سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 30 شهريور 1399
  • روز گفت و گوي تمدن‌ها
3 صفر 1442
  • ولادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام، 57 هـ ق
Sunday 20 Sep 2020
    سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. حضرت علی(ع)

    يکشنبه ۳۰ شهريور

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    پدافند غیر عامل 2.افسردگی
    ارسال شده توسط

    نجمه طوسی (تینا)

    در تاریخ : چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳ ۱۵:۴۹
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۷۳ | نظرات : ۲

    چرا با این که قران صراحتا ما را از غم و اندوه منع کرده ، باز عده ای اشاعه دهنده غم و اندوهند؟
    پرسش
    چرا با این که قرآن صراحتا ما را از غم و اندوه منع کرده، باز مداحان اشاعه دهنده غم و اندوهند، مگر قانون إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ یا همان وصال یار برای اهل بیت نبوده و آنان به سوی رستگاری نرفتند؟ البته همه امامان در عصر خود ناشناخته و غریب بودند و همین طور حضرت مهدی عج ! پس چرا مداحان انرژی خود را برای به عمل در آوردن آرزوهای پیامبران و امامان نمی گذارند. اگر امروز امام حسین (ع) در بین ما بود و ما از آن حضرت سؤال می‌کردیم که از ما عمل و وفای به عهد می‌خواهد یا گریه و زاری و بر سر زدن، چه جوابی به ما می‌دادند؟ مسلماً به ما می‌فرمودند که وفای به عهد را، زیرا او شهادت را برای نشان دادن راه خدا انتخاب نمود تا برای ما الگوی کاملی باشد از انسان متعهد نسبت به خدا (ایاک نعبد و ایاک نستعین)، ‌حق طلب و ظلم ستیز،‌ تا ما بتوانیم او را نمونه و چراغ راه خود قرار بدهیم نه این که برای شهادت افتخار آمیز او صرفاً شیون کرده و بر سر زنیم.
    أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (یونس، 62)
    آگاه باشید! که دوستان خدا، هیج ترسی بر آنان نیست، و نه آنان اندوهگین می شوند.
    بقره، 38، 62، 112، 262، 247، 277؛ آل عمران، 170 ؛ مائده، 69؛ الانعام، 48؛ الاعراف، 35؛ الزمر، 61؛ الاحقاف، 13، این ها آیه های منع از غم و اندوه هستند که عموما مداحان بر خلاف این عمل می کنند، خدا استثنائی هم برای هیچ کس حتی اهل بیت قائل نیست، هر که می خواهد از دوستان خدا شود یا مرد عمل شود، "لا هُمْ یَحْزَنُونَ" است نه این که اندوه و غم را منتشر کند.
    پاسخ اجمالی
    غم و اندوه، حالتی است که ناگزیر در همه انسان ها وجود دارد و هر انسانی در طول زندگانی خود بارها آن را تجربه کرده است. اندوه و غم به طور مطلق از نظر قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) مردود و مطرود نیست، بلکه در مواردی مطلوب و در بعضی از موارد دیگر نامطلوب بوده و عدم آن از صفات اولیاء خدا شمرده شده است. آیات قرآن اصل غم و اندوه را نفی نکرده است، بلکه آن چه در آیات قرآن نفی یا تمجید شده است، اسباب و عوامل حزن و اندوه است که به تبع آن حزن و اندوه هم ممدوح یا مذموم می شود.
    پاسخ تفصیلی
    انسان موجودی چند بعدی است که یکی از ابعاد وجودی او بعد احساس و عاطفه است به همین جهت انسان ها گاهی شاد و خندان اند و گاهی متعجب و هراسان، گاهی هم به سبب عواملی، غم و اندوه آنان را فرا می گیرد. غم و اندوه، حالتی است که ناگزیر در همه انسان ها وجود دارد و هر انسانی در طول زندگانی خود بارها آن را تجربه کرده است. اگر چه این حالت طبیعی در انسان ها به خاطر عوامل متفاوتی امکان بروز پیدا می کنند. عده ای با کوچک ترین اتفاق و یا از دست دادن بعضی از چیزها اندوهگین و ناراحت می شوند، و عده دیگری حزن و اندوه خود را کنترل کرده و در راستای اهداف بلند انسانی در می آورند.
     
