سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 25 ارديبهشت 1400
  • روز بزرگداشت فردوسي
5 شوال 1442
    Saturday 15 May 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      شنبه ۲۵ ارديبهشت

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      شعر سپید(بخش سوم)
      ارسال شده توسط

      موسی ظهوری آرام(آرام)

      در تاریخ : ۱۱ روز پیش
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۸۳ | نظرات : ۴

      در ادامه بحث پیرامون مولفه های شعر سپید به اولین و اساسی ترین موضوع یعنی سطربندی در شعر سپید می رسیم و جهت بیان کارشناسی و کامل موضوع مطالب از کتاب زبان شعر امروز نوشته لیلا کرد بچه انتخاب شده تقدیم می گردد
       
      يكي از قاعده‌کاهی‌‌های زبان شعر كه در بُعد بصري و ديداري آشكار مي‌شود، هنجارگريزي در بخشِ نوشتاري شعر است. این نوعِ ویژۀ نوشتار، در اولين و ابتدايي‌ترين شكل ارتباط ديداري(و نه شنیداری) به ما مي‌فهماند كه با شعر روبه‌رو هستيم و شاید بتوان از مهم‌ترین تلاش‌های شاعران معاصر برای متمایز کردن نوشتار شعرشان از شیوه‌های نوشتاری سنتی و همچنین بخشیدنِ جلوه و وجهۀ دیداری به آنچه می‌نویسند، به چیدمان‌های سطری جدید در شعر اشاره کرد که هم‌زمان با شعر نیمایی و برمبنای پیشنهادهای عروضی نیما وارد شعر فارسی شد و شاعران پس از نیما رفته‌رفته پی به دیگر توانمندی‌های تقطیع‌های درون‌سطری بردند و از این شیوه برای رسیدن به اهدافی گوناگون استفاده کردند.
      برش‌های درون‌سطری، پدیدۀ تازه‌ای در شعر معاصر ایران است که پیشینۀ آن خارج از مرزهای ایران به قرن بیستم میلادی و شعر ولادیمیر مایاکوفسکی(Vladimir Mayakovsky) می‌رسد. امّا پیش از این تاریخ و نظریۀ مایاکوفسکی نیز، در غرب، گونه‌های دیگری از این نوع دیداری کردن شعر که بیشتر جنبۀ تفنن داشته، از دوران قدیم مرسوم بوده است. این‌گونه اشعار که سابقۀ آن را به اشعار شبانی یونان باستان می‌رسانند، با آثار شعرای دوران رنسانس رواج یافت و در اشعار جرج هربرت(Georg Herbert) شاعر قرن هفدهم کمال پیدا کرد. پس از جنگ جهانی دوم نیز نمونۀ دیگری از اشعار دیداری در غرب رواج یافت که در آن‌ها شکل چیدمان و نظم واژه‌ها یا حروف، متناسب با شکل شیء مطرح‌شده در شعر بود و به شعر تجسمّی معروف شد(داد، 1390: 196). امّا در ایران، ترجمۀ اشعار مایاکوفسکی با برش‌های درون‌سطری متفاوت و نیز رواج شیوۀ تقطیع سطری شعر نیمایی را باید آغازگر توجه به این شیوۀ نوشتاری دانست.
       
      با اینکه برش‌های درون‌سطری از اولین و مهم‌ترین جلوه‌های دیداریِ شعر معاصر است، امّا باید دانست که از میان اهدافی که این نوع تقطیع، تعقیب می‌کند، تنها یک موردِ آن رسیدن به جلوه‌های دیداری است و اهداف دیگر اگرچه در ظاهر ممکن است کم‌اهمیّت‌تر از دیداری کردن شعر به‌نظر برسند، امّا یقیناً بسیار مهم‌تر و کارآمدترند.
       
