سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 30 شهريور 1399
  • روز گفت و گوي تمدن‌ها
3 صفر 1442
  • ولادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام، 57 هـ ق
Sunday 20 Sep 2020
    سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. حضرت علی(ع)

    يکشنبه ۳۰ شهريور

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    مصاحبه با آرمین اسدزاده (الف)
    ارسال شده توسط

    جمیله عجم(بانوی واژه ها)

    در تاریخ : جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۹۴ ۲۲:۴۹
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۱۹۹ | نظرات : ۹۴

    خندانکبه نام خداخندانک
    وباعرض سلام خدمت تمام استادان ودوستان شاعرمخندانک
    وباکسب اجازه ازمدیریت محترم سایت ناب استادبزرگوارمان ( سید حاج فکری احمدی زاده (ملحق)  پست معرفی شاعر این هفته را اختصاص داده ام  به گفتگو با  برادرهنرمندمان آرمین اسدزاده(الف) یکی ازجوانان علاقمند ، خوش ذوق وبا استعداد سایتمون که هنوز مدت زیادی نشده کنارمان هستن اما فعالیت خوب ومفیدی دارن درجمعمانخندانک واز آنجایی که خانمها کمی تنبلی کردن وجواب سوالات رو دیرفرستادن نوبتشون رو با اجازه شون دادیم به ارمین عزیز حالاخانوما برین هرچی لنگ کفش دارین جمع کنین  سرکارش با خودتون  که بی نوبتی کرد این بچه شاعرشیطونخندانکخندانک
    ===سوال یک: برادرخوبم خواهش می کنم خودتان را به طور کامل معرفی کنید و هر آنچه را که لازم می دانید در رزومه ی شما ثبت شود برای ما بازگو کنید؛ در واقع یک بیوگرافی کامل از شما می خواهیم...
    با نام و یاد خدا و عرض ادب و احترام خدمت جنابعالی و دیگر دوستان
    آرمین اسدزاد هستم با تخلص الف
    متولد پنجم اسفند ماه 1369
    هرچند خودم محصولِ تهرانم اما رگ و ریشه م از طرف مادری به شهر کرمانشاه و از طرف پدری به شهر تبریز میرسه ، و از اونجایی که در کنار تهرانی و تُرک و کُرد بودنم ، حدود 6 سال هم در کشور قطر زندگی کردم ، معمولا وقتی از اصلیتم پرسیده میشه به مزاح میگم اگه روی نقشه ، بُردارِ میانگین بکشیم ، از اهالی استان مرکزی به حساب میام ... والّا...
    تحصیلاتم در زمینه ی علوم اجتماعی بوده و شغل اصلیم هم کارشناسی بازار سرمایه و ارائه ی راهکارهای تجاری برای گسترش کسب و کار و افزایش درآمدِ.
    ===سوال دو: تعریفتان از شعر چیست؟ چرا به شعر روی آوردید و دقیقا از چه زمانی سرودن شعر را آغاز کردید؟ آیا اتفاق خاصی باعث شد دست به قلم ببرید؟
    تعریف شعر... هرچند که با خیلی از بزرگان ادبی و هنری کشور در ارتباط بودم و هستم، اما تا امروز حتی دو نفر از ادبا که تعریف یکسانی از شعر ارائه بدن، ندیدم! ولی از نظر شخصی جدا از فنون و آرایه های ادبی، هر متن خیال انگیزی که علاوه بر مفهوم، نوعی ریتم و آهنگ هم داشته باشه برای من شعر محسوب میشه حتی اگه بزرگان جزئی از شعر نَدونَنِش...
    وقتی که اولین عشقو تجربه میکردم نمیدونم چرا و چطور اما بی مقدمه فهمیدم که شاعر شدم و هر روز از عشقش مینویسم... حدود پونزده سال و خورده ای داشتم اون زمون... یادش بخیر...