    برای توضیح بیشتر باید گفت: اندوه و غم به طور مطلق از نظر قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) مردود و مطرود نیست . بلکه در مواردی مطلوب و در بعضی از موارد دیگر نامطلوب بوده و عدم آن از صفات اولیاء خدا شمرده شده است.
     
    آیات قرآن اصل غم و اندوه را نفی نکرده است؛ زیرا غم و اندوه همان طور که گفتیم یک حالت طبیعی است که بدون اختیار حاصل می شود. بلکه آن چه در آیات قرآن نفی شده است بعضی از اسباب و عوامل حزن و اندوه است که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:
     
    1. در داستان پیامبر گرامی اسلام (ص) بیان شده است که ایشان به همراه خلیفه اول از مکه به مدینه هجرت کرد. آنان برای فرار از دست مشرکان وارد غاری شدند، پیامبر (ص) با توجه به نیرو و قدرت الاهی که داشت همراه خودش را دلداری می داد که چون خداوند با ما است مشرکان نمی توانند به ما دست پیدا کنند و فرمود: «محزون نباش خداوند با ما است»[1]. از این رو باید اعتماد کافی و توکل به خداوند داشت و حزن و اندوهی که به این سبب ایجاد می شود را از خود دور داشت.
     
    2. در قصه حضرت موسی (ع) در باره حزن و اندوه مادر آن حضرت خداوند خطاب به او می فرماید: "تو را به مادرت بر می گردانیم تا مادرت محزون نباشد و چشمش روشن شود".[2] در آیه دیگر خطاب به مادر آن حضرت می فرماید: نترس و اندوهگین مباش و موسی را در دریا رها کن»[3]. این حزن و اندوه اگر چه ممکن است طبیعی بنماید اما در سایه توکل و اعتماد به خدا و وعده الهی، حزن و اندوهی بی مورد می شود و به همین خاطر خداوند مادر موسی را از چنین غم و اندوهی بر حذر داشته است.
     
    3. خداوند در خطاب به کسانی که هدایت شده اند[4] و ایمان به خدا و روز آخرت دارند و عمل صالح انجام می دهند[5] و یا جزء دوستان و اولیاء خدا هستند[6]، می فرماید: هیچ گونه ترس و اندوهى براى آنها نیست[7]‏. زیرا افرادی که «در دنیا دارای درجه عالی از ایمان هستند و خود را عبد محض پروردگار می دانند و مالکیتی برای خود قائل نیستند، از خود چیزی ندارند تا از فوت آن بترسند و یا به خاطر آن اندوهناک گردند؛ زیرا خوف همیشه از این جا سرچشمه می گیرد که انسان، احتمال ضرری بدهد و از این راه اندوه به دل وارد می شود که آدمی چیزی را که دوست داشته از دست بدهد و یا چیزی را که کراهت داشته گرفتارش شود. و خلاصه خوف و اندوه وقتی قابل تصور است که شخص برای خود مالکیت و یا حقی نسبت به آن چیزی که از آن خوف و اندوه دارد قائل باشد»[8] پس اگر کسی معتقد شد که همه مخلوقات و موجودات عالم و وجود خودش ملک خداوند است، قهراً خود را مالک چیزی نمی داند تا درباره آن دچار خوف و اندوه شود، این همان وضعیتی است که خداوند دوستان خود و کسانی را که راه هدایت پیموده اند و عمل صالح انجام داده اند، به آن توصیف کرده است.
     
    پس این حزن و اندوه که از چنین اشخاصی نفی شده است، به خاطر نفی عامل ایجاد حزن و اندوه؛ یعنی وابستگی و دلدادگی به امور مادی است؛ یعنی دوستان خداوند و مؤمنان و صالحان چون دلدادگی به غیر از او ندارند. با از دست دادن امور مادی دچار حزن و اندوه هم نمی شوند.
     
