سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 8 بهمن 1401
    8 رجب 1444
      Saturday 28 Jan 2023

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        شنبه ۸ بهمن

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        شیرین
        ارسال شده توسط

        محمودرضا رافعی (رافع)

        در تاریخ : پنجشنبه ۱۰ تير ۱۴۰۰ ۱۷:۰۲
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۷۴ | نظرات : ۰

        خسرو پرویز همانند  بسیاری  از  شاهان که  چندین همسر داشتند  به   دختر  زیبای دیگری  به نام شیرین نیز  علاقه مند گشته  بود .  اما وی تنها کسی نبود که عاشق شیرین شده بود !
         شخصی به نام فرهاد کوه کن نیز دلباخته شیرین  بود. فرهاد که از شاه بیم نداشت ، بارها برای شیرین نامه های عاشقانه و شعر  ارسال می نمود .  شیرین ابتدا قصد داشت بخاطر  امنیت جان فرهاد  او را از خود براند  . لیک  سرانجام  او هم  تسلیم عشق  فرهاد شد . خسرو که از  این داستان آگاه  می شود فرهاد را به   نقطه ای  دور  دست  تبعید  می نماید  و به او   نوید می دهد  که اگر در کوه بیستون چاهی  حفر کند  و به آب برسد اجازه  خواهد داد   شیرین با او ازدواج کند !
             فرهاد سالها به کندن کوه مشغول گشت تا اینکه روزی ستونی از  نظامیان  ایرانی را دید که از پای کوه بیستون عبور می کردند  .او از یکی از سربازان  جویای احوال  شیرین  شد  و آگاه گشت که  شیرین  همسر شاه شده و سلامت می باشد . فرهاد  امیدش را از دست نداد  .   آنقدر سنگ و خاک  کوه را کند  تا  چاه او  به آب رسید .
        سپس تیشه خود را کنار  گذارد و برای شاه پیغام موفقیت خود را  فرستاد. خسرو که دیگر  پیر  شده بود  ، ناجوانمردانه   زنی سالخورده را پیش فرهاد  فرستاد و پیغام داد  شیرین همین چند روز پیش فوت نموده  است  . فرهاد که پس از سالها رنج کشیدن ، توقع این خبر را نداشت درمانده  خود را از بالای کوه  به پایین پرت نمود  . از طرفی شیرین هم که  خبر فوت  فرهاد را  شنید او نیز با زندگی وداع گفت   ...
         آری  اینچنین  داستان این عشق پایان یافت .
        ( دادستانکی به نظم )
        ( شیرین ) 
        شکایت کی  کنم از تو، در این  دنیای پر  شاکی  
        صدایت می کنم از این خموشی دخمه ی خاکی
        به  شیرینم   بگو  چاهی  نموده  حفر  فرهادت
        دعا کن  که  رسیده   تیشه   زیر  خاک  نمناکی 
         
        ششم تیرماه 1400
        #محمودرضا_رافعی

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۱۳۹۵ در تاریخ پنجشنبه ۱۰ تير ۱۴۰۰ ۱۷:۰۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0