سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        عجب با طرز لبخندش گرفت از من قرارم را

        شعری از

        پژمان صفری

        از دفتر آسمانی پر از غزل نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۹ اسفند ۱۳۹۸ ۰۱:۰۹ شماره ثبت ۸۲۰۴۱
          بازدید : ۳۴۹   |    نظرات : ۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر پژمان صفری

         
        عجب با طرز لبخندش گرفت از من قرارم را
        به یک لبخند بخشیدم همه دار و ندارم را
        چه بودم مفرقی کهنه ته انباری خانه
        ولی امروز می سنجند با عشقش عیارم را
        چهل سال است مشغولم میان برف و باران ها
        که در چشم یکی پیدا کنم فصل بهارم را
        چهل سال است تنهایی مچاله کرده قلبم را
        صداهای هزاران شبپره پرکرده غارم را
        چهل سال است محکومم درون واگن دنیا
        به روی ریل خوشبختی نمی‌بینم قطارم را
        چهل سال است میخواهم ، چهل سال است می‌جنگم
        چهل سال است می بافم طناب تنگ دارم را
        چه از این بیشتر میخواستم ، لطفاً تفنگم را
        و اسب سرکشی تا پس بگیرم اعتبارم را
        اگر لب وا کند از لب بگوید: «دوستم دارد»
        به آتش می کشم یک شب همه ایل و تبارم را
        نمیخواهم بجز با او لباس تنگ بودن را
        که با دستان خود آماده هستم سنگسارم را
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ ۲۱:۳۵
        غمگین و زیبا بود خندانک
        سید احسان موسوی ( سام )
        شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ ۱۱:۵۷
        درود بزرگوار خندانک
        مسعود میناآباد  مسعود م
        يکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۸ ۰۱:۳۳
        سلام :
        دوست عزیز شعر و ردیف و قافیه
        بسیار زیباست ............
        اگر به جای می سنجد ( سنجیده است ) مینوشتید
        وزن درست میشد و رفع سکته
        درود بر شما . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . خندانک
        صابرخوشبین صفت
        دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۸ ۲۲:۱۹
        درودها
        بر شما جناب صفری عزیز
        سروده ای زیبا خواندم .
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        احسان کریمیان علی آبادی
        دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۸ ۲۳:۳۵
        درود
        احسنت زیبا سروده اید
        متفاوت و غمگین
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1