سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        بسياري از ما از خود آزاري لذت مي بريم!
        ارسال شده توسط

        سيده فاطمه سيدپور (سپيده)

        در تاریخ : يکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴ ۲۳:۳۴
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۲۶۱ | نظرات : ۲

        همه مي دانند که خنده دشمن تنش و رنج هاست و ايجاد خنده و خنداندن از،هر کار ديگر ساده تر و کم هزينه تر است.با اين وجود همچنان ترجيح مي دهيم به جاي خنده ،درگيري و تنش به وجود آوريم و به خودمان و ديگران ضرر برسانيم. ذهن و روح ما مي تواند خنده و استرس توليد کند ،پس به ذهن خود فرمان دهيد بخندد تا نگراني ها و مشکلات محو شود. خنده و خنديدن بزرگترين منبع طبيعي نيرو بخش به آدمي مي باشد .يک خنده ي خوب و از ته دل ،فورا در هر زمينه اي به انسان احساس بهتري مي بخشد . کتاب هاي فکاهي بخوانيد ، با مردم بذله گو و شوخ رفت و آمد نماييد ،فيلم هاي کمدي چارلي چاپلين را ببينيد و لطيفه هاي خوب بشنويد . خنده پديده اي مسري و واگيردار و نوعي احساس عمومي لطيف و خالص است. آدم خندان گويي در حال پرستش و نيايش است.اگر بتواني بخندي ،پرستيدن را ياد گرفته اي ،خيلي جدي،مباش!تنها شخصي مي تواند نيايش را بفهمد که بتواند به خودش بخندد و نيز ديگران را بخنداند. کتاب:پيروز خواهيد بود اگر... نويسنده:پرومود باترا ترجمه:پرويز جلاليان

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۶۲۰۷ در تاریخ يکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴ ۲۳:۳۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1