      شاملو در گفت‎‌وگویی با محمد محمدعلی می‌گوید: «فکر می‌کنم چند عامل به‌طور ناخودآگاه در این امر دخالت می‌کند که از آن‌جمله است: گریز از شکل بصری نثر و بریدگی‌های صوتی و تجسم موسیقایی شعر و... امّا در هرحال اصل مهم، روشن‌کردنِ راه خواندن شعر است»(محمدعلی، 1372: 58). به‌هرروی از عوامل تأثیرگذار بر شیوۀ برش‌های درون‌سطری در شعر معاصر که تا به امروز کارایی داشته و شناخته شده‌اند، می‌توان به عواملی چون جهت‌دهی به خوانش شعر، القای موسیقی، تأکید بر واحدهای زبانی خاص، تأکید بر مفاهیم خاص، حفظ ایهام واژه‌ها، نشان‌دادن فاصله‌های زمانی و مکانی، ایجاد سطرهای لولایی، ایجاد خوانش دوگانه، متفاوت‌نمایی، و نمایش جلوه‌های دیداری و تصویری شعر اشاره کرد که هریک از اهمیّتی ویژه برخوردارند.
       
      ـ در مواردی تأکید شاعر بر نقش دستوری قید است. در این هنگام شاعر با استفاده از امکاناتی که شیوه‌های برش‌های درون‌سطری در اختیار او قرار می‌دهد، قید را در سطری جداگانه می‌نشاند و با تأکید بر آن، گامی بزرگ درجهت فضاسازی شعر برمی‌دارد و بار حسّی و عاطفی بیشتری را به مخاطب انتقال می‌دهد. علاوه‌بر آن در اهمیّت ویژه قائل‌شدن برای قید، به‌طور غیرمستقیم توضیحی خاص دربارۀ فعل جمله می‌دهد، چراکه قید اساساً برای توصیف فعل به‌کار گرفته می‌شود:
       
       من ایستاده بودم
      تا زمان
               لنگ‌لنگان
                              از برابرم بگذرد                                                  
      (شاملو، آیدا؛ درخت و خنجر و خاطره)
      *
      و از آن با برگ آخرین سخن گفتم
      که پنجۀ خشکش
                             نومیدانه
                                      دست‌آویزی می‌جُست(همان)
       
      ـ تواناییِ تأکید بر صفت، جداسازی آن از سطر پیشین و پسین و قراردادن آن در سطری جداگانه نیز از دیگر اختیاراتی است که برش‌های درون‌سطری به شاعر می‌بخشد. شاعران بزرگ معمولاً دو یا چند هدف را درکنار هم به پیش می‌برند. به‌عنوان نمونه در شعر زیر، شاملو با جدانویسی واژۀ «گر» در سطری مجزا، علاوه‌بر اینکه بر صفتی که بیماری «شغال» است تأکیدی ویژه دارد، به القای موسیقایی شعر نیز می‌اندیشد و هم‌قافیگی «گر» و «مگر» را به مخاطب گوشزد می‌کند:
       
      شغالی
               گر
                    ماه بلند را دشنام گفت
      پیرانشان مگر
      نجات از بیماری را
      تجویزی این‌چنین فرموده بودند                                       
      (شاملو، دشنه در دیس)
       
      ـ گاهی نیز شاعر برای فضاسازی شعر خود و یا برای انتقال حس و لحن خود، واژه‌هایی خاص را فارغ از نقش و ماهیّت دستوریِ آن‌ها در سطرهایی جداگانه می‌نویسد. به‌عنوان نمونه می‌توان در سطرهای زیر، طمأنینه و آرامش را به‌هنگام بیرون آوردن شمشیر از نیام، و انجام عملی مخفیانه و پنهان‌کارانه را حس کرد و این انتقال حس، به‌واسطۀ شیوۀ خاص نوشتار است که صورت می‌پذیرد:
       
      کنار شب
      خیمه برافراز،
      امّا چون ماه برآید
      شمشیر
               از نیام
                        برآر
      و درکنارت
      بگذار                                                          
      (شاملو، دشنه در دیس)
       
       
      برش‌های درون‌سطری ← تأکید بر مفاهیم خاص
       
       
      تقطیع سطرها در شعر نو گاهی نیز شیوه‌ای است درجهت تأکید بر مفهومی خاص و درواقع تمرکز شاعر بر مضمونی خاص را به مخاطب نشان می‌دهد. به‌عنوان نمونه می‌توان به بخشی از شعری که سپهری در سوگ فروغ فرخزاد سروده است، اشاره کرد:
       