    ===سوال سه: آیا زمینه ی هنر شعر در خانواده و بستگان دیگر شما نیز هست؟ مشوقان اصلی شما در سرودن شعر چه کسانی بودند؟
    تقریبا همه ی اعضای خانواده م به نوعی از طبع هنری برخوردارن، مثلا پدرم نقاش، گرافیست و خطاط قهاری بوده... هرچند الان به شغل دیگه ای مشغوله. اما در زمینه ی هنرهای نوشتاری به صورت حرفه ای فقط من فعال بودم و هستم. در مورد مشوق هم باید عرض کنم تا یکی دو سالی به جز یه نفر که فقط برای اون مینوشتم، هیچکس از شاعر بودنم خبر نداشت ولی بعد از افتادن تشت و پیدا شدن دفترم و رو شدن دستم، همه ی اعضای خانواده تحت هر شرایطی که بود ، مشوق و حمایت کننده م بودن و هستن...
    ===سوال چهار: اشعارتان بیشتر کوششی است یا جوششی؟ خودتان کدام نوع را بیشتر میپسندید؟
    اشعارم معمولا با جوشش شروع میشه و با کوشش به انتها میرسه پس در اصل میشه اینجور گفت که اشعارم جوششی کوششی ست. خودم هم همین حالت بینابینی رو میپسندم چون هم احساس هست و هم تفکر. به نظرم با این رویه شعر پرمایه تر میشه...
    ===سوال پنج: در کدام قالبهای شعری قلم می زنید و بیشتر در چه زمینه هایی می نویسید؟ در واقع به طور معمول، محتوای اشعارتان از چه احساساتی آکنده میشود و منابع الهامتان چیست؟
    تقریبا در تمام قالب ها و سبک ها قلم فرسایی کردم ولی تخصص اصلیم ترانه سرایی برای موسیقی راک و هیپ هاپِ . در مورد مضامین مورد استفاده در شعرم هم همونطور که احتمالا تا الان خواننده های آثارم متوجه شدن ، بیشتر به مسائل اجتماعی ، روانی و باورهای متعصبانه میپردازم البته با نگاه نقادانه! چون در عین حال که به ثبات رویه در راه نیک و پسندیده معتقدم ، به مدیریت اقتضائی هم باور دارم. چرا که بارها شاهدِ مادی شدنِ معنوی ترین مسائل و شیطانی شدنِ الهی ترین موضوعات به سرعت پلک زدنی بودم! و از اونجا که این جهان هم هر لحظه رنگ و بوی جدیدی به خودش میگیره، خیلی از مفاهیم مثله خوبی و بدی هم حالتی نسبی پیدا میکنه. پس طبعا ما هم اجبار داریم که هر موضوعی رو نسبت به شرایط بسنجیم و قضاوت کنیم درباره ی خوب و بدش... به نظرم در دنیای امروزی، یه عقیده ی ثابت نمیتونه پاسخگوی مناسبی به همه ی شرایط و امور باشه...
    منابع الهام بخش برای من گستردگی و پراکندگی زیادی دارن، یعنی هر چیزی میتونه باشه! چه خوب چه بد، چه حرف چه عمل... اما جایی که الهامات زیادی بهم داده یه سایت هنری بین المللی به اسم "دِویانت آرت" هستش که معمولا با تماشای عکسای هنری ای که اونجا به اشتراک گذاشته شده ، احساس شعر و شاعریم گل میکنه...
    ===سوال شش: نظرتان درباره ی عشق چیست و عشق چه تاثیری بر شعر و شاعر میگذارد؟
    عشق... عاقلانه که نگاه میکنم عشق رو جز خُل وضع شدن نمیدونم ولی خُب من اسفند ماهیم و در عین تعارضِ عشق با اندیشه و منطقم، عمرا اگه بتونم بی عشق نفس بکشم! البته اگر کمی عمیقتر بخواییم وارد بحث بشیم، اصولا عشق و عاشقی را حتی شده در حالت مقطعی برای رشد انسان ضروری میدونم. چرا که با گذر از کوچه ی عشقِ که به ماهیتِ خیلی از معارف و حوادثِ مادی و معنوی و حتی بعضی بنیان هایِ طبیعی این جهان پی میبریم، در کنار این، عشق ظرفیت روحی و روانیِ ما رو ارتقا میده و وارد مرحله ی جدیدی از جامعه پذیری میشیم...
