سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مخاطب خاص
        ارسال شده توسط

        نیره ناصری نسب

        در تاریخ : جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ ۱۷:۵۷
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۹۱ | نظرات : ۲۳

        این نوشته مخاطب خاص دارد!
        با هزاران آرزو آمدی و بهار دستانت را به دستانم دادی
        در این مدت نمیدانم خوبی هایت بیشتر بود یا بدی هایت !
        در شب هایت گاهی اشک ریختم
        و در روزهایت گاهی شاد
        با تو هستم
        تویی که در تمام لحظه ها با من بودی در گرمترین زمان و سردترین آن
        تویی که آغوشت را برایم باز کردی و در غم ها و شادی ها کنارم بودی

        گاهی سخن می گفتی و گاهی سکوت میکردی
        چه شده اکنون دیگر نمی خواهی کنارم باشی
        میخواهی از من خداحافظی کنی؟
        من که در بدترین شرایط تو را تحمل کردم پس چرا رهایم میکنی
        می خواهی بگویی دیگر تحمل ماندن نداری؟
         
        آری من تو را مانند سالهای قبل بی وفا یافتم گذرا و کوتاه
        اکنون به خداحافظیت نزدیک شدی با یک چمدان خاطره تو را راهی سفر میکنم
        و آغوش خود را به روی مسافری دیگر باز میکنم
        ای روزهای پرخاطره چه زود رد می شوید
        و اکنون پنجره اتاقم را به روی روزهای نادیده باز می کنید

        برو به سلامت که تو را در قلبم جای میدهم
        و به سال نود و هفت سلام میکنم خوش آمدی سال نود و هفت

        🌹 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۸۶۴۱ در تاریخ جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ ۱۷:۵۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1