سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

سه شنبه ۲۶ شهريور

پست های وبلاگ

شعرناب
کشکول درویش
ارسال شده توسط

حسن دولتی(درویش)

در تاریخ : جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳ ۰۲:۰۳
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۸۲۸ | نظرات : ۱۲

بخاطرروز تولدم یکی از تابلوهامو که روی کیسه سیمان نوشتم رو تقدیم شما نابیها میکنم.نستعلیق است بصورت سیاه مشق .امید که بپسندید.ازکارهایم در تمام رشته های هنرهای تجسمی زین بعد تابلوهایی تقدیم حضورتان خواهم کرد.
زنى که همیشه بسم الله الرحمن الرحیم می گفت در تحفةالاخوان حکایت شده است که مردى منافق زن مؤمنى داشت که در تمام امور خود به اسم بارى تعالى مدد مىجست و در هر کار «بسم الله الرحمن الرحیم» می گفت و شوهرش از توسل و اعتقاد او به بسمالله بسیار خشمناک مىشد و از منع او چاره نداشت تا آنکه روزى کیسه کوچکى از زر را به آن زن داد و گفت او را نگاه بدارد!
زن کیسه را گرفت و گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم» آن را در پارچهاى پیچید وگفت: «بسم الله الرحمن الرحیم» و آن را در مکانى پنهان نمود و بسمالله گفت.فرداى آن روز شوهرش کیسه را سرقت نمود و به دریا انداخت تا آنکه او را بى اعتقاد و شرمنده کند.پس از انداختن کیسه در دریا به دکان خود نشست و در بین روز صیادى دو ماهى آورد که بفروشد.مرد منافق آن دو ماهى را خرید و به منزل خود فرستاد که آن زن غذایى از براى شب او طبخ کند.
چون زن شکم یکى از آن ماهیان را پاره نمود کیسه را در میان شکم او دید! بسم الله گفت و آن را برداشت و در مکان اوّل گذاشت.چون شب شد و شوهرش به منزل آمد زن ماهیان بریان را نزد او حاضر ساخته، تناول نمودند.آنگاه مرد گفت: کیسه زر را که نزدت به امانت گذاشتم بیاور.
آن زن برخاسته، «بسم الله الرحمن الرحیم» گفت و آن را در پیش شوهرش گذاشت.شوهرش از مشاهده کیسه بسیار تعجب نموده و سجده الهى را به جاى آورد و از جمله مؤمنان گردید.

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۴۵۹۶ در تاریخ جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳ ۰۲:۰۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقدها و نظرات
فرحناز راسخ
پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۳ ۲۲:۳۰
خيلى جالب و زيبا بود ممنون
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک)
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳ ۰۶:۴۵
خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک
خندانک
سلام هنرمند خطاط عزیز...
من شنیدم کسی که خطش زیباست...روح لطیفی دارد و الهی
دست مریزاد
کارتان زیباست..منتظر تابلوهای زیبایتان هستم...

این داستان زیبا و قابل تامل....ممنونم.. خندانک خندانک
امیر حسین حیدری تنها
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳ ۱۴:۱۶
حکایتی بس زیبا بود . کارتان هم به زیبایی حکایت خندانک خندانک
ناهید زرین نگار
يکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳ ۰۴:۱۹


عالی بود مهربانم عالی
دیروز نمیدونم چرا هرکاری کردم این صفحه از کشکول رو باز کنم
نتونستم اما خوشحالم امروز سعادت خوندن این حکایت زیبا روزیم شد

دایی بی نظیری بخدا
تازه متن نظری که برای استاد صباغ نوشته بودیدو خوندم خدا به دادتون
برسه (الاه آمانیندا) خندانک مهربانو خندانک .....
خندانک خندانک خندانک خندانک
فرشته شمس الدینی
يکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳ ۰۶:۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم خندانک احسنت چه حکایت جالب وقابل توجهی بود خندانک شکرالله الحمدالله خندانک سپاس برادر بزرگوار خندانک
احمد رشیدی مقدم (گمنام)
يکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳ ۱۳:۳۰
بادرود فراوان به جناب دولتی
لذت بردم از این و اگر هم این مطلب اتفاق نیفتاده امکان آن هست دست حق نگهدار خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

آموزش و نقد شعر

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0