    در حقیقت در این آیات به مؤمنین و اولیاء بشارت داده شده که در این موارد هیچ دلیلی برای حزن و اندوه آنان وجود ندارد. اما در قرآن کریم مواردی از حزن و اندوه مؤمنان و صالحان آمده است و هیچ گونه مذمتی از آنان نشده است؛ به طور مثال قرآن کریم از قول یعقوب که در فراق فرزند صالحش یوسف گرفتار شده بود می فرماید: «به درستی که شکایت این حزن و اندوهم را به خداوند می کنم»[9] و یا می فرماید: «چشمان یعقوب از شدت حزن (و گریه بر یوسف) سفید شد»[10]. می دانیم که غم فراق یوسف فقط غم دوری یک فرزند از پدرش نبود بلکه چون یعقوب می دانست که یوسف یکی از انبیاء بزرگ الاهی و انسان صالح و مؤمنی است این فراق بر او بسیار گران می آمد و در اصل در تمنای دیدار یکی از اولیاء و انبیاء خداوند بود. این حزن و اندوه در هیچ جای قرآن بر یعقوب مذمت نشده است زیرا عامل ایجاد آن همان طور که در بالا گفته شد، یک عامل الاهی بوده است.
     
    در آیه دیگری خداوند وضعیت عده ای از مجاهدان راه خود را ترسیم می کند که قصد جهاد و نائل شدن به فیض شهادت را داشتند، اما به خاطر کمبود وسایل جنگی و مرکب مجبور به بازگشت شدند. این عده با ناراحتی و چشمانی پر از اشک و با دلی پر از غم و اندوه بازگشتند. خداوند می فرماید: «بر کسانی که به سوی تو آمدند تا مرکبی از تو گرفته و راهی جبهه شوند و تو چیزی نداشتی که به آنان دهی، حرجی نیست. آنان در حالی که چشمانی پر از اشک داشته و اندوهگین و حزین بودند بازگشتند...»[11]
     
    این حزن و اندوه که از حس فداکاری در راه خدا و شهادت طلبی منبعث می شود نه تنها مذموم نیست بلکه نشان از صدق و راستی صاحبانش دارد. حزن و اندوهی مذموم است که به خاطر عوامل غیر الاهی ایجاد شده باشد.
     
    نتیجه این که قرآن نه به طور مطلق حزن و اندوه را مذموم شمرده و نه به طور مطلق آن را نأیید کرده است بلکه بستگی به موارد آن دارد و باید به عوامل و ریشه های آن توجه کرد ، هر گاه حزن به خاطر امر ممدوحی ایجاد شود خود حزن نیز ممدوح است. زیرا باعث ارتباط انسان با منشأ و منبع آن می شود و موجب می شود که انسان با شناخت در راه آن قدم بردارد، چنین حزنی انسان را به تفکر مثبت و حرکت و پویایی می کشاند. امام صادق (ع) درباره چنین حزنی است که می فرماید: حزن و اندوه شعار اهل عرفان است.[12]
     
    حزن و اندوهی که به خاطر ذکر مصائب اهل بیت (ع) و امام حسین (ع) ایجاد می شود از همین قبیل است و در ممدوح و مثبت بودن آن روایات فراوانی داریم[13]؛ زیرا این حزن و اندوه، به خاطر یاد آوری مصیبت از دست دادن یکی از اولیاء الاهی و ظلم هایی که بر او و خاندانش رفته است، ایجاد شده است، این حزن در حقیقت بزرگداشت آزادگی و ایمان و فداکاری است و بسیار با ارزش است. امام صادق(ع) می فرمایند: «نفس انسانی که برای مصیبت های وارده بر ما غمگین و حزین شده است، تسبیح و اندوهش بر ما، عبادت است»[14]. چرا که این اندوه اگر به درستی هدایت شود برکات زیادی دارد ،از جمله:
     
    1-باعث می شود تا انسان ظلم و قباحت و زشتی آن را بشناسد و در نتیجه نه ظلم پذیر باشد و نه ظلم کند.
     
    2- راه و یاد و اهداف بلند اهل بیت (ع) را زنده نگه می دارد.
     
