سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

شنبه 2 تير 1403
    16 ذو الحجة 1445
      Saturday 22 Jun 2024
        مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خظ قرمز ماست. اری اینجاسایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

        شنبه ۲ تير

        همزاد شیطان

        شعری از

        لیلا اسدی (میس قلم)

        از دفتر شعرناب نوع شعر چهار پاره

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۳ ۱۲:۱۵ شماره ثبت ۱۲۹۶۱۷
          بازدید : ۷۷   |    نظرات : ۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر لیلا اسدی (میس قلم)
        آخرین اشعار ناب لیلا اسدی (میس قلم)

        در پشت ِ آخور یک زنِ زیبا
        قی می‌ کند جفت ِجنین اش را
        او یک عجوز پیر می زاید
        سر می برد ناف یقینش را
         
         
        هر کس که رویِ طفل را می‌دید
        کفاره بر پیراهنش می دوخت
        شیخی دعا را بی اثر می دید
        مادر میانِ طعنه ها می سوخت 
         
         
        هر شب میانِ بند قنداقش
        یک مشت نفرین ناگهان می مُرد
        سهمش ز پستان های مادر را
        همسایه ای با کاسه اش می برد 
         
         
        تاریکی و نحسی نمادش بود
        گفتند او همزاد گرگینه ست
        در سینه اش جای حیای و شرم
        خروار ها بی عاری و کینه ست
         
         
        من می‌شنیدم از زنان پیر
        او جغد شومی در دو چشمش هست
        ابلیس با آن یال و کوپالش
        از کاسه چشمان او شد مست
         
         
        تنها ترین همزاد شیطانم
        از کودکی این داغ با من بود
        از چشم من جرمی سرازیر است
        جرمی که نام دیگرش زن بود
         
        آذر شروعِ مردنم بوده
        مادر مرا زایید و من مردم
        من این جسد را با کتک هر شب
        تا مرز ِ گور تخت می بردم 
         
        مردی درونم نشئه مرگ ست
        در آستینش بخت بد دارد
        باید بساز او برقصم چون
        زن بودنم حکم ابد دارد
         
        بر پیکرم پیچیده این پاپوش
        قد می کشد بر گیس کم پشتم
        دست زبان الکنم خشکید
        فریادرا در نطفه اش کشتم
         
        نه ماه در بطن رحم گفتم :
        « من نطفه ام باید پسر باشد
        گفتند : « ساکت .. هیس .. شرمت باد 
        دختر نباید خیره سر باشد » 
         
        مادر مرا قی کرد بر تقویم
        گندیده این تقدیر لاکردار
        من حضرت بدنامی و دردم
        پیغمبری از تیره ی اشرار
         
        آذر شروع مردنم بوده
        مادر مرا زایید و من مردم
        من این جسد را با کتک هر شب
        تا مرز گورِ تخت می بردم
         
        بعد از سی و اندی خزان دیدن
        فهمیده ام دنیا چه نامردی ست
        نامش زنانه ، هیبتش چون مرد
        با جنس زن کارش فقط سردی ست
         
        گندم درون سینه می گندد
        نان دلم را کرکسی خورده
        از ترکه ی دنیا کتک خوردم
        زیبایی ام را یک شبح برده 
         
        مردی درونم نشئه ی درد است
        در آستینش بخت بد دارد
        با ساز او باید برقصم چون
        « زن » بودنم حکم ابد دارد
         
        بعد از سی و اندی خزان دیدن
        متروکه ای در من به جا مانده 
        در فکر آبادی نبودم چون
        « لیلا » مرا از باطنش رانده 
         
        بطن چپم در گیر پاییز است
        از قعر من بیرون بکش دی را
        مِهر از جبین ِ روح من در رفت 
        آذر بنوش از خمره ام می را 
         
        از این سجل عمرم گذر کرده
        پیری به روی شانه ام لم داد
        من عمر و روحم را به او دادم
        او جای خوشبختی به من غم داد
         
        با این همه تبعیض و نامردی
        « زن » بودنم را دوست خواهم داشت
        هر چند کامل نیستم اما
        « من » بودنم را دوست خواهم داشت
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        جمعه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۳ ۱۱:۳۲
        درود بر
        همه بانوان ایران زمین
        موفق باشید .
        خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۳ ۱۲:۳۴
        درود بر همه شیر زنان ایران زمین
        "کجایند زنهای مینا به سر نشینند و زایند شیران نر" خندانک
        مریم عادلی
        پنجشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۳ ۲۱:۴۶
        شعر زیبایی بود
        دست قلمتان عالیست⚘️🪻⚘️🪻⚘️🪻
        علی نظری سرمازه
        جمعه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۳ ۱۲:۵۲
        درود بینهایت
        عالیست به توان بیست
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        محمدرضا آزادبخت
        جمعه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۳ ۱۲:۵۳
        درود
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0