    در مورد تاثیر عشق بر شاعر باید بگم که معتقدم هر شاعری اول عاشق بوده، بعد شاعر شده! ولو اینکه عشقش خیالی و انتزاعی و یا حتی عشق به یه گیاه یا حیوون بوده باشه... اگر شخصی هم بخوام عرض کنم عشق منو دو بار شاعر کرده، یه بار شاعری عاشقانه نویس شدم که هزاران مصرع از محبوبم و معشوقم سرودم... و بار دیگه از عشق به مردمم مخصوصا نسل جوون و نوجوونِ سرگردون و بحران زده، شاعر شدم که از جامعه م بنویسم تا بلکه بتونم حتی شده اندازه ی یه سر سوزن تفاوت ایجاد کنم در باورهای پوسیده و شاید هم نشونه ای بدم از راه رشد و موفقیت...
    ===سوال هفت: آیا تا کنون کتابی به چاپ رسانده اید؟ کمی از تحصیلات و سوابق فعالیتهای ادبی و هنریتان برایمان بگویید؛ و آیا به غیر از شعر به کارهای هنری دیگری هم میپردازید؟
    دو سال پیش رمانی به اسمِ "رازِ خنده هایِ آرتاندِر" با درون مایه ای جامعه شناسانه اما حادث در محیطی اساطیری و فانتزی در هفتصد و سی و یک صفحه نوشتم که توسط انتشارات ققنوس برای نشر پذیرفته شد اما بعد از یک سال و اندی دوندگی، نهایتا بدون ذکرِ هیچ دلیل قانع کننده ای از جانب وزارت وزین فرهنگ و ارشاد اسلامی، این کتاب غیر قابل انتشار اعلام شد. دفتر شعری هم به نام "خودعَرضگی در نورِ روز" در دویست و یازده صفحه که شامل بعضی اشعارم با قالب کلاسیک هست ، توسط نشر آدینه در مراحل چاپ قرار گرفته که علی رغم چندین بار اصلاحات و حذف برخی اشعار ، بعد از پنج ماه همچنان در حال بازبینیست در ارشاد... کلی فحش شدیدالحن خودتون به این نوشته اضافه کنید تا حسم هم براتون قابل درک بشه!
    در مورد تحصیلات هم همونطور که عرض کردم دانش آموخته ی علوم اجتماعیم یا اگه به طور دقیق تربگم:
    لیسانس جامعه شناسی گرایش پژوهشگری علوم اجتماعی
    فوق لیسانس اقتصاد گرایش تجزیه و تحلیل سیستمهای اقتصادی با عنوان پایان نامه ی "آسیب شناسی تعیین نرخ بهره ی بانک ها توسط دولت"
    و دکترای علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی با عنوان پایان نامه ی "فرهنگ پذیری سیاسی در آسیای هزاره ی سوم" که بلاخره امسال موفق به تموم کردنش شدم...
    البته در کنار اینا به صورت هم زمان دوره های آزاد "اِم بی اِی" گرایش استراتژی و "دی بی اِی" (تو ایران گرایشی براش تعریف نشده هنوز) هم گذروندم و مدرک گرفتم.
    در زمینه های ادبی و هنری هم جز عضویت در چند انجمن و شب شعر که گه گاهی سر میزنم و یه گروه سرود که دوران نوجوونی عضوش بودم، فعالیت رسمی و مشروعی نداشتم. البته همونطور که قبلا ذکر کردم با بسیاری از استودیوها و موزیسین ها در رابطه با ترانه سرایی آثار سبک راک و تکست نویسی سبک هیپ و هاپ (اینجا کلا بهش میگن رپ و جدیدا گفتاواز) با اسم مستعار همکاری کردم، الانم گاهاً اگر وقت کنم و از خواننده و تنظیم کار خوشم بیاد، دستی به آتیش میزنم... فکر نکنم لازم به ذکر باشه این کار اصطلاحاً به صورت زیرزمینی انجام میشه و مشروعیت قانونی نداره پس دلیل فعالیتم با اسم مستعار هم همینه... دنبال دردسر نیستم که!
    در مورد کارای هنری دیگه هم بگم که به جز کارِ شعر، نویسندگیِ رمان و یه سری مقالات اقتصادی و مدیریتی رو به انجام رسوندم؛ و همینطور برای خودم و چند تا از دوستای نزدیکم طراحی کارت ویزیت، لوگو و آیکون انجام دادم... همینجور عشقی...
    ===سوال هشت: نظرتان درباره ی شعر نو، پست مدرن و کلاسیک در ایران چیست و کدام سبک را بیشتر میپسندید؟
    به سبک و سیاق خاصی وابسته نیستم و حقیقتش این روزا زیاد وقت نمیکنم اشعار روز رو دنبال کنم. ولی به طور کلی اثری که زبان روان، بیان دور از کلیشه، محتوایی مفید و صد البته آهنگی گوشنواز داشته باشد، در هر سبکی که باشه برام جذابِ.