    3 چنین حزن و اندوهی مقدمه ای است برای متخلق شدن به اخلاق اهل بیت (ع)؛ زیرا غم همان طور که از معرفت و دوست داشتن بر می خیزد خود ایجاد محبت و معرفت می کند. استاد شهید مطهری در این باره می فرماید « اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا که دائماً حسین، حسین می کنید و به سر خودتان می زنید چه می خواهید بگوئید؟
     
    باید بگوئیم: ما می خواهیم حرف آقایمان را بگوییم، ما هر سال می خواهیم تجدید حیات کنیم، باید بگوییم عاشورا روز تجدید حیات ما است ... از نو مبادی اسلام را بیاموزیم، ما نمی خواهیم حس امر به معروف و نهی از منکر، احساس شهادت، احساس جهاد، احساس فداکاری در راه حق، در ما فراموش شود، نمی خواهیم روح فداکاری در راه حق در ما بمیرد».[15]
     
    بله! فقط گریاندن و ایجاد حزن و اندوه کافی نیست بلکه باید فلسفه قیام عاشورا را در جامعه زنده نگه داشت و نباید در میان پیروان اهل بیت (ع) عزاداری و حزن و اندوه هدف شود. استاد شهید مطهری می فرماید: «اما متأسفانه عده ای این را نشناختند، خیال کردند که بدون این که مردم را به مکتب امام حسین (ع) آشنا کنیم، به فلسفه قیام او آشنا کنیم. عارف به مقام حسینی کنیم، همین قدر که مردمی آمدند و نشستند و یک گریه ای را نفهمیده و ندانسته کردند، دیگر کفاره گناهان است! ».[16]
     
     

    [1] توبه، 40.
    [2] طه، 40.
    [3] قصص، 7.
    [4] بقره، 62.
    [5] مائده، 69.
    [6] یونس، 62.
    [7] بقره، 112، 262، 274، 277.
    [8] طباطبائی، محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج 10، ص 132، انتشارات اسلامی، با تصرف و تلخیص.
    [9] یوسف، 86.
    [10] یوسف، 84.
    [11] توبه، 92.
    [12] ترجمه مصباح الشریعه (منسوب به امام صادق (ع))، ص 564، نشر پیام حق، تهران.
    [13] قمی، شیخ عباس، ترجمه نفس المهموم، ص 55، انتشارات جمکران.
    [14] همان، ص 25.
    [15] مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، ج 1، ص 187، انتشارات صدرا.
    [16] همان، ص 83
    **************************************************
    اخبار،سرگرمی,آشپزی,مد,روانشناسی,اینترنت
     
     
     
     
    راههای غلبه بر افسردگی
     
    همه ما گاهی دچار حالت ناامیدی و افسردگی می‌شویم. مثلاً وقتی روابط ما با دیگران از هم پاشیده می‌شود. ممکن است شوکه شویم، گریه کنیم، غذا نخوریم، عصبانی شویم، خوب نخوابیم و بدخلق و مضطرب شویم.
     
     
     
    این حالت معمولاً پس از چند روز برطرف می‌شود و شخص به زندگی طبیعی باز می‌گردد. اما آنچه پزشکان آن را افسردگی می‌نامند، حالت افسردگی به این شکل نیست. بلکه این اصطلاح برای تعریف بیماری شدیدتری به کار می‌رود که حداقل چند روز طول می‌کشد و بر جسم و روح اثر می‌گذارد. این بیماری ممکن است بی هیچ دلیلی بروز کند و زندگی فرد را تهدید کند. هیچ وقت وجود یک علامت تک نشانگر وجود افسردگی و یا به قول معروف افسردگی بالینی در فرد نیست. بسیاری از علایم شبیه یکدیگرند، اما وقتی فرد به افسردگی مبتلا می‌شود این علائم شدیدتر می‌گردند و مدت بیشتری ادامه می‌یابند. اگر حالت ناامیدی و افسردگی بر تمام ابعاد زندگی شما تاثیر بگذارد، 2 یا چند هفته ادامه یابد و یا به حدی برسد که به فکر خودکشی بیفتید، کار صحیح آن است که از دیگران یاری بطلبید.
     
     
     
    به خاطر داشته باشید که افسردگی یک بیماری است که می‌توان آن را با موفقیت درمان کرد و به موقع بهبود خواهد یافت.
     
     
     
    علایم افسردگی
     
     
     
    هر چند افسردگی یک اختلال خلفی دانسته می‌شود اما در واقع از مجموع 4 علامت مختلف تشکیل شده است. علاوه بر علایم هیجانی (خلقی)، علایم شناختی، انگیزشی و جسمانی وجود دارد. لازم نیست فرد به همه این علایم دچار شود تا بتوان او را افسرده دانست. اما هر چه بیشتر دچار این علایم شده باشد و هر چه شدت این علایم بیشتر باشد با اطمینان بیشتری می‌توان نظر داد که دچار افسردگی است.
     
