سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

شنبه ۱۶ فروردين

صفحه رسمی شاعر فرامک سلیمانی دشتکی(مازیار)


فرامک سلیمانی دشتکی(مازیار)

فرامک سلیمانی دشتکی(مازیار)



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۵۱

برج تولد:

برج دلو

گروه

:
افراغ اندیشه

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
يکشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۰

شغل

:
فیلمساز

محل سکونت

:
اصفهان

علاقه مندی ها

:
سینما و شعر

امتیاز

:
۴۳
تا کنون 52 کاربر 130 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
از پاهایم به درخت سیب آویزان شده ام.همه چیز را وارونه می بینم.آب سربالا میرود و قورباغه ابوعطا می خواند

لیست دفاتر شعر


۱

تنهایی


اشعار ارسال شده


 ...
این شعر را ۱۲ شاعر ۲۷ بار خوانده اند.
عباس یزدی (طوفان) ، سمانه هروي ، ( خاموش ) بهزاد چهارتنگي ، ژیلاراسخ ، حسین راستگو ، منوچهر منوچهری (بیدل) ، علی عبداللهی و ۴شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۸۹۲۸ در تاریخ دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۱ ۰۰:۰۸    نظرات: ۱۱

 ...
این شعر را ۱۱ شاعر ۳۰ بار خوانده اند.
حسین راستگو ، طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني) ، سمانه هروي ، سید ظاهر موسوی ، مینا محمودی ، علي افشار (فانوس) ، ( خاموش ) بهزاد چهارتنگي و ۳شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۸۹۰۳ در تاریخ شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۱ ۱۶:۳۹    نظرات: ۹

 ...
این شعر را ۹ شاعر ۲۱ بار خوانده اند.
طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني) ، مینا محمودی ، سید حاج فکری احمدی زاده (ملحق) ، حسین راستگو ، سمانه هروي ، اعظم خواجه اف - خجسته ، علی عبداللهی و ۱شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۸۸۷۹ در تاریخ پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۱ ۱۲:۲۵    نظرات: ۷

 ...
ثبت شده با شماره ۸۸۶۷ در تاریخ چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۱ ۰۴:۳۳    نظرات: ۶

 ...
ثبت شده با شماره ۸۷۶۷ در تاریخ سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۱ ۱۳:۱۸    نظرات: ۸

مجموع ۱۰۱ پست فعال در ۲۱ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر فرامک سلیمانی دشتکی(مازیار)


قبیله ای که برف را پرستش می کردند پس از آب شدن آن به دنبالش را افتادند ولی دیگر سفید نبود به رنگهای محتلف در می آمد. جاری شدنش برایشان تازگی داشت گاهی دردل صخره ها مخفی میشد و سپس از آنسو تر سر بر می
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ ۰۶:۵۷    نظرات: ۰


اونور جنگلها خیلی دور از یه برکه ی کوچولو  توی یه شهر بزرگ مردی خسته ولی مهربون زندگی می کرد ، اون یه جایی خونده بود که ماهیگیری به آدم آرامش میده و خستگی رو از تن آدم درمیکنه ، رو همین حسا
پنجشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۵ ۱۸:۰۶    نظرات: ۲

دلشوره هایم را هرچه می پیمایم بیشتر برایم آشکار می شود که بیش از درد و رنجهای خودم دردو رنجهای دیگران را جابه جا می کنم.احساس می کنم نفسم می گیرد و گاه به گا قلبم می ایستد و دوباره راه می افتد.با هرکه
جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳ ۱۲:۲۱    نظرات: ۲

دست که می گذاری روی نقطه احساس همانجایی که همه ی دنیا نسبت به  هم عوضی می گردند و شعورشان در حقیقت قد نمی دهد ، دلم می خواست برداشت خوبی از زندگی ، عشق ، دوستی و رفاقت داشتم ، من کاشتم ، ولی نه ا
جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳ ۱۱:۳۷    نظرات: ۲۵

خب صحنه بسیار فجیعی رخ داده بود که باید کارآگاه و دستیارانش به دقت بررسیش می کردند ، انفجار آشپزخونه ای که جسد متلاشی یک مرد به درو دیوارش پخش شده بود. همسر مرد که به سختی گریه می کرد و به نظر می رسید
شنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۳ ۱۱:۵۷    نظرات: ۳
مجموع ۲۹ پست فعال در ۶ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1