    ===سوال نه: نظرتان درباره ی نقد ادبی و تاثیر آن بر ادبیات چیست؟
    اول از همه این که نقاد باید کاملا درگیر موضوع بشه، بعدا دست به نقدِ محتوا بزنه! چون بر عکس این حالت، بارها برای خودم اتفاق افتاده و مجبور شدم کلی توضیحات اضافه بدم که اگر منتقد دقت کافی داشت، عیان بود و احتیاجی به تایپ اضافه نبوده... دوم اینکه نقد در هنر حتما نباید علمی باشه و میتونه کاملا با احساسی که به مخاطب منتقل شده به تصویر کشیده بشه... سوم اینکه نقد به زبان آدمیزاد بیان شه... آخرشم اینکه من خودم به شخصه عاشق نقد شدنم! البته گاها در نقش نقد کننده هم ظاهر میشم...
    ===سوال ده: مشکلات شاعران در عرصه ی شعر و ادب را چه می دانید؟ و برای بهبود اوضاع شعر و شاعری و نشر، چه پیشنهاداتی دارید؟ در واقع اگر یکی از دست اندر کاران حوزه ی شعر و ادبیات بودید چه راهکارهایی برای بهبود اوضاع کنونی شعر در ایران داشتید؟
    در دوره ای زندگی میکنیم که خیلی راحت میتونی با اینترنت به تور مجازی در موزه ی لوور پاریس بری! یا با عضویت در یه کانالِ هنریِ تلگرام، به گلچینی از زیباترین اشعار دسترسی داشته باشی... با این تفاصیل چاپ کتاب شعر در اغلب موارد اشتباس... در اصل به نظر من شعر باید با محتوای چند رسانه ای تلفیق بشه و در اینترنت قابل دسترس، البته با سازوکاری تکنیکال و اصولی... با این شیوه شاعر مطمئننا به درآمد میرسه و حداقل به مشکل معیشتی نمیخوره. اگرم از مسئولین بودم حتما برای اجرایی شدن این طرح در سطح ملی اقدام میکردم. الان هم که خدارو شکر از مسئولین نیستم، با سرمایه ی شخصی در حال آماده سازی زیرساختهای سایتی مرجع برای هنرم! انشاءالله تا سال آینده، پروژه به مرحله ی بهره برداری میرسه... ای کاش که بتونم خدمتی به هنر و هنرمند بکنم و شایدم شد که با کمک بزرگان دنیای هنر، این فرهنگ داغونو کمی سر و سامون بدیم...
    ===
    سوال یازده: از نظر شما دنیای یک شاعر چه تفاوتی با بقیه دارد؟ و در صورت تمایل یکی از خاطرات خوب یا بد زندگیتان را برایمان بگویید تا بحثمان کمی جذاب تر شود...
    طبعا شاعر دیدگاه دقیقتر و موشکافانه تری به مسائل مختلف داره... به نظرم همین حساسیت به محیط و شرایط و نکته سنجی، وجه تمایز اصلی دنیای شاعرا با دنیای دیگرونِ...
    اما خاطره... حدودا هفت سال قبل بود که با فامیلای دور و نزدیک، دورِ هم جمع شده بودیم، حرف به هنر کشیده شد و به دنبالش از من خواستن که از شعرام بخونم، منم چن تایی خوندم و گذشت... تا اینکه چند روز بعد یکی از همین فک و فامیل تماس گرفت و گفت: شعراتو وردار بیار، کار دارم... خلاصه بگم که اون روز برای اولین بار پام به استودیوی موسیقی باز شد و بعد از یه سری آموزش موسیقیایی و ... بلاخره دو ماه بعد، دو تا از شعرای جدیدمو انتخاب کردن برای تنظیم و اجرا، البته بدون هیچ پرداختی به من!
    این اتفاق جزو موثرترین حوادثی بود که به شکل گیری شخصیت هنریم جهت داده...
