سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

چهارشنبه ۲۰ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
رودخانه‌ی آب آور
ارسال شده توسط

رها فلاحی

در تاریخ : پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳ ۰۴:۳۰
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۲۲ | نظرات : ۲

به نام خدا
رودخانه‌‌ی آب‌آور
در یک دشت خیلی سرسبز که خورشید همیشه به آنجا می‌تابید، گل‌های زیبا و رنگارنگی روییده بودند که به خورشید لبخند می‌زدند.
در آن دشت زیبا، رودخانه‌ای کوچک، ولی پر آب جاری بود. اسم آن رودخانه "آب‌آور" بود. آب رودخانه خنک و زلال بود. ماهی‌های زیادی در آن رودخانه زندگی می‌کردند. آنها همیشه در حال بازی و بالا و پایین پریدن داخل رودخانه بودند.
چند لاک‌پشت به همراه خانواده‌ی آقای خرچنگ هم در گوشه‌ای از ساحل رودخانه، لانه داشتند.
درخت‌های گیلاس و سیب زیادی اطراف رودخانه بود. سنگ‌های گرد کوچک و بزرگ زیادی کنار رودخانه بود.
در نزدیکی رودخانه، دهکده‌ای بود که آنجا را "آب‌پر" نام گذاشته بودند. مردم آن دهکده، مردم خیلی مهربانی بودند که همگی به کشاورزی و باغداری و دامداری مشغول بودند. آنها از آب رودخانه برای شستن و خوردن و کشاورزی استفاده می‌کردند و در زمین‌های خود باغ داشتند، گندم و ذرت می‌کاشتند و جالیزهایشان گوجه و خیار و توت فرنگی.
دو سه سالی در آن دشت نه بارانی بارید و نه برفی و آب رودخانه کمتر و کمتر شد. 
مردم دهکده هم برای آبیاری زمین‌های کشاورزی خود تصمیم گرفتند که چاه آب بکنند و ده حلقه چاه آب نزدیک رودخانه کنند.
با تصمیم اشتباه مردم دهکده، آب رودخانه باز کمتر شد تا اینکه رودخانه کاملن خشک شد. ماهی‌ها تک تک مردند و خانواده‌ی خرچنگ‌ها و لاک‌پشت‌ها هم از آنجا رفتند و دیگر کسی به یاد نداشت که زمانی رودی در آن دشت زیبا جاری بوده است.

#رها_فلاحی

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۵۳۰۹ در تاریخ پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳ ۰۴:۳۰ در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
طاهره حسین زاده (کوهواره)
جمعه ۳۰ آذر ۱۴۰۳ ۱۷:۰۷


❣️به نامِ یگانه‌خدای‌ِ هستی‌بخش❣️

🌷دلِ شاد و عاشقانه نه انار و هندوانه
همه‌وقت می‌تپد مِهر به درونش از بهانه
به صَفایِ آیه‌ی حَمد به شگونِ فالِ حافظ
بنویس سَطری از عشق تو به خطّی از ترانه🌷

🌹🍉🌹
سلام و درود رهاجان خندانک
🌹 عرض تبریک حضور شما و خانواده ارجمندتان🌹
یلدایتان شاد روزگاران‌تان خوش 🍉🌹🍉

🌷بااحترام 🌷

🌷

محمد باقر انصاری دزفولی
سه شنبه ۴ دی ۱۴۰۳ ۱۸:۳۵
قوالعاده زیبا بود
درپناه خدا
درود فراوان برشما
خندانک خندانک خندانک خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
شاهزاده خانوم

در آزاد شو از بند خویش زنجیر را باور نکن ااا اکنون زمان زندگیست تاخیر را باور نکن ااا حرف از هیاهو کم بزن از آشتی ها دم بزن ااا از دشمنی پرهیز کن شمشیر را باور نکن
بهروز چارقدچی (مجنون)

روم به شهر خود و شهریار خود باشم اااا با صفا باشید
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0