      و بارها دیدیم
      که با چقدر سبد
      برای چیدن یک خوشۀ بشارت رفت
      ولی نشد
      که روبه‌روی وضوح کبوتران بنشیند                                                         
      (سپهری، هشت‌کتاب)
       
      در این سطرها، شاعر عبارت «ولی نشد» را پس از فاصله‌ای، در یک مصراع برجسته کرده تا نشانی باشد از درد و حسرتی که این «نشدن» بر دل می‌نشاند(صالحی‌نیا، 1382: 87). همچنین در این شعر شاملو، نحوۀ برش‌های درون‌سطری و جدا کردن واژه‌های «حرف ـ به ـ حرف» حاکی از اهمیّت آن حرفی است که شاعر بر آن تأکید خاص دارد:
       
      و کلام تو در جان من نشست
      و من آن را
                        حرف
                                  به حرف
                                             باز
                                                 گفتم                                    
      (شاملو، ققنوس در باران)
       
       
       
      برش‌های درون‌سطری ← حفظ ایهام واژه‌ها
       
      از دیگر کارایی‌های برش‌های درون‌سطری، تأکید بر واژه‌ای خاص است که محتمل دو معناست. در این شیوه، شاعر با جداسازی آن واژه و نشاندن آن در سطری جداگانه، ازسویی دوگانگی معنای آن واژه را حفظ می‌کند و ازسوی دیگر با قراردادن آن واژه در سطری جدا، مخاطب را متوجه خاص بودن آن واژه می‌سازد و به او می‌گوید که به این واژۀ خاص، توجه بیشتری داشته باشد. به‌عنوان نمونه می‌توان به واژۀ «باز» در سطرهای زیر اشاره کرد که محتمل دو معنای «دوباره» و «گشوده» است:
       
      شب از شگفت اینکه فکر
                                             باز
                                                 روشن است
      به کورچشمی حسود لمس چوب می‌کنم                                     
      (شاملو، مدایح بی‌صله)
      *
      می‌دانستم که دیگرباره از این راه
      باز
      نمی‌آیند
      (شاملو، لحظه‌ها و همیشه)
       
       
       
      برش‌های درون‌سطری ← نشان‌دادن فاصله‌های زمانی و مکانی
       
      نشان‌دادن فاصله‌هاي زماني و مكاني به مخاطب، از دیگر کارایی‌های برش‌های درون‌سطری در شعر معاصر است؛ کارایی خاص و ویژه‌ای که البته تنها از عهدۀ شاعران توانمند، آن هم با ممارست بسیار برمی‌آید. درواقع تقطیع سطری برای جداکردنِ واژه‌های هم‌قافیه، یا توجه‌دادن به واژه‌ای خاص، یا جداکردن جملۀ نقل‌قول و... شیوه‌هایی هستند که حتی از عهدۀ مبتدیان نیز برمی‌آید، امّا آن نوع از تقطیع که بتواند فواصل زمانی و مکانی را نشان دهد نیازمند شناخت و درک عمیق حسّ و لحن و بار عاطفی جملات و واژه‌هاست؛ یعنی شناخت و درکی که تا کسی ذاتاً شاعر نباشد، نمی‌تواند به آن دست یابد.
      در این شیوه، شاعر با تغییر زمان و مکان، کلام را از سطری به سطر دیگر منتقل می‌کند و با این انتقال، بُعد زمان يا مكان و یا هردو را تغيير مي‌دهد؛ بنابراين هر سطر، نقش و جايگاهی خاص در فضاسازی زمانی و مکانی اثر می‌یابد به‌ويژه در شعرهايي كه بياني روايي دارند. به‌عنوان نمونه در این سطرها از سپهری:
      من به خانه بازگشتم ، مادرم پرسيد:
      ميوه از ميدان خريدي هيچ؟
       
      ميوه‌هاي بي‌نهايت را كجا مي‌شد ميان اين سبد جا داد؟                 
      (سپهری، هشت‌کتاب)
       
      فاصله زمانی و مكانی میان دیالوگ «مادر» و «شاعر» به‌وضوح پيداست؛ فاصله‌اي كه گرچه به‌شکل آشکاری زاییدۀ دنیای خیال شاعر است امّا به‌دليل ساختار روايي شعر، بسيار حقيقي به‌نظر مي‌رسد.
       
