سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

دوشنبه ۸ آذر

پست های وبلاگ

شعرناب
سوره مثبت اندیشی
ارسال شده توسط

آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

در تاریخ : شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۴ ۲۱:۰۰
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۸۱ | نظرات : ۱۰

سوره مثبت اندیشی قرآن

اگر می خواهید در زندگی خود پیشرفتی را مشاهده کنید چاره ای جز این ندارید که افکار منفی را از ذهن خود کاملا پاک کنید و افکار مثبت را جایگزین آن کنید پس همین حالا به پشت بام ذهن خود بروید و آنتن های ذهنتان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.
 
 

قرآن
 
معادلات زندگی انسان ها بسیار پیچیده و مبهم است و به خاطر همین باید دقیق بدانیم که چه رفتاری را در این معادلات سخت و مبهم از خود بروز دهیم تا زندگی ما تبدیل به یک زندگی ایده آل و درجه یک شود و به عبارتی همه حسرت زندگی ما را بخورند نه اینکه شبانه روز در حسرت زندگی دیگران باشیم. همه افراد در زندگی خود با مشکلات فراوانی روبرو هستند اما انسان موفق کسی است که اولا به فکر رفع مشکلات باشد و دوما در میان مشکلات نیز برای خود یک زندگی بیست و نمونه بسازد تا الگویی برای دیگران باشد
 
 
 
برای داشتن یک زندگی نمونه و درجه یک و مدل بالا فقط کافی است چند کار ساده انجام دهید تا از زندگی خود رضایت کامل داشته باشید : 
1)دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید
در منطق قرآن کریم تنها این افراد به عیب جویی می پردازند :
1)انسان های ستمگر و متجاوز (1)
2) فاسقان (2)
3)كافران (3 )
4)گناهكاران و مجرمان (4)،
5)تكذیب كنندگان انسان های سالم (5)
6)منافقان دورو كه به سركوفت دیگران تمایل و گرایش دارند (6)
اگر میخواهید در زمره این گونه افراد نباشید از همین امروز این دستگاه را در وجودتان از کار بیندازید با از کار انداختن این دستگاه در وجود خود قول می دهیم خیلی چیزها در زندگی شما متحول شود ,خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.
کسانی که دلهایشان دریاچه ای کوچک است و به هیچ اقیانوسی راه ندارد با کوچکترین حادثه ای مضطرب میشوند برعکس کسانی که دلشان به اقیانوس الهی وصل است که هیچ طوفانی نمیتواند کوچکترین اضطرابی به آنها وارد کند
 
 
 
2) استفاده از فکر های منفی ممنوع
تنها جنبه های منفی زندگی را دیدن باعث میشود تا انسان در گرداب گناه و فساد غرق شود چون او فقط گناه و فساد را در جامعه مشاهده می کند و به خاطر همین کم کم خود او نیز به گناه و فساد متمایل میشود و خود نیز در آن غرق میشود.
در مورد مثبت اندیشی می‌گویند: روزی دانشمندی در سخنرانی خود دستور داد روی تخته سیاهی کاغذ سفید بزرگی نصب شود و سپس خود وی نقطه کوچکی در وسط آن ترسیم کرد. آنگاه رو به حاضران سوال کرد شما روی تخته سیاه چه می‌بینید؟ اکثر آن‌ها پاسخ دادند ما نقطه سیاهی می‌بینیم. آن دانشمند گفت: چطور شد که شما کاغذ سپید بزرگی را که یک سوم تخته سیاه را فرا گرفته نادیده گرفتید و فقط نقطه سیاه کوچک نظر شما را جلب کرد؟ وی افزود این راه دعوت به سلامت و سعادت و خوشی است. سپیدی‌ها را باید دید و سیاهی‌ها را ندید
اگر بخواهیم سوره ای را در قرآن کریم به عنوان سوره مثبت اندیشی انتخاب کنیم شاید سوره مبارکه ضحی یکی از بهترین انتخاب ها باشد چرا که سرتاسر این سوره در باره مثبت اندیشی و یاد آوری نعمت هایی است که خداوند به انسان داده است.
(وَلَسَوْفَ یُعْطِیكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى* أَلَمْ یَجِدْكَ یَتِیمًا فَآوَى *وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى * وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى * فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ * وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ * وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ؛ البته به زودى پروردگارت (آن قدر) به تو عطا كند كه خشنود شوى آیا تو را یتیم نیافت پس جاى و پناه داد؟ و آیا تو را یگانه زمان و تنها نیافت، پس جهانى را به دورت جمع نمود و تو را ناآگاه (از معارف دینى) یافت پس (به وسیله وحى) هدایت نمودو تو را فقیر و نیازمند یافت پس بی نیاز كرد پس یتیم را هرگز خوار و رانده مساز و با سائل خشونت مكن و مران و از نعمت پروردگار خویش [با مردم‏] سخن گوى.)(7)
اگر میخواهید در زندگی خود پیشرفتی را مشاهده کنید چاره ای جز این ندارید که افکار منفی را از ذهن خود کاملا پاک کنید و افکار مثبت را جایگزین آن کنید پس همین حالا به پشت بام ذهن خود بروید و آنتن های ذهنتان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند
 
 
سوره ای که با تمام سختی های پیامبر در مسیر رساندن پیام الهی با مثبت اندیشی و بیان نعمت های فراوانی که پیامبر از آنها بهره مند است انرژی ویژه ای را به پیامبر عطا کرد تا بتواند با نیروی بیشتری به رسالت خود ادامه دهد .
 