     
     
    1- علایم جسمی: 1-تغییر اشتها (افزایش یا کاهش اشتها)،2- آشفتگی در خواب (بدخوابی، به سختی به خواب می‌روند، زودتر از موقع بیدار می‌شوند یا زیاد می‌خوابند) 3- خستگی 4- یبوست 5- بی میلی جنسی 6- نا منظم شدن عادت ماهانه 7- کم تحرکی روحی و جسمی. از آنجا که افکار شخص افسرده معطوف به درون هستند تا به وقایع خارجی، بیمار ممکن است دردها و رنج‌های خود را بیش از حد بداند و نگران سلامتی‌اش باشد.
     
     
     
    2- علایم شناختی: علایم شناختی بیشتر شامل افکار منفی است. افراد افسرده اعتماد به نفس اندکی دارند، احساس بی کفایتی کرده و برای شکسته‌ای‌شان خود را تحقیر می‌کنند. آن‌ها از آینده نا امید بوده و به انجام کاری برای بهبود زندگی‌شان بدبین هستند. تفکر افراد افسرده باعث می‌شود که انسان جهان را با دیدی منفی بنگرد.
     
     
     
    سه عامل سازنده تفکر افسرده کننده عبارت است از:
     
    افکارمنفی، مانند اینکه «من در کارم موفق نیستم».
     
     
     
    انتظارات زیاد و غیر منطقی از خود، مانند من زمانی خوشبخت هستم که همه مرا دوست بدارند و مرا در شغلم موفق بدانند.
     
     
     
    افکار غلط مانند: الف نتیجه گیری‌های سریع و کلی ب توجه به جزییات منفی در یک موقعیت و چشم پوشی از موارد مثبت پ اعتقاد بر اینکه مقصر هر کار غلطی خود شخص است دتنیچه گیری منفی.
     
     
     
    3- علایم هیجانی: غمگینی و دل‌مردگی برجسته‌ترین علامت هیجانی در افسردگی است. شخص افسرده ناامید و غمگین است. اغلب گریه و زاری می‌کند و ممکن است به فکر خودکشی بیفتد. از دست دادن لذت یا خوشنودی از زندگی نیز به همین اندازه برای وی شایع است. فعالیت‌هایی که قبلاً موجب رضایت او می‌شد اکنون کسل کننده و غیر لذت بخش می‌شود. شخص افسرده به تدریج به سرگرمی‌ها، تفریحات و فعالیت‌های خانوادگی بی علاقه می‌شود. بیشتر بیماران افسرده شکایت می‌کنند که دیگر از علایق قبلی شان لذت نمی‌برند و بسیاری از عدم عطوفت به دیگران می‌گویند.
     
     
     
     
     
    4- علایم انگیزشی: انگیزش در افسردگی رو به نزول است. فرد افسرده به منفعل بودن گرایش بیشتری دارد و برای شروع فعالیت‌ها با مشکل روبه رو است.
     
     
     
    انواع افسردگی
     
     
     
    1- افسردگی خفیف: در افسردگی خفیف خلق پایین ممکن است ایجاد شود و بعد از مدتی از بین برود. این بیماری اغلب بعد از یک واقعه استرس زا بروز می‌کند. شخص ممکن است غیر از احساس خلق پایین، احساس اضطراب و نگرانی هم داشته باشد. تغییر در نحوه زندگی، اغلب تمام آن چیزی است که برای درمان این نوع افسردگی لازم است.
     
     
     
    2- افسردگی متوسط: در افسردگی متوسط خلق پایین طول کشیده و باقی می‌ماند و شخص دچار علایم جسمی نیز می‌گردد. گرچه این علایم از فردی به فرد دیگر فرق می‌کند.
     
     
     
    در چنین مواردی، فقط تغییر در نحوه زندگی به ندرت باعث بهبودی می‌شود و نیاز به درمان دارویی هم وجود دارد.
     
