سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 8 مهر 1399
  • روز بزرگداشت مولوي
12 صفر 1442
    Tuesday 29 Sep 2020
      دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

      سه شنبه ۸ مهر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      صدای اذان /الیاس امیرحسنی
      ارسال شده توسط

      الیاس امیرحسنی

      در تاریخ : سه شنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۴ ۲۳:۲۰
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۷۸ | نظرات : ۰

      می گویم دلنشین ترین صدا ،صدای اذان است . صدایی جذّاب و خاطره ساز ،مخصوصاً آن زمان که در شهرستان بودیم .هنگامی که از مدرسه برمی گشتیم ، رادیوی کوچک مان روشن بود و بوی آش ترشی مادر تا کوچه می آمد وبرف هایی که در زمستان برزمین نشسته بود آب می شد ومن کیفم را که به خانه می انداختم در حیاط خانه برف ها را این طرف و آن طرف می ریختم وصدای مرحوم آقاتی بلند بود که می خواند : اشهدان لااله الاالله
      اشهدان محمد رسول الله
      اشهدان علی ولی الله
      حی علی الصلاه
      حی علی الفلاح
      هرچه آدم پا به سن می گذارد حسرت روزهای گذشته را می خورد ، روزهای جوانی و نوجوانی و کودکی .روزهای کودکی حسرتش بیشتر است چون دل پاک است ،عشق بی ریا و خالص است ،هنوز حساب و کتاب های دیگر در کار نیست  . هرچه زیبایی است در دل آدم حک می شود ، همان صدای دلنشین اذان .آن موقع اگر تعزیه می خواندیم برای این نبود که ببینندمان . اصلاً در فکر این نبودیم صدایمان خوب است یا بد،می خواندیم چون امام حسین (ع) را دوست داشتیم .آن موقع نمی خواستیم که فیلممان را بردارند و نشان بدهند ، اگر کاری می کردیم صادقانه و مخلصانه بود .خانه مان خشت و گل بود . از مبلمان خبری نبود . از تلویزیون (led)ال ای دی خبری نبود . از خیلی چیزها خبری نبود امّا چه لذتی می بردیم . برف بود و باران و تگرگ ،سیل بود و رود بود و تماشا . وقتی برف ها آب می شد و کوچه ها گل بود و ما از این طرف به آن طرف می دویدیم و آب ها خیسمان می کرد هیچ لذتی بالاتر از آن نبود . بهترین کارتن ها و سی دی ها و فیلم ها این لذّت را به آدم نمی دهد . در دوزج و مجتمع شبانه روزی هم که بودیم موقعی که کلاس ها تمام می شد و به خوابگاه می آمدیم و ظرف ها در دست به صف ناهار می ایستادیم و بلند گوی سالن صدای اذان را پخش می  کرد، عجب لذتی می بردیم . صدای اذان این صدای دلکش و دلربا مخصوصاً  مرحوم صبحدل یا آقاتی یا موذن زاده بخواند .
      درست است که غفلت ما از خالق هستی به قدری زیاداست که لحن داود و زیبایی یوسف هم آگاهمان نمی کند اما لذت صدای اذان با گوشت و پوست ما مسلمان ها عجین شده است . صدای اذان را دوست دارم . صدای مرحوم آقاتی آن صدای کشدار و مخملی . صدای مرحو م موذن زاده آن صدای عرشی و ملکوتی .
      صدای اذان را دوست دارم آن صدایی که همراه بود با بوی آش ترشی مادر ،آّ ب شدن برفهای حیاط و کوچه و رفتن گوسفندان برای آبخوری به رودخانه .
      صدای اذان را دوست دارم همان طور که آب شدن برف هارا ،صدای اذان را دوست دارم همان طور که آفتاب زمستان را ، صدای اذان را دوست دارم همان طور که صدای سوت زود پز مادر را ، صدای اذان را دوست دارم همان طور که خیسی دیوارها را ،گل و لای کوچه ها را .
      صدای اذان را دوست دارم همان طور که سیل رودخانه را ، صدای اذان را دوست دارم همان طور که صدای بع بع گوسفندان را .
      صدای اذان را دوست دارم همان طور که صدای باران را .
      وقتی باران ببارد چه قدر صدای اذان دلنشین تر می شود ، پس ای باران بیا و ای موذن بخوان :اشهدان لااله الا الله

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۵۲۹۰ در تاریخ سه شنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۴ ۲۳:۲۰ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0