       
      برش‌های درون‌سطری ← ایجاد سطرهای لولایی
       
       
      از کارکردهای برش‌های درون‌مصراعی، جداسازی واژه یا واژه‌هایی در یک سطر مجزاست؛ به‌گونه‌ای‌که آن سطر می‌تواند هم با سطر قبل ارتباط نحوی و معنایی برقرار کند و هم با سطر بعد. به‌خاطر همین ویژگی است که اغلب سطرهای لولایی را می‌توان دوبار خواند؛ یک‌بار در ادامۀ سطر قبل و یک‌بار در مقدمۀ سطر بعد. «این‌گونه سطرها به‌خاطر لولایی بودن، هم ادامۀ سطر قبلشان هستند و هم ابتدای سطر بعدشان و به همین دلیل اجازه نمی‌دهند جمله تمام شود و به‌نوعی تصویر نهایی و معنا را به تعویق می‌اندازند»(بیرانوند، 1389: 190).
      سطرهای لولایی با اینکه نقشی کلیدی در ایجاد محور طولی شعر ایفا می‌کنند، امّا از آنجایی‌که اساساً با وقفه‌ای در خوانش همراه‌اند، چندان مورد استقبال قرار نگرفته و نمونه‌های کمی در شعر معاصر دارند:
       
      زندگی شاید آن لحظۀ مسدودی است
      که نگاه من، در نی‌نی چشمان تو خود را ویران می‌سازد
      و در این حسّی است
      که من آن را با ادراک ماه و با ظلمت خواهم آمیخت
      در اتاقی که به‌اندازۀ یک تنهایی است
      دل من
      که به‌اندازۀ یک عشق است
      به بهانه‌های سادۀ خوشبختی خود می‌نگرد
      (فروغ فرخزاد، مجموعه‌اشعار)
      *
      کاش
      خوب نگاهش می‌کردم
      چشم‌هایش را به یاد ندارم
      و رنگ صدایش را
      کاش خوب گوش می‌کردم
      (رسول یونان، مواظب باش مورچه‌ها می‌آیند)
      *
      باران
      این پاره‌خط‌های موازیِ خیس
      به‌زودی
      اندوهِ چسبیده به پنجره را خواهد شست
      چون خاطرۀ شیرین تابستان
      از سایۀ دیوار
      مرا
      غنیمت بشمار
      (جواد گنجعلی، دری بر پاشنۀ اندوه)
       
       
       
      برش‌های درون‌سطری ← ایجاد قالب‌های شعری دوگانه
       
      ایرج زبردست در مجموعۀ «شکل دیگر من» کارکرد تازه‌ای به کارکردهای شناخته‌شدۀ برش‌های درون‌سطری افزوده است و آن ایجاد دو گونۀ قرائت متن و رسیدن به دو قالب شعری متفاوت است. مخاطب در اولین برخورد با این اشعار، به‌دلیل چیدمان سطری آن، با منطق حاکم بر شعر سپید به خوانش متن می‌پردازد، امّا وجود سه واژۀ هم‌قافیه در یک شعر کوتاه و نیز موزون افتادن برخی سطرها، همچون نشانه‌هایی دلالت‌گر، مخاطب را به قالب شعری دیگری می‌رسانند. به‌عنوان نمونه می‌توان به این شعر از او اشاره کرد که هیچ‌یک از سطرهای آن به‌طور مجزا، وزن عروضی مشخصی ندارد:
       
      فریاد کشید برگ:
      ای داد
      ای داد
      ای داد
      دوباره باد می‌آید، باد
      این‌بار تن وقت نلرزید
      این‌بار:
      افتاد نیفتاد
      نیفتاد افتاد
       
      امّا وجود واژه‌های هم‌قافیه‌ای چون «داد»، «باد»، «نیفتاد» و «افتاد» در شعری 9 سطری، امکان وجود نوعی قرائت دیگر را نیز مطرح می‌کند و مخاطب با پشت‌سر هم خواندن سطرها به این رباعی می‌رسد:
       
