سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
سکوت
ارسال شده توسط

رحمان حقدوست

در تاریخ : شنبه ۱۴ تير ۱۳۹۹ ۱۳:۲۶
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۴۴ | نظرات : ۰

در هجمه‌ی تاریک و سرد صدای گوش خراش سکوت، غم را به داغ جان‌سوز نبودت هم پیاله‌ام... و اینک درد به عزای دل سوگوارم اشک را به تمنای لطفش خواهش است
و تو نمی‌آیی و تو نمیبینی...گرچه میدانم میدانی
گرچه میدانم هستی...و چه دردی سخاوتمندتر از این که با من نیستی.
هر گاه ذهن خُرد شده ام جمع یک آغاز جدید شد به صورتی مبتکرانه تر شکسته شد.
من اما هربار گذشتم بر این گمان که عشق را خواهم یافت،
بر این باور که جایی میان این مردمان سهمی از من پنهان‌ست، سهمی از قلبی از جنس خودِ من که در تمنای عشق گریان‌ست.
تو اما گویی سرابی بودی که عشق را مینمودی و در دل خراب از حسرت عشق،
بر این شک گمانم شاید تو فرشته‌ی عذاب نفرین دلشکسته‌ای دگر بودی!
منِ ساده به خیالم تو معنای عشق میدانی و چه تاوانی سنگینتر از حال خرابی که مرا غالب گشته.
به دیوار سیاهی که از سکوت دردآور تنهایی در برم قدی باندازه آسمانها کشیده می‌نگرم و مغموم از دلی که بی انگیزه می‌تپد به سایه‌ی خیالی دلخوشم
شاید بیایی
شاید دلت به رحم آید
و شاید ندایی آشنا در تنٍ این سترگ لرزشی اندازد به بلندای سقوط
من اما با تمام ترس و دلهره‌ی وداع امیدوارانه به تو مینگریستم
من اما همچنان به تو می‌اندیشم به آن رخداد زیبا، به آن حادثه‌ی بی تکرار
و دیری نخواهد پایید تن به خاک سپارم..
در آن دم مرا آهی‌ست به وسعت قلبی در امتداد یک عمر جستجوی بی حاصل.

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۰۱۳۲ در تاریخ شنبه ۱۴ تير ۱۳۹۹ ۱۳:۲۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
بهروز چارقدچی (مجنون)

ای بابا یه پاکت سیگار نهایت دویست تومان اااا لیکن نفس دزدی کار خوبی نیست اااا از بنده در روز روشن پی ام گمشد
شاهزاده خانوم

می شود چشمش پر از اشک و به خویش می دهد امید دیدار مرا ااا من به اشکش خیره از این سوی و باز ااا دزد مسکین برده سیگار مرا
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0