اگر میخواهید در زندگی خود پیشرفتی را مشاهده کنید چاره ای جز این ندارید که افکار منفی را از ذهن خود کاملا پاک کنید و افکار مثبت را جایگزین آن کنید پس همین حالا به پشت بام ذهن خود بروید و آنتن های ذهنتان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.
3) دلتان را تبدیل به اقیانوسی آرام کنید نه یک گرداب خروشان .
تنها انسان هایی که از روح آرام برخوردار هستند می توانند از زندگی خود لذت ببرند و برای اینکه از روح آرامی برخوردار باشیم باید دریاچه دلمان را به اقیانوس معنویت و دریاهای آرام الهی وصل کنیم وگرنه کسانی که دلشان دریاچه است و از همه طرف بسته است و راهی به اقیانوس ندارد بعد از مدتی این دریاچه تبدیل به نمک زار و لجن زاری میشود که همه از آن فرار می کنند
کسانی که دلهایشان دریاچه ای کوچک است و به هیچ اقیانوسی راه ندارد با کوچکترین حادثه ای مضطرب میشوند برعکس کسانی که دلشان به اقیانوش الهی وصل است که هیچ طوفانی نمیتواند کوچکترین اضطرابی به انها وارد کند به همین خاطر است که خداوند متعال در مورد کسانی که دریاچه وجودشان را به اقیانوس عظیم الهی وصل کرده اند می فرماید(الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ :همان كسانى كه ایمان آورده‏ اند و دل‏هایشان به یاد خدا آرام می ‏یابد آگاه باشید كه دل‏ها تنها به یاد خدا آرام می ‏یابد)(8)
 
پی نوشت ها :
1)حجرات آیه 11
2)توبه آیات 79 و 80
3)توبه آیات 77 و 79
4)مطففین آیات 29 و 30
5)قلم آیات 8 و 11
6)توبه آیات 77 و 79
7)سوره مبارکه ضحی
8)رعد 28
منبع:تبیان

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۶۵۵۵ در تاریخ شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۴ ۲۱:۰۰ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقدها و نظرات
فرهاد مهرابی
شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۴ ۱۸:۵۰
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

(همین حالا به پشت بام ذهن خود بروید و آنتن های ذهنتان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند)

سلام بر خانم رحیم زاده بانوی پرتوان
پست بسیار آموزنده ای انتخاب کردید
ما همیشه خودمون رو در جاهای مختلف به دنبال ثروت به هر طرف میزنیم
اما دریغ از اینکه بدونیم خداوند ثروت رودر مغر ما قرار داده...
مغز گنجینه گرانبهییست که ما از اون غافلیم...

خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
احمدرضانظری چروده
يکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴ ۰۰:۵۷
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
صوفیان واستدند از گرو می همه رخت
دلق ما بود که در خانه خمار بماند
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
قصه ماست که در هر سر بازار بماند
هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم
آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند
جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید
خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند
بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد
که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند

...............................................................
سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشي بود در اين خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوري دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

سوز دل بين که ز بس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من ز سر هر چو پروانه بسوخت

آشنايي نه غريب است که دلسوز من است

چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت

خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد

خانه عقل مرا آتش ميخانه بسوخت

چون پياله دلم از توبه که کردم بشکست

همچو لاله جگرم بي مي و خمخانه بسوخت

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

ترک افسانه بگو حافظ و مي نوش دمي

که نخفتيم شب و شمع به افسانه بسوخت
...........................................................................
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روی من و آینه وصف جمال که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود که ز بند غم ایام نجاتم دادند
.....................................................................................................................

صد غزل منتخب از خواجه‌ حافظ شیرازی

1

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها


2

صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا

چو کحل بینش ما خاک آستان شماست
کجا رویم بفرما از این جناب کجا

مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا

بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا

3
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت
کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم
جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
احمدرضانظری چروده
يکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴ ۰۱:۰۰
خندانک خندانک خندانک خندانک
علیرضا کاشی پور محمدی
يکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴ ۰۴:۱۶
درودتان باد
احسنت احسنت موفق باشید
خندانک خندانک خندانک
صفیه پاپی
يکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴ ۱۴:۵۸
بسیااااار زیبااااا خندانک خندانک خندانک خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0