سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی. 35 سوره ص

چهارشنبه ۷ اسفند

پست های وبلاگ

شعرناب
طنز صفر
ارسال شده توسط

علیرضا آیت اللهی

در تاریخ : دوشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۱۵:۴۹
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۹۹۴ | نظرات : ۱۱

بزرگترین شعرای سایت ، پس از مطالعه شعر « آی ، نمک نشناس ! » از بنده خواسته اند که طنز بسرایم ، اتفاقا" شعر طنز نیز خود به خود برایم می آید ؛ و فصل هم ( تا آخر اردیبهشت ) مناسب است .
طنز اصولا" نوعی انتقاد است...
... انتقادی است توَآم با مطایبه و استهزاء غیر مستقیم ، ظریف و لطیف بر تعدادی از رفتار نامطلوب موجود در جامعه ( آسیب های اجتماعی ) مثل نمک نشناسی ، یا دوروئی و ریاکاری ؛ مثلا" در شعر « سال نو ، اسب آمده ست » که ما ریاکاری و دوروئی را به صورت غیر مستقیم یا به کنایه و استعاره ، که از ابزار ادبیات فارسی هستند ، مستی به صورت « مست » آورده ایم :
« یک کمی مست آمده ست ! :
کاه و جوهای زیاد
با یکی انبار نو
از زمین تا زیر سقف...
... و ...
...همچنان یارانه گیر !!! ... »
 
طنز متوجه یک فعل یا عمل است و نه فاعل یا انسان .
ببینید که در استقبال از همین شعر ، شاعر ارجمند و گرامی ، جناب آقای رضا نظری ، چگونه فعل را به استهزاء میگیرد :
« سال نو ، اسب آمده ست
يك كمي مست آمده ست
روي پشتش يك نمد
روي آن هم يك سبد
رو به بالا مي رود
يك كمي شيب اش زياد »
پس ، طنز هجو یک فعل است و نه فاعل یا به طور کلٌی شخصیتی حقیقی یا حقوقی .
 
امٌا گاهی ممکن است اشاره و کنایه طنز آمیز به ابزار فعل یا اسباب فعل ، آن را به هجو نزدیک کند مثل این سروده شاعر ارجمند و گرامی جناب آقای محمد رضا زارع ( م.فریاد ) ذیل شعر طنز « دیگر چه می خواهی ؟! » :
« نمك را مي شناسم من 
به زخمم گاهگاهي 
دوره گردي با لباس دوست مي پاشد
تا بدانم از رفيقان 
چند زخم يادگاري مانده بر جاي »
یا اگر بتوان آنطور که برخی می خواهند « سپید » یا لا اقل « قطعه » به شمار آورد این نوشته ی شاعر ارجمند و گرامی جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند ) ذیل شعر « سال نو ،  اسب آمده ست » :
« قاطری دیدیم 
به خیالمان اسب است
صدایش که در آمد تازه فهمیدیم چقدر خر است ! »
 
در طنز ، با ارزش ادبی ، هرگز غیر از یک عمل انسانی ( یا به صورت هجو ، خود انسان ) را به استهزاء نمیگیرند مگر آنکه آنرا سمبلی از یک فرد به شمار آورند مثل « سگ ولگرد » صادق هدایت . اینجا مسئله سمبولیسم رایج در طنز مطرح است و نه موضوعی که نام برده شده ( سگ ) است . مثلا" هیچگاه در طنز به کج بودن یک درخت یا کوتاه بودن یک فیل یا حتی انسان و نواقصی اینچنینی نمی پردازند و آنها را به استهزاء نمی گیرند ... و اگر بگیرند می تواند نام شوخی و دلقک بازی و مسخره بازی و هر چیز دیگری داشته باشد مگر طنز ادبی .
 
موضوع طنز یک فعل ، عمل یا رفتار مهم در جامعه است که به خصوص در راه حلٌ یک مسئله به صورت ناقص یا اصولا" غلط صورت گرفته است ؛ و نتیجه مطلوب را عاید نکرده است ؛ یا حتی نتیجه ای معکوس بخشیده است .
 
این رشته سر دراز دارد !...
هرگاه دست کم 20 نفر این عریضه را خوانده باشند آن را ادامه خواهم داد... و اگر تصٌور میکنی که چندان ادامه ای نخواهد داشت باید عرض کنم که نمیدونی تا کجا میره ! .   
 

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۳۷۵۴ در تاریخ دوشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۱۵:۴۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0