سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 5 مهر 1399
  • شكست حصر آبادان در عمليات ثامن الائمه عليه السلام، 1360 هـ ش
9 صفر 1442
    Saturday 26 Sep 2020
      دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

      شنبه ۵ مهر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      مبانی علم اقتصاد (4): نظام های اقتصادی
      ارسال شده توسط

      آرمین اسدزاد (الف)

      در تاریخ : يکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۵ ۱۲:۱۸
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۳۵ | نظرات : ۵

      وظیفه ی علم اقتصاد ارائه ی راهکارهایی در راستای برآورده کردن نیازهای نامحدود انسانی به وسیله ی منابع محدودیست که در اختیار افراد قرار میگیرد؛ بنابراین نحوه ی تخصیص منابع، مهمترین مبحث اقتصادی محسوب شده و سعی در پاسخگویی به سه سوال اساسی علم اقتصاد دارد:
      • چه تولید شود؟
      • چقدر تولید شود؟
      • توسط چه کسانی تولید شود؟
      اقتصاد در تلاش برای ارائه ی مناسبترین پاسخ به سوالات مطرح شده به دو رویکرد کاملاً متفاوت تقسیم میشود: اقتصاد دستوری و اقتصاد اثباتی.
      اقتصاد دستوری (هنجاری): در این رویکرد اقتصاددانان و سیاستمداران با به کارگیری روشها و سیاستهای اقتصادی، سعی در تطبیق رفتار اقتصادی جامعه با فرهنگ و ارزشهای مورد قبول خود دارند. به بیانی دیگر، اقتصاد دستوری به آنچه باید باشد میپردازد.
      اقتصاد اثباتی (طبیعی): در این رویکرد اقتصاددان با توجه به جریان طبیعی رفتارهای اقتصادی در جامعه، سعی در کشف و درک قوانین حاکم بر پدیده های اقتصادی دارد. به عبارت دیگر، اقتصاد اثباتی به آنچه که هست میپردازد.
      نکته ی حائز اهمیت در رابطه با رویکردهای اثباتی و دستوری در اقتصاد جوامع اینست که، هر چه فاصله ی این دو رویکرد با یکدیگر بیشتر شود یعنی اقتصاد جامعه آشفته تر و ناکارآمدتر از پیش میشود.
      در این میان، آرا و نظریات ارائه شده در رویکردهای دستوری و اثباتی منجر به شکل گیری نظام اقتصادی با برنامه ریزی مرکزی (اقتصاد متمرکز) و نظام اقتصادی آزاد (اقتصاد بازار یا غیرمتمرکز) شد. این دو جهت گیری عمده در ساختار اقتصادی جوامع، در اصل بیان کننده ی نحوه ی ورود و کارکرد دولت ها به عنوان نهاد حاکم در حوزه ی علم اقتصاد است.
      اقتصاد متمرکز: در اقتصاد متمرکز تخصیص منابع صرفاً توسط دولت انجام میشود، به صورتی که دولت تعیین میکند منابع موجود در تولید چه محصولاتی سرمایه گذاری شود، تولید هر محصول چقدر باشد و همینطور تولید محصولات را چه کسانی بر عهده داشته باشند. در نظام اقتصاد متمرکز، مالکیت خصوصی و مبادله ی آزاد، معنای خود را از دست میدهند. برای مثال کشاورزی که در زمینش گندم کاشته و برداشت کرده، مجبور است محصولش را با قیمتی که توسط دولت تعیین شده به دولت بفروشد و این دولت است که تصمیم میگیرد گندم تولید شده را چگونه در جامعه توزیع کند. به عبارت دیگر در نظامی با اقتصاد متمرکز، دولتها هستند که به جای خانوار و بنگاه ها، در مورد سلیقه، هزینه و قیمتها تصمیم گیری میکنند.
      به طور کلی میتوان اینگونه بیان کرد: در اقتصاد متمرکز اعتقاد بر اینست که فقط دولتها میتوانند با برنامه ریزی مرکزی برای تخصیص منابع، رفاه اجتماعی را در جامعه تأمین نمایند.
      اقتصاد متمرکز بر پایه ی نظریات کارل مارکس شکل گرفت و کشورهایی که دارای حکومتی بر اساس بنیان های فکری مارکسیست و سوسیالیست هستند، مانند کره ی شمالی و شوروی سابق این نظام اقتصادی را به کار گرفتند.
      اقتصاد بازار: هرچند اقتصاد آزاد از ابتدای تاریخ بشر، همواره به نوعی در جریان بوده اما این آدام اسمیت بود که با مطرح کردن نظریه ی دست نامرئی به اقتصاد بازار رسمیت بخشید. بر اساس این نظریه، اقتصاد بازار با فرض اینکه رفتار اقتصادی هر فرد در جهت رفع نیاز خود و کسب منافع شخصی است، نتیجه میگیرد که جهت گیری فعالیتهای اقتصادی در جامعه توسط یک دست نامرئی انجام میشود؛ یعنی به نوعی انگیزه ی افراد برای دستیابی به حداکثر منافع، به دستی نامرئی تشبیه میشود که فعالیتهای انجام شده در عرصه ی اقتصاد را سمت و سو بخشیده و هدایت میکند. در نظریه ی اقتصاد بازار، رفتار جمعی خانوار و بنگاه ها بر پایه ی منفعت نهایی به دست آمده استوار است، بنابراین هر دو گروه با توجه به قیمت، دست به تصمیم گیری و انتخاب میزنند. از طرف دیگر از آنجا که قیمت هر محصول تابعی از ارزش محصول مورد نظر برای تقاضا کننده و هزینه ی صرف شده برای تولید محصول توسط عرضه کننده است، نتیجتاٌ قیمتها تحت تأثیر نیروی عرضه و تقاضا در بازار به تعادل میرسند. بنابراین تولید کننده ای که با هدف سود بیشتر و مصرف کننده ای که به قصد خرید بهتر در بازار به یکدیگر مرتبط شده اند، در هر کنش نسبت به هم، ناخواسته قیمت کالا و خدمات را به سمت هرچه عادلانه تر شدن سوق میدهند و طبعاً از این طریق رفاه اجتماعی افزایش میابد.
      کشورهایی که دارای حکومتی با نظام سرمایه داری یا کاپیتالیست هستند، مانند: آمریکا، تحت تأثیر اقتصاد بازار، سیاستهای اقتصادی خود را پایه ریزی میکنند.


      آرمین اسدزاد
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۷۰۹۵ در تاریخ يکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۵ ۱۲:۱۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۵ ۰۸:۴۵
      خندانک
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۵ ۰۷:۱۷
      خندانک خندانک خندانک
      صفیه پاپی
      يکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۵ ۱۶:۱۸
      خندانک خندانک خندانک
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      يکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۵ ۲۰:۰۶
      خندانک خندانک خندانک خندانک

      درود بر شما .
      وحید کاظمی
      سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ ۰۶:۱۱
      درود بر آرمین عزیزم
      و تشکر برای زحماتت
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0