سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 10 مهر 1399
    14 صفر 1442
      Thursday 1 Oct 2020
      • روز جهاني سالمندان
      دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

      پنجشنبه ۱۰ مهر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      پاییز با عطر گل مریم
      ارسال شده توسط

      سعید خرسند کاظمی ( هذیون )

      در تاریخ : شنبه ۶ آذر ۱۳۹۵ ۰۴:۳۴
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۲۱ | نظرات : ۱

      هر شب یه فصل عاشقونه از رمانها را میخوانم.
      هر شب فیلمهای هندی میبینم .
      دیگه داریوش گوش نمیدم .
      دوست ندارم عشق در من بمیره و برگردم به روزهای افسردگیم ..
      یاد اون روزا میافتم از خودم بدم میااد .
      اخلاقم و عوض کردم دیگه به هیشکی نمیگم دوستت دارم و در جواب درخاستش لبخندی میزنم به سردی آخرین پاییز با تو ، که یعنی نه .. من یکیو دوست داشتم ، اونو کشتم، در خودم کشتم ، مادر پرسید چشد آن مریم گل ناز من 😏 پدر گفت آهسته و یواش میاد 😔 .
      ولی دیگه نیامد،
      من خودمو خاطراتمو، همه رو کشتم.
      سالهای سال از همه مخفی کردم که مریم در یک روز سرد بهاری در پیس آبعلی سقوط کرد،
      سقوطی از بلندای جهانم.
      آری من با خیالم اورا کشتم .
      زمونه نگذاشت او را از یاد ببرم درست موقعی که شاد و مست بودم او را با دختر بچه ای درون کالسکه رو به رویم دیدم ، جهان از حرکت ایستاد یا شاید من را با خود برد ، تلخ بود مثل اولین قهوه ای که در کافه و در اولین قرارمان او را دیدم ....
      ولی من ، شعر داریوش یادم اومد ..
      کاش من و تو میفهمیدیم اومدنی رفتنیه ..
      داریوش راست میگفت ، تقصیر این قصه ها بود ..
      حالا دیگه کسی حرف منو انگار نمیفمه
      مرده زنده خواب و بیدار نمیفهمه
      کسی تنهایی از من نمیدزده ..
      درد مارو درو دیوار نمیفهمه..
      درست گفت داریوش ..
      سقوط من در خودمه سقوط من مثل منه .. مرگ روزای بچگی از روز به شب رسیدنه ..
      انگار همین دیروز بود که این موزیک زیبا را در کافه با هم میشنیدیم ..
      تقصیر دشمنامونه .. اگه اونا نبودن .. مریم الان با من بود .
      #سعید_خرسند
      #پاییز_با_عطر_گل_مریم
      #ذهنیات_تلخ_من

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۷۵۷۴ در تاریخ شنبه ۶ آذر ۱۳۹۵ ۰۴:۳۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      يکشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۵ ۰۷:۱۷
      جهان از حرکت ایستاد یا شاید من را با خود برد ، تلخ بود مثل اولین قهوه ای که در کافه و در اولین قرارمان او را دیدم .... خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0