سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 5 تير 1398
    24 شوال 1440
      Wednesday 26 Jun 2019
      • روز جهاني مبارزه با مواد مخدر
      هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

      چهارشنبه ۵ تير

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      طنز صفر
      ارسال شده توسط

      علیرضا آیت اللهی

      در تاریخ : دوشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۱۵:۴۹
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۸۷۹ | نظرات : ۱۱

      بزرگترین شعرای سایت ، پس از مطالعه شعر « آی ، نمک نشناس ! » از بنده خواسته اند که طنز بسرایم ، اتفاقا" شعر طنز نیز خود به خود برایم می آید ؛ و فصل هم ( تا آخر اردیبهشت ) مناسب است .
      طنز اصولا" نوعی انتقاد است...
      ... انتقادی است توَآم با مطایبه و استهزاء غیر مستقیم ، ظریف و لطیف بر تعدادی از رفتار نامطلوب موجود در جامعه ( آسیب های اجتماعی ) مثل نمک نشناسی ، یا دوروئی و ریاکاری ؛ مثلا" در شعر « سال نو ، اسب آمده ست » که ما ریاکاری و دوروئی را به صورت غیر مستقیم یا به کنایه و استعاره ، که از ابزار ادبیات فارسی هستند ، مستی به صورت « مست » آورده ایم :
      « یک کمی مست آمده ست ! :
      کاه و جوهای زیاد
      با یکی انبار نو
      از زمین تا زیر سقف...
      ... و ...
      ...همچنان یارانه گیر !!! ... »
       
      طنز متوجه یک فعل یا عمل است و نه فاعل یا انسان .
      ببینید که در استقبال از همین شعر ، شاعر ارجمند و گرامی ، جناب آقای رضا نظری ، چگونه فعل را به استهزاء میگیرد :
      « سال نو ، اسب آمده ست
      يك كمي مست آمده ست
      روي پشتش يك نمد
      روي آن هم يك سبد
      رو به بالا مي رود
      يك كمي شيب اش زياد »
      پس ، طنز هجو یک فعل است و نه فاعل یا به طور کلٌی شخصیتی حقیقی یا حقوقی .
       
      امٌا گاهی ممکن است اشاره و کنایه طنز آمیز به ابزار فعل یا اسباب فعل ، آن را به هجو نزدیک کند مثل این سروده شاعر ارجمند و گرامی جناب آقای محمد رضا زارع ( م.فریاد ) ذیل شعر طنز « دیگر چه می خواهی ؟! » :
      « نمك را مي شناسم من 
      به زخمم گاهگاهي 
      دوره گردي با لباس دوست مي پاشد
      تا بدانم از رفيقان 
      چند زخم يادگاري مانده بر جاي »
      یا اگر بتوان آنطور که برخی می خواهند « سپید » یا لا اقل « قطعه » به شمار آورد این نوشته ی شاعر ارجمند و گرامی جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند ) ذیل شعر « سال نو ،  اسب آمده ست » :
      « قاطری دیدیم 
      به خیالمان اسب است
      صدایش که در آمد تازه فهمیدیم چقدر خر است ! »
       
      در طنز ، با ارزش ادبی ، هرگز غیر از یک عمل انسانی ( یا به صورت هجو ، خود انسان ) را به استهزاء نمیگیرند مگر آنکه آنرا سمبلی از یک فرد به شمار آورند مثل « سگ ولگرد » صادق هدایت . اینجا مسئله سمبولیسم رایج در طنز مطرح است و نه موضوعی که نام برده شده ( سگ ) است . مثلا" هیچگاه در طنز به کج بودن یک درخت یا کوتاه بودن یک فیل یا حتی انسان و نواقصی اینچنینی نمی پردازند و آنها را به استهزاء نمی گیرند ... و اگر بگیرند می تواند نام شوخی و دلقک بازی و مسخره بازی و هر چیز دیگری داشته باشد مگر طنز ادبی .
       
      موضوع طنز یک فعل ، عمل یا رفتار مهم در جامعه است که به خصوص در راه حلٌ یک مسئله به صورت ناقص یا اصولا" غلط صورت گرفته است ؛ و نتیجه مطلوب را عاید نکرده است ؛ یا حتی نتیجه ای معکوس بخشیده است .
       
      این رشته سر دراز دارد !...
      هرگاه دست کم 20 نفر این عریضه را خوانده باشند آن را ادامه خواهم داد... و اگر تصٌور میکنی که چندان ادامه ای نخواهد داشت باید عرض کنم که نمیدونی تا کجا میره ! .   
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۳۷۵۴ در تاریخ دوشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۱۵:۴۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      1