سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 30 ارديبهشت 1401
    20 شوال 1443
      Friday 20 May 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویسید تا زنده بمانید،هرکه نوشت پادشاه میشود.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۳۰ ارديبهشت

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        بیماریِ دورمرگ
        ارسال شده توسط

        سحر غزانی

        در تاریخ : دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۴۰۰ ۱۲:۵۱
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۸۵ | نظرات : ۱۱

        مورچه : فضایی به نظرت اینجا چه خبره چرا اینقد شلوغه
        فضایی: نمیدونم..بزار از اون کوتوله که کنار درخته بپرسیم

        بیا بریم...

        ببخشید اقای کوتوله
        کوتوله: چیه؟
        فضایی: میشه بگید اینجا چه خبره چرا همه اینقدر توی تکاپو هستن...
        کوتوله: تو چرا ماسک نداریییی؟ نکنه عاشق نیستی؟
        فضایی: من؟
        فضایی با شنیدن این جمله تمام ذهنش رفت به قدیما و مورچه وقتی که دید فضایی کلا از این عالم شوت شد خودش بحثو با کوتوله شروع کرد

        مورچه: کوتوله جان چرا باید ماسک بزنیم...

        کوتوله: دورمرررررگگگگگ

        مورچه : دورمرگ ؟

        کوتوله : آره مگه نمیدونی این ویروس