    ===
    سوال دوازده: به نظر شما کدام مضامین در شعر مخاطبان بیشتری داشته و بیشتر مورد توجه قرار میگیرد: اشعار سیاسی، عاشقانه، عارفانه، اجتماعی و یا غیره؟
    طبعا شعر عاشقانه به خاطر احساسی بودنِ ایرانی جماعت، بیشترین مخاطب رو داره.همینطور به گمونم اشعار اجتماعی و سیاسی در رتبه های دوم و سوم بیشترین مخاطب قرار میگیرن...
    ===
    سوال سیزده: نمی دانم چقدر با افراغ اندیشه آشنایی دارید اما می خواهم بدانم نظرتان درباره ی سبک افراغ اندیشه استاد احمدی زاده (ملحق) چیست؟
    آقاجان دروغ چرا؟
    الان اولین بارِ که میشنوم افراغ اندیشه یه سبک محسوب میشه!
    جناب احمدی زاده خِجِلَم از رویِ شما!
    ولی حتما در اولین فرصت برای آشنایی با این سبک اقدام میکنم...
    ===
    سوال چهارده: چگونه و از کی عضو سایت ادبیِ شعر ناب شدید؟ و اگر از شما بخواهیم همین الان یک شعر تقدیم کنید به اهالی سایت ناب، چه می سرایید؟ در واقع خوشحال میشویم اگه شعری برایمان بنویسید تا حال و هوایمان عوض شود...
    خب من در خیلی سایتها عضو بودم ولی معمولا به خاطر ماهیت اشعارم با مدیران سایت به مشکل میخوردم و حتی کارمون به درگیری میکشید... مثلا یه پدری از مدیر یکی ازسایتها درآوردم که علنا التماس میکرد ولش کنم! بگذریم... حدود پنج ماه پیش بود که خیلی اتفاقی با شعر ناب آشنا شدم و بعد از چند روزی فعالیت متوجه شدم بر خلاف بقیه ی سایتها، اینجا مدیرای روشنفکری داره و همینطور اعضا خیلی صمیمی و همدلن، جدا اولین سایتی که دیدم خبری از مافیا بازی و گروه بندی و اینجور کارا توش نیست، شعر ناب بود... پس موندگار شدم...
    هزاران درود به جناب ملحق که تونسته همچین جمعِ اهلِ دلی رو یه جا جمع کنه...
    بفرمایید اینم شعر:
    نه به آوازِ زمان چنگ به هر چامه زدم
    نه به اَمـرِلاُمَـرا مُهر به هر نامه زدم
    گرچه ریش از شَرَرِ شاهدِ بدپیشه شَوَم
    تو بگو گو که بگویم ز چه هنگامه زدم
    ===
    سوال پانزده: در پایان تقاضا دارم اگر با نقد شدن مشکلی ندارید، یکی از اشعارتان را در اینجا قرار دهید تا دوستان به نقد و بررسی آن بپردازند..
    همه دوستان میتونن در صورت تمایل با ساطور به سلاخی شعرم بپردازن!
    اصلا یه شعری میذارم نقد خورِش مَلَس باشه:
    از نغزِ نامعمولِ من صد خط بیانت میشود
    پیدایِ ناپیدایِ ره در ره عیانت میشود
    بُگذار و بُگذر زین گذر، زین عَرضه هایِ ریز و کم
    آرش ز عارش چون رَوَد تیرم کمانت میشود
    تیرت طوافی میشود بر گردِ گردونِ زمین
    حدّی که طی کردش ببین! هر حد نهانت میشود
    صد خطِّ دیگر گویمت یا مُشرِفی بر گُفتِمان؟
    گر شیش و بِش آمد بِران، سرخوش روانت میشود
    لازم به گفتن نیست که هر امر و فرمایش و سوالی بود در خدمتم...
    پ.ن:
     مراتب تشکرم را پذیرا باشید بانوی واژه هاخندانک
    پانوشت :
    من هم درپایان تشکرمی کنم ازاین برادرخوبمان که باصبرو حوصله وبسیارکامل وجامع وزیبا به سوالاتمان پاسخ دادند وامیدواریم درپناه خداوند وبا پشتکارخوبی که ازایشان سراغ داریم  بازهم قله های موفقیت رایکی پس ازدیگری پشت سربگذارند وهمیشه ایشان رادراوج ببینیم
    موفق باشی شاعرجوانخندانکخندانک
     

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۶۶۳۸ در تاریخ جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۹۴ ۲۲:۴۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقد و تحلیل شعر شاعران

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0