      فریاد کشید برگ: ای داد، ای داد       
      ای داد، دوبـاره بــاد می‌آیـد، بـاد
      این‌بـار تـن وقـت نلـرزید، این‌بـار       
      افتــــاد نیفتـــاد، نیفتـــاد افتــــاد
       
       
       
       
      برش‌های درون‌سطری ← نمایش جلوه‌های دیداری و تصویری شعر
       
      گونه‌ای از برش‌های درون‌سطری که به‌لحاظ شکل نوشتاری، برش یا تقطیع پلکانی و عمودی نیز نامیده می‌شود، عبارت است از برش‌زدن در مصراع‌های شعر و ایجاد وقفه‌های زیباشناختی ازطریق تقسیم هر مصراع به دو یا چند بخش و نوشتن آن پاره‌ها به‌صورت عمودی یا پلکانی برای رسیدن به منظری دیداری و تصویری.
      شاعران معاصر گاهی در نوشتار شعرشان ترتیب واژگان را به‌شکلی درمی‌آورند که در خدمت دیداری‌کردن شعر و به‌عبارت دیگر در خدمت تجسم‌بخشیدن به مفهوم آن باشد. شاید بتوان گفت این شیوۀ نوشتار، گونه‌ای از شعر عینی و تجسمی است که پس از جنگ جهانی دوم در ادبیات غرب رواج یافت(داد، 1390: 196) و تحت‌تأثیر نمونه‌های غربی و ترجمه‌های آن‌ها به شعر فارسی نیز راه یافت؛ نظیر این سطرها از منوچهر آتشی که تصویر عینیِ پایین آمدن از پلکان را با نحوۀ چیدمان سطرهایش نشان داده است:
       
      از جرم ماه، نه!
      از بفت ماهتابی
      شب‌ها که پاورچین از بام
                                            پله
                                                 پله
                                                     پله
                                                          پله
                                                               می‌آیی
      کنار بستر من می‌خوابی،
                                           نه!
                                               می‌تابی
      و بامداد
      در آفتاب، آب می‌شوی از شرم                             
      (آتشی، غزل غزل‌های سورنا)
       
      توجه شاعران معاصر به این کارکرد برش‌های درون‌سطری که می‌توان گفت ملموس‌ترین و مشخص‌ترین کارکرد این شیوۀ نوشتار است، گونه‌ای شعری را به‌وجود آورده که آن را به‌ نام‌های شعر «پلکانی»، «دیداری» و «تجسمی»(conceret poem) می‌شناسند.
      استفاده از برش‌های پلکانی در شعر معاصر نمونه‌های بسیار دارد و بی‌اغراق بیش از نود درصد شاعران، این شیوه را دقیقاً برای نمایش تصویری پلکان به‌کار برده‌اند؛ کاربردهایی که منجر به پیدایش سطرهایی بسیار مشابه در شعر ایشان شده است.
       
       
      برش‌های درون‌سطری ←متفاوت‌نمایی
       
      باید پذیرفت که یکی از اهداف فرعی گزینش شیوه‌های نوشتاری متفاوت، رسیدن به نوعی متفاوت‌نمایی در میان هم‌نسلان بوده است و اساساً برش‌های درون‌سطری را که برای رسیدن به هیچ‌یک از اهداف مذکور شکل نگرفته است باید در همین گروه جای داد.
      یکی از متفاوت‌نمایی‌های نوشتاری، چینش اشعار از چپ به راست است؛ کاری که هوشنگ ایرانی در مجموعۀ «بنفش تند بر حاشیۀ خاکستری» کرد...