     
     
    3- افسردگی شدید: افسردگی شدید یک بیماری تهدید کننده زندگی می‌باشد که دارای علایم شدیدی می‌باشد. بیمار دچار علایم و مشکلات جسمی، هذیان‌ها و توهمات شده و مراجعه به پزشک در اولین فرصت از اهمیت زیادی برخوردار است.
     
     
     
    عوامل بروز افسردگی
     
     
     
    1- ژن‌ها.
     
     
     
    2- ویژگی‌های شخصیتی.
     
     
     
    3- محیط خانوادگی.
     
     
     
    4- الگوهای فکری.
     
     
     
    5- فشار روحی و حوادث زندگی.
     
     
     
    6- بیماری جسمی.
     
     
     
    7- جنسیت.
     
     
     
    راه‌های غلبه بر افسردگی
     
     
     
    اگر دچار افسردگی شده اید، خودتان متوجه احساس ناامیدی و استیصال که ناگهان بروز کرده می شوید. در این وضعیت بهتر است برای درمان به پزشک مراجعه کنید. اما در این بین خودتان نیز می توانید با به کار گیری عادت های صحیح و تغییر در شیوه و سبک زندگی اقدامات مفیدی برای بهبود وضعیت داشته باشید.
     
    افسردگی و راههای غلبه بر آن
     
     
     
    توصیه‌هایی که به شما کمک می‌کند حالتان بهتر شود.
     
     
     
    1- سعی کنید هر روز سر ساعت خاصی از خواب بیدار شوید، حتی اگر دلتان نخواهد، به محض بیدار شدن از رختخواب بیرون بیایید.
     
     
     
    2- از نرمش و ورزش غفلت نکنید: هر کاری که شامل فعالیت و تحرک جسمی باشد، حالتان را بهتر خواهد کرد. اگر هنگام پیاده روی افکار منفی به شما هجوم آورد به ورزش دیگری بپردازید. نرمش و ورزش‌های موسوم به ایروبیک (ورزش‌های هوازی) و شنا بسیار مفید می‌باشند. تمرینات بدنی منظم قوی‌ترین عامل طبیعی است که می‌تواند افسردگی را برطرف سازد. ثابت شده است که تمرینات منظم موجب افزایش میزان ماده‌ای به نام اندروفین در مغز می‌شود. ماده‌ای قوی که به طور طبیعی باعث تقویت و بهتر شدن روحیه فرد می‌گردد. نگرانی و اضطراب را کاهش می‌دهد.
     
     
     
    خواب را تنظیم می‌کند و به شما آرامش می‌بخشد. موجب فعالیت ذهنی مثبت می‌شود. احساسات فروخورده و سرکوب شده و انباشته شده را آزاد می‌سازد. افسردگی خفیف را درمان می‌کند. نگرش فکری و عزت نفس را بهبود می‌بخشد. عملکرد قلب را تقویت می‌کند. فشار خون را پایین می‌آورد. عمل انتقال اکسیژن به سراسر بدن را بهبود می‌بخشد. از پوکی استخوان جلوگیری می‌کند. موجب کنترل قند خون می‌شود.
     
     
     
    اگر تمرینات بدنی انجام نمی‌دهید و بالاتر از 40 سال سن دارید یا مبتلا به بیماری خاصی هستید قبل از شروع تمرینات بدنی به یک پزشک متخصص مراجعه کرده و مطمئن شوید که از تندرستی کامل برخوردارید و انجام تمرینات بدنی به رایتان زیان بخش نخواهد بود.
     
     
     
    3- اعتقادات مذهبی خود را تقویت کنید و به خدا توکل کنید. همچنین در مراسم مذهبی و فعالیت‌های اجتماعی شرکت کنید.
     
     
     
    4- وظایف یا کارهای دشوار و بزرگ را به قسمت‌های کوچک تقسیم کنید. الویت بندی کنید و آنچه را می‌توانید انجام دهید.
     
     
     
    5- اهداف واقع بینانه ای داشته باشید. اهداف سخت و مشکل برای خود تعیین نکنید و مسئولیت بیش از حد را به دوش نگیرید. از خود انتظار زیادی نداشته باشید. هر روز یک هدف کوچک برای خود تعیین کنید و سعی کنید به آن برسید. به یاد داشته باشید اگر افسردگی انرژی و انگیزه ما را کاهش می‌دهد، انجام حتی یک کار کوچک در روز به شما کمک می‌کند احساس بهتری راجع به خود داشته باشید. اهداف خود را با عباراتی مثبت بیان کرده و در عبارات خود از کلمه منفی استفاده نکنید. به جای اینکه بگویید من دیگر قند، شیرینی، بستنی و سایر خوراکی‌های چاق کننده را نخواهم خورد بهتر است بگویید من از خوردن خوراکی‌های سالم و مغزی که کالری کمتری دارند لذت می‌برم.
     
     
     
    6- سعی کنید با دیگران معاشرت کنید. کنار دیگران بودن به مراتب بهتر از تنهایی است و به شما کمک می‌کند. وقتی حوصله ندارید شاید خوشتان نیاید با دیگران صحبت کنید ولی بهتر است بدانید در چنین شرایطی حرف زدن با دیگران می‌تواند به شما کمک کند. با کسی که دوست دارید و در مورد موضوعی که دوست دارید، صحبت کنید.
     
     
     
    7- سعی کنید حالت چهره خود را تغییر دهید. پژوهش گران نشان داده‌اند که حالت صورت شما می‌تواند احساسات را تغییر دهد. پس لبخند بزنید و اگر بی اختیار اخم کرده‌اید، اخم‌هایتان را باز کنید.
     
     
     
    8- هر بار کاری را خوب انجام می‌دهید و یا هر وقت که حالتان خوب است، احساس و افکار خود را یادداشت کنید. به مرور این نوشته‌ها در زمان‌هایی که احساس خوبی ندارید به شما نشان می‌دهد که این حال بد شما پایدار نبوده و مدتی بعد احساس بهتری خواهید داشت.
     
     
     
    9- بپذیرید که هر فرد توانایی‌ها و خصوصیات متفاوتی دارد. روی خصوصیات خاص خود تاکید کنید.
     
     
     
    10- از یک متخصص کمک بگیرید. بزرگ‌ترین کمک به افراد افسرده این است که آن‌ها را ترغیب کنیم تا از دیگران کمک بگیرند. افراد خانواده و دوستان بیمار افسرده را تشویق و ترغیب کنند تا درمان را شروع کنند و خود را از درد و رنج‌های ناشی از بیماری نجات دهد. در مورد بیماران افسرده، هرگونه حرف، اقدام یا فکر مربوط به خودکشی را نادیده نگیرید و از یک متخصص کمک بخواهید.
     
     
     
    11- تغذیه مناسب:ارتباط ظریف و اساسی بین جسم و روح وجود دارد. تغذیه مناسب نه تنها به بهبود کیفیت جسم کمک می کند بلکه روح را نیز ارتقا می بخشد. اختصاص بخش اعظمی از تغذیه به میوه ها و سبزیجات تازه و غلات بسیار مفید است. بهتر است مصرف چربی و شیرینی جات را محدود کنید. بعضی مطالعات حاکی از این حقیقت است که اسید چرب امگا 3 و ویتامین B12 به تغییر خلق و خو و رفع افسردگی کمک می کند. یکی از بارزترین علایم افسردگی اضطراب می باشد و مصرف بیش از اندازه کافئین باعث بروز عصبیت، دلهره و اضطراب می شود. محدود کردن موادی مثل قهوه، چای، شکلات و... می تواند تغییر به سزایی در بهبود خلق و خو داشته باشد.
     
     
     
    12- اکتشاف خلاقیت: نقاشی، عکاسی، بافندگی و یا نویسندگی فعالیت هایی هستند که فرد با انجام آن می تواند احساس درونی خود را بهتر بیان کند. خلاقیت احساس خوبی در فرد ایجاد می کند. هدف خلق شاهکار نیست. بلکه انجام کاری است که ایجاد لذت می کند و رضایت خاطر بیشتری به همراه دارد.
     
    منبع: تبیان
     
     
     
     

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۵۰۵۸ در تاریخ چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳ ۱۵:۴۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید
    ۴ شاعر این مطلب را خوانده اند

    نجمه طوسی (تینا)

    ،

    فاطمه رها

    ،

    حسین راستگو

    ،

    منصور شاهنگیان

    نقدها و نظرات
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    نقد و تحلیل شعر شاعران

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0