتوان سه اصل اساسی را زیربنا و بنیان همه‌ی این رویکردها دانست:
    ۱) آنان به نظریه‌ی تشابه واقعیت معتقدند. بر اساس این نظریه تاریخْ افرادی را به تصویر می‌کشد که واقعا وجود داشته‌اند و اعمالی را توصیف می‌کند که واقعا انجام شده‌اند.
    ۲) پیش‌فرض آنان چنین است که افعال و اعمال انسان مقاصد و نیت‌های او را بازمی‌نمایاند و این وظیفه‌ی مورخ است که این مقاصد را با هدف ساخت یک داستان تاریخی منسجم دریابد.
    ۳) آنان با مفهومی یک‌بُعدی از زمان کار می‌کنند4. در نظر آنان رویدادها در یک ترتیب و توالی منسجم، از رویدادهای پیش از خود پیروی می‌کنند.
    این مفروضات درباره‌ی واقعیت، قصدمندی و توالی زمانی تعیین‌کننده‌ی ساختار تاریخ‌نگاری از هرودوت و توسیدید5 تا رِنکه6 و از رنکه تا قرن بیستم است. و دقیقا همین پیش‌فرض‌ها هستند که در تفکر تاریخی معاصر مورد پرسش قرار می‌گیرند.
    پستمدرنیسم، تاریخنگاری،  زبان
    آگاهی درباره‌ی گذشته از طریق متون، یعنی از طریق زبان، به دست می‌آید. مورخان پست‌مدرن، مانند گابریل اشپیگل7، معتقدند «گذشته تنها به شکلی غیر مستقیم و با واسطه نمایانده می‌شود؛ شکلی که به وسیله‌ی زبان برای ما حفظ و نگهداری شده است». اما آن‌چنان که پست‌مدرنیسم و باصطلاح «گردش زبانی8» توانایی زبان را برای بازتاب «واقعیت» به چالش می‌کشد، روش‌شناسی‌های تاریخ سنتی نیز زیر سوال خواهند رفت. به علاوه «مفهوم واقعی و دقیق گذشته به عنوان یک موضوع بازیافتنی و قابل دسترس برای مطالعه» مورد چالش و پرسش قرار می‌گیرد.
    اگر چنان‌که لورنس استون در دفاع از تاریخ سنتی می‌نویسد «واقعیت تنها به وسیله‌ی زبان تعریف می‌شود... . و هیچ چیز بیرون از متن وجود ندارد»، «آن‌گاه تاریخ آن‌چنان که ما آن را شناخته‌ایم، فرو می‌پاشد و تشخیص واقعیت9 از داستان10 ممکن نخواهد بود». در واقع برخی متفکران پست‌مدرن معتقدند «متن و زمینه به یک فهم منفرد از فرهنگ تبدیل می‌شود (فرومی‌پاشد)». زبان واقعیت را توصیف نمی‌کند، بلکه واقعیت را می‌سازد.
    کارول اسمیت‌رُزنبرگ11 می‌نویسد «خود زبان تنها درون ترتیبات و نظام‌های اجتماعی و تاریخی معنا و اعتبار می‌یابد». اما، پژوهش آرشیوی و تاریخ‌نگاری چگونه به وسیله‌ی پست‌مدرنیسم تحت تأثیر قرار گرفته است؟
    برای پاسخ به این سؤال طرح گابریل اشپیگل درباره‌ی ماهیتِ گذشته پراهمیت است: «گذشته چیست جز یک وجود مادی در گذشته که اکنون خاموش شده؛ تنها، نشانه‌ای است که معنایش وابسته به سلسله‌ی متعارض تأویل‌ها است؛ معلق میان حضور و غیاب است؛ برای تملک یادها و یادگارها تلاش می‌کند و در تکاپو است تا ردّی از معنا بر پیکرهای بی‌جان نقش زند».
    پی نوشت:
    * Lito Apostolakou
    2- Methodologies
    3- Lawrence Stone
    4- شاید استفاده از واژه‌ی diachronic(در مقابل synchronic) برای توضیح این جمله بتواند این مفهوم را روشن‌تر کند. diachronicبه معنای توجه به شیوه و روندی است که چیزها، و به‌ویژه زبان، طی آن رشد و توسعه یافته‌اند.