      برگرفته از کتاب "زبان شعر امروز"-لیلا کردبچه-انتشارات نگاه
       
       
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۱۲۴۲ در تاریخ ۱۱ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      محمد قنبرپور(مازیار)
      ۱۱ روز پیش
      بازهم آموزه های بی نظیر جناب ظهوری چراغ راه ماست خندانک
      موسی ظهوری آرام(آرام)
      ۱۰ روز پیش
      با سلام
      متاسفانه بخشی از متن حذف شده بود که اینجااضافه می گردد
      برش‌های درون‌سطری ← القای موسیقی

      از مهم‌ترین کارکردهای برش‌های درون‌سطری، رساندن مخاطب به هماهنگی‌های آوایی مدنظر شاعر است. شاعر با این شیوه، واحدهای موسیقایی شعرش را به‌گونه‌ای تقطیع می‌کند که بتواند مخاطب را به درک موسیقایی برساند و هماهنگی‌های آوایی، قافیه‌ها و قرینه‌ها را مقابل چشم او بگذارد. به‌عنوان نمونه در سطرهای زیر، برش‌های درون‌سطری شعر به‌گونه‌ای است که سه گروه مفعولیِ «آفتاب صداقت»، «گیسوان بلند» و «دست‌های سپید» را از موقعیّت آوایی یکسانی برخوردار کرده است و مخاطب پس از درک هماهنگی آوایی این سه گروه، متوجۀ نقش دستوری یکسان آن‌ها و متعاقباً تأکید شاعر بر قدرت و توان فاعلی می‌شود که در پرده‌ای از ابهام است و از آن با لفظ «کسی» نام برده شده است:

      دلم برای کسی تنگ است
      که آفتاب صداقت را
      به میهمانی گل‌های باغ می‌آورد
      و گیسوان بلندش را
      به بادها می‌داد
      و دست‌های سپیدش را
      به آب می‌بخشید
      (حمید مصدق، تا رهایی)

      همچنین باید به کاربرد برش‌های درون‌سطری برای مشخص و متمایزکردن واژۀ قافیه از دیگر واژگان شعر اشاره کرد؛ کاربردی که رویکردی موسیقایی دارد. در این شیوه، شاعر واژۀ قافیه را در جای خاصی می‌نشاند تا بهتر به‌ چشم بیاید و از موقعیّت مکانیِ یکسانی با واژۀ قافیۀ دیگر برخوردار شود و درنهایت، تقابل آوایی موجود در شعر را بهتر نشان بدهد:

      پیرمردی لاغر می‌بینی
      روی سکّوی دم خانه نشسته است
      با قبای قدک گل‌ناری؛
      غصۀ عالم بر شانۀ مفلوکش
      پنداری
      (شاملو، مدایح بی‌صله)
      *
      خونی از گلویش چکید
      بر زمین
      یک‌قطره
      همین!
      (شاملو، قطعنامه)
      *
      با این‌همه ای قلب دربه‌در!
      از یاد مبر
      که ما
      ـ من و تو ـ
      عشق را رعایت کرده‌ایم
      (شاملو، ققنوس در باران)
      *
      با ماه می‌ستیزم ـ با آه ـ
      ای ماه!
      ای ماه تو هنوز همان ماه‌اَستی
      پیوسته با همان گام
      آرام
      آرام از هلال به تربیع، بدر، محاق
      (آتشی، وصف گل‌ سوری)
      *
      بالای شعر خستۀ من نازنین!
      غمگین
      منشین
      در زیر این کتیبۀ فرسوده
      من خفته‌ام...
      (آتشی، اتفاق آخر)
      *
      ما با یقینی ساده به دنیا آمدیم...
      ولی نگاه نکردیم
      هیچ‌گاه
      نگاه
      نکردیم
      (حافظ موسوی، سطرهای پنهانی)

      همچنین از دیگر اهداف موسیقایی برش‌های درون‌سطری، باید به رسیدن به قراین نحوی اشاره کرد که در ذات خود با تکرار موسیقایی همراه‌اند. در این شیوه، شاعر یک ساختار نحوی واحد را با تغییر واژگان تکرار می‌کند و به این‌طریق، شعر را به موسیقی می‌رساند. درحقیقت تمامی توازن‌های نحوی که در مجلّد «موسیقی شعر امروز» قابل طرح‌اند، توأم با برش‌های درون‌سطری ویژه‌ای هستند که به القاء بار موسیقایی شعر به مخاطب کمک می‌کنند:

      نفست شکفته بادا و
      ترانه‌ات شنیدم
      گل آفتابگردان!
      نگهت خجسته بادا و
      شکفتن تو دیدم
      گل آفتابگردان!
      (شفیعی‌کدکنی، هزارۀ دوم آهوی کوهی)
      *
      شوید غبار صفحۀ ساعت را
      در چارچار خویش
      قارَد کلاغ پیری، بر شاخۀ اقاقی
      با یار غار خویش(همان)



      برش‌های درون‌سطری ← تأکید بر واحدهای زبانی خاص



      از مهم‌ترین اهداف برش‌های درون‌سطری، تأکید بر واحدهای زبانی خاص است. واحدهای زبانی هریک با نقش دستوری خاصّی که دارند، وقتی در سطری مجزا و جدای از دیگر واحدهای زبانی و دیگر نقش‌های دستوری قرار می‌گیرند، با تأکیدی ویژه توأم می‌شوند که منجر به تمرکز بیشتر مخاطب بر نقش معنایی آن‌ها می‌شود. این شیوۀ تقطیع درون‌سطری را می‌توان برمبنای تنوع نقش‌های دستوری و معنایی بررسی کرد.

      ـ در مواردی تأکید شاعر را بر منادا می‌بینیم. شاعر در این‌گونه موارد، اسمی را که مورد خطاب قرار داده است در سطری جدا می‌نویسد و به این‌طریق بر آن اسم تأکید بیشتری می‌کند؛ گویی شاعر در این‌حال، مخاطب خود را با صدای بلندتری خطاب می‌کند:

      لیکن
      رفیق!
      شن ـ چو!
      هرگز مبر ز یاد و بخوان
      در فتح و در شکست
      هرجاکه دست داد
      سرود بزرگ را
      (شاملو، قطعنامه)

      ـ در مواردی نیز شاعر، نقل‌قولی را از سطر پیشین و پسین جدا می‌کند و در سطری جداگانه می‌نویسد. با این شیوه، جملۀ نقل‌شده تشخّصی ویژه می‌یابد و مخاطب درمی‌یابد که شاعر بر آن جمله تأکیدی خاص دارد. تأکید بر جمله‌ای نقل‌شده از گوینده‌ای که برای شاعر، اهمیّتی ویژه دارد و نوشتن آن در سطری جداگانه، از مشخص‌ترین توجیه‌های تقطیع سطرهاست:

      به او گفتم:
      «به زبان دشمن سخن می‌گویی»
      و او را
      کشتم
      (شاملو، شکفتن در مه)
      *
      الگوی شعر شاعر امروز
      گفتیم:
      «زندگی‌ست»
      (شاملو، ترانه‌های کوچک غربت)
      *
      فریاد زدم:
      «تصویر را باز ده!»
      و صدایم چون مشتی غبار، فرونشست
      (سپهری، هشت‌کتاب)

      ـ همچنین شاعران در مواردی نقش دستوری بدل را در سطری جداگانه جای می‌دهند و به این شیوه به واژۀ بدل به‌اندازۀ خود واژۀ مبدل‎‌منه تشخّص و امتیاز می‌بخشند:

      روی دروازۀ جندی‌شاپور
      پیکر مانی،
      زندیق بزرگ
      آن پیام‌آور زیبایی و نور
      (شفیعی‌کدکنی، هزارۀ دوم آهوی کوهی)
      *
      بشنو ای جلاد!
      می‌رسد آخر
      روز دیگرگون؛
      روز کیفر
      روز کین‌خواهی
      روز بارآوردن این شوره‌زار خون
      (هوشنگ ابتهاج، تاسیان)
      برگرفته از کتاب "زبان شعر امروز"-لیلا کردبچه-انتشارات نگاه
      مهرداد مانا
      ۵ روز پیش
      سلام
      خط به خط تا آخر خواندم و سپاس .. با ابنهمه مثل خود شعر سپید ، نوشتنش هم سلیقه ایست انگار و قانون خاصی ندارد . در بین شعرهایی که نوشته بودی بعنوان مثال شعر گنجعلی بسیار به دلم نشست . اما چرا نامش را تا به حال کم شنیده بودم ؟ خداوند صدا و سیمای ما را نیامرزد
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0