سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مشکل کجاست
        ارسال شده توسط

        شهرزاد شهریار

        در تاریخ : يکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۰۳:۱۲
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۰۵ | نظرات : ۲

        مدت زمانیست که به جستجوی حال دل همه پرداخته ام ،اما اصلا حس خوبی دریافت نکردم .
        شاید این سوال ذهنتان را درگیر کرده که چرا ؟؟؟
        زیرا ؛همه تحت تاثیر،آزار احساسات ناخوشایندشان هستند و لبریزند از 
        خشم و نفرت 
        یاس و ناامیدی 
        خستگی و افسردگی 
        غم و اندوه 
        عجز و ناتوانی 
        و تنهایی .
        غول تنهایی غرق در زخم های بی صدای عجز و ناامیدی در کوچه پس کوچه‌های خشم و نفرت آرام میچرخد و خستگی و افسردگی را برای همه به ارمغان می آورد.
        ذوق و اشتیاق به ادامه زندگی در چشم های پیر و جوان چون شمعی در باد کم نور و لرزان هست و در آستانه خاموشیست.
        همه گویی بی صبرانه منتظر لحظه ای هستند که فرشته مرگ در گوشه ای زندگیشان را به پایان برساند .
        آن ها علت اصلی دردهایشان را در مشکلاتی بیان میکنند.
        عده ای بیکاری و بی پولی را درد بزرگی میدانند که آن ها را در سیل سهمگین اقتصاد غرق میکند .
        عده ای علت راعشق و محبت پوشالی و ناپایدار میدانند که در پس نقاب های فریب مخفی شده .
        در این میان سایه های ترسناک مجازی رعب و وحشت را در دل ها می‌گستراند ‌.
        و عده ی بیشماری نیز درون زندگی خویش را با نمای زندگی دیگران به خصوص افراد حاضر در فضای مجازی مقایسه می‌کنند .آری آن ها حقیقت زندگی خودشان با دروغ زندگی دیگران مقایسه می‌کنند .و هر روز روح خود را ناامید تر و خسته تر از دیروز ، از زندگی میابند.
        اما آیا هنوز در این سرزمین ساکت نمی‌دانیم درد و مشکل واقعی در کجاست ؟
        درد واقعی در پس قلب هایی هست که برای ادامه زندگی نوری برای تپیدن ندارند .
        کسی را نمیبینم که در پی داشته هایش احساس رضایت و خرسندی کند همه به آسمان های دورخیره اند، در حسرت قله های دست نیافتنی تا شاید اندکی از غبار حرص و طمع خود را بپوشانند .
        ما حتی عبادت ها و شکرگزاری را در میان شکوه ها گم کرده ایم
        ابر سیاه نارضایتی و طمع دل های ما را پوشانده و ما را در سیل عظیم شکوه و اندوه غرق کرده.
        چرا اینچنین زندگی را به بند کشیده ایم،چرا مفهوم از زندگی کردن را از یاد برده ایم .
         
        بسیار نگران کننده و عجیب هست مگرنه؟!
        اکنون جواب سوال مشکل کجاست را یافتیم به امید روزی که همه دل ها شاد و لبخند ها واقعی و دوستی ها از صمیم قلب باشد ❤️
        زهرا طاهری متخلص به شهرزاد شهریار 
         
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۵۱۷۶ در تاریخ يکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۰۳:۱۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        محمد باقر انصاری دزفولی
        يکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۱۰:۱۳
        باعرض سلام
        خوش قلم میزنید
        بهره مند شدم
        بسیار عالی
        درود درود
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        شهرزاد شهریار
        شهرزاد شهریار
        يکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۱۳:۱۰
        سلام و درود خدمت آقای انصاری دزفولی
        این نظر لطف شماست استاد گرامی خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1