    5- Herodotusو Thucydidesهر دو از تاریخ‌نگاران یونان
    باستان هستند.     
    6- (۱۷۹۵-۱۸۸۶) Leopold von Ranke، مورخ آلمانی، پدر مطالعات تاریخی مدرن و از پایه‌گذاران شیوه‌ی مدرن نگارش تاریخ بر مبنای منابع است.
    7- Gabrielle Spiegel
    8- Linguistic turn
    9- Fact
    10- Fiction
    11- Carroll Smith-Rosenberg
    نویسنده: لیتو اَپوستولکو* - سیدمحمدحسین شجاعی

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۶۶۸۳ در تاریخ دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۴ ۲۲:۴۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقدها و نظرات
    جلال سلطانیا (فریاد تا همیشه)
    سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ ۰۷:۲۵
    به نظر من دستکم پاره ای از تاریخ دستخوش دستمزد تاریخ نگار از فاتح جنگ شده است و باید هنگام مطالعه تاریخ باید خطوط سفید بین خطوط را نیز خواند و مانند حل یک معما اقدام کرد.
    در این باب که ممکن است بخشی از تاریخ ساخته ذهن باشد که تردیدی نیست یعنی اینکه مورخ بر اساس عقیده خویش مینگارد و در نهایت به آنچه که خود دوست دارد میرسد.
    ببخشید استاد
    خواستم عقیده شخصی خودم را گفته باشم خندانک خندانک خندانک
    فرهاد سامی
    سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ ۱۵:۲۱
    درود استاد گرانقدر و عزیزم خندانک خندانک خندانک
    عالی بود برقرار باشید خندانک خندانک خندانک
    رودونا کیارنگ  (فاطمه توکلی)
    سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ ۲۱:۳۲
    سلام و درود استاد گرانقدرم خندانک
    به واقع پست تأمل برانگیزی ست ... «خود زبان تنها درون ترتیبات و نظام‌های اجتماعی و تاریخی معنا و اعتبار می‌یابد». هضم این جمله برایم سخت است ... جدا از این که تاریخ و قوانین نظام های اجتماعی بخش عمده ای از ماندگاری شان را مرهون زبان هستندو در آن شکی نیست که خود کتیبه ها منشورها نوشته های پیشین موید این نکته اند ... اما اینکه زبان عینا بدون ایهام تاریخ را متذکر شده باشد باز جای تردید است ... تصور می کنم راست گویی همیشه موجب بر باد دادن سر می شده و مختص دوره خاصی نیست پس مورخان باوجدان شیوه ی دیگری می بایست برای گفتن داشته باشند که بعید نیست ایهام و چند پهلو گفتن و اشاره هایی به حقیقت داشته باشند ... خندانک خندانک خندانک
    محمودرضا رافعی (رافع)
    دوشنبه ۲ فروردين ۱۳۹۵ ۰۹:۳۵
    در ادامه ی فرمایشات بانو توکلی باستحضار عالی می رساند در دوران های مختلف ، از راهکارهای فرار از خطر در ابراز واقعیات ، امثال و حکایات است که در این راستا ،میراثی گرانمایه به شمار می آید ،این اشارات از فرهنگ غنی و پر بار پاسیان نیز سرچشمه ی حیات گرفته و به دلیل همسو بودن با فرهنگ مردم پسندیده بوده ،قالب های داستانی ،نقل قولهای عرفانی نیز از این جمله اند
    از گذشته برای بازگو کردن واقعیات اینگونه نیز تاریخ را ثبت نموده اند، از سینه به سینه ،از نسلی به نسل دیگر .ذ.....
    آثاری که در ادبیات بومی و کهن ایرانیان به چشم می خورد ، مثالی است برای پژوهش های تاریخی و احیای تاریخِ با ارزش و قابل تأمل و ......
    ای برادر ، قصه چون پیمانه ایست
    معنی اندر وی، مثالِ دانه ایست
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    نقد و تحلیل شعر شاعران

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0