سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        بهار

        شعری از

        رضا رحیق

        از دفتر هیچ نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۲ ۱۸:۲۲ شماره ثبت ۱۰۷۴۱
          بازدید : ۱۲۴۲   |    نظرات : ۳۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر رضا رحیق


        آمدی بهار آخرش باورم نمی شود ز راه  
        از طنین گامهای تو می روم به صلح یک سپاه 
         
        آمدی بهار، نازنین ، خانه را ز خود تکانده ام 
        پرتوی ز چار طاق دل ... این منم، خدای من ، نگاه 
         
        راستی زمان ، کناره گیر، هم نوای رقص لحظه ام  
        من به رقص شعله می روم بزم فصلهای چار گاه 
         
        آسمان ببار آخرین بخت باقی شقایقی  
        تا که سبزه زار عاشقی پر ثمر شود از این گیاه 
         
        ای تمام نغمه های شور در تغزل یگانگی  
        زخمه ای بزن به ساز کوک تا ز هر چه من شوم تباه
         
        سیب اگر گناه می کِشم  رخت خود ز باغ حوریان
        گوئیا بهار، زندگی ، لحظه لحظه عاشقی ، گناه  
         
        ترک خانه میکنم بیا سینه ام به سوز میبرد 
        جای جای دلبری شده شاهدم دگر تو را گواه 
         
        آمدی بهار کوی ما کوی دلستان و مردی است 
        مردمان ز جنگ خسته اند مرد صلح دیده ای به راه ؟
         
         
         
        سال نو و آمدن بهار و نوروز باستانی را به همه دوستانم تبریک عرض نموده برای همه آرزوی سلامتی شادکامی دارم 
        ۰
        اشتراک گذاری این شعر
        ۴۱ شاعر این شعر را خوانده اند

        رضا رحیق

        ،

        سید حاج فکری احمدی زاده (ملحق)

        ،

        منوچهر منوچهری (بیدل)

        ،

        سمیرا شریفی (آسمان)

        ،

        سید ظاهر موسوی

        ،

        عباس یزدی (طوفان)

        ،

        خالد بایزیدی(دلیر)

        ،

        محسن حامد (باران)

        ،

        احمد رضایی (پایدار)

        ،

        معصومه عرفانی (عرفان )

        ،

        علی افشاری (فانوس)

        ،

        رضا قنواتي ( خيال )

        ،

        احسان قدیری

        ،

        بهناز رستمی

        ،

        علی توکلی

        ،

        شکوفه بسیم(شکوه)

        ،

        سمانه هروي

        ،

        جوادسرخابی (مانی)

        ،

        احمدرضا زارعی

        ،

        طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)

        ،

        فریبا مُطاعی

        ،

        سید علیرضا خوانساری(بیدل)

        ،

        جاسم ثعلبی (حسّانی)

        ،

        ابوالفضل عظيمي بيلوردي ( دادا )

        ،

        حبیب الله نبی اللهی قهفرخی

        ،

        افسانه راز

        ،

        مریم چایلی(خزان)

        ،

        علیرضا قربان خان

        ،

        فاطمه جهانباز نژاد

        ،

        حسین توسطی (حس تو)

        ،

        پروین عابدی

        ،

        حجت اله یعقوبی(سکوت)

        ،

        سيداحمدظريف چشتي مودودي

        ،

        زهره طغیانی

        ،

        سینا صارمی (مسکین باخرزی)

        ،

        محمد مير سليماني بافقي(باران)

        ،

        بهروز قاسمی (رها)

        ،

        زهرا ستایش کیا (زرشید)

        ،

        مهسا ی (ترانه)

        ،

        زهره ساجد

        ،

        آرش قبادی

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1