سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 3 تير 1398
    22 شوال 1440
      Monday 24 Jun 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        دوشنبه ۳ تير

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        اوضاع کار در کشورمون
        ارسال شده توسط

        بیژن آریایی(آریا)

        در تاریخ : چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۳۳
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۸۹۵ | نظرات : ۱۴

                                      اوضاع کار خراب است !! (+16)

        به نام مهربانی که شغل ها را آفرید تا هم بابایمان به یک دردی بخورد و هم مامانمان یک نفس راحتی بکشد از دست بابایمان.


        والا راستیاتش ما نمیدانیم چه شغلی را انتخاب کنیم.اما به افقهای دورتری می اندیشیدیم! لذا تصمیم گرفتیم که گشتی در شهر بزنیم و تمامی مشاغل را ارزیابی کنیم تا بلکه ما هم بتوانیم شغل ایده آل مان را بجوریم و آینده مان درخشان شود !


        برای مثال همین که از مدرسه تعطیل شدیم راه افتادیم توی خیابان بالایی و چشممان خورد به این:



        خب گفتیم شاید همین شغل ایده آل ما باشد اما دوستانمان از شدت خنده روی زمین افتادند و مادرمان زد توی گوشمان که «کره خر به جای اینکه بره مدرسه معلوم نیست کدوم قبرستونی میره»! البته واضح و مبرهم! است که ما هیچ قبرستون خاصی نرفتیم و این را روی در «فنی-حرفه ای» دیدیم !  خب اگر شغل بدی است چرا آنجا استخدام می کنند؟ خلاصه این را بی خیال شدیم و رفتیم در جایی دیگر که نوشته بودند:



        با خوشحالی به خانه مان رفتیم و فریاد کشیدیم که می خواهیم در آینده «دول فروش» شویم!  اینبار مادرمان علاوه بر اینکه زد توی گوشمان فلفل هم در دهانمان ریخت که دیگر «غلط زیادی» نکنیم! ما در حالیکه گوله گوله اشک می ریختیم پرسیدیم که آخر مگر چه عیبی دارد؟ حالا «بلند و یک کیلویی» نبود «کوتاه و صدگرمی»اش را می فروشیم! کار که عار نیست! اما ایشان با ملاقه ما را تا درب اتاقمان مشایعت فرمودند و از شام نیز محروم گشتیم.  تازه فهمیدیم که چرا اکثر مشاهیر جهان با سختی و مشقت فراوان به اهداف خود رسیده اند! بنده نیز خرسند از اینکه داریم مشاهیر می شویم به جستجوهای خود ادامه دادیم. در ادامه به یک آگهی برخوردیم که هرچه کردیم ندانستیم آن را چگونه بخوانیم!



        لذا از تنها الگوی زندگی مان پدر محترممان پرسیدیم که «وسطِ کار خانوم» دقیقا کجای کار ایشان می شود؟! پدرمان در حالیکه شبیه رنگین کمان شده بودند
        ما را فرستادند به سراغ تنها مشوق زندگی مان که همانا مادرمان می باشد، بنده که هنوز جای مشاغل قبلی مان درد می کرد با رعایت فاصله ی ایمنی سوالمان را از ایشان پرسیدیم. نمیدانیم چه شد که یکهو مادرمان جیغ بنفشی کشیدند و بر سر زنان روی زمین نشستند و گفتند «چه گناهی کردم که دچار این تـخم جن شدم؟»  ما نیز چون از جن بسیار می هراسیم به اتاق خود رفتیم و بی خیال این شغل شدیم.

        پدر زندگی مان به ما که تنها امید زندگی شان هستیم پیشنهاد کردند که مثل خودشان یه زندگی و شغل آرام و بی درد سر داشته باشیم لذا در روزنامه آگهی دادیم:
         
         
         
         
         
         
         
        http://sardarariobarzan.blogfa.com/cat-4.aspx
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۳۲۰۴ در تاریخ چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۳۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        نادر اقبال
        چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲ ۰۴:۵۰
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        امید آریایی مهر
        چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲ ۰۶:۵۱
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        نیره ناصری نسب
        چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲ ۰۷:۲۸
        درود بر شما
        گرچه به زبان طنز بود ولی واقعن وضع کار در کشورمان اسف بار است خندانک
        شادباشی خندانک خندانک خندانک خندانک
        مونا آزاد ملکی
        چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲ ۲۳:۲۲
        خیییییییییییییلللللللل خوب بود مرسیییییییییییی!!!!!!! خندانک خندانک خندانک
        صدف عظیمی
        پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۲ ۰۲:۳۱
        درود خندانک
        نرگس احمدی
        يکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ ۱۹:۴۶

        درود و آفرین. از شدت خنده اشکم سرازیر شد خندانک
        فرید  عباسی
        يکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ ۱۹:۵۶
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ژيلا شجاعي (يلدا)
        چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ ۰۵:۲۱
        درود

        اين كه طنز بود اما واقعا جوانان با استعدادي هستند كه فوق ليسانس گرفتن و خونه نشين شدن عوضش تو اداره جات كساني رو مي بينيم كه سيكل رو هم به زور گرفتن با پارتي بازي سر پست هاي دهن پر كنن اداري هستند. آخ بسوز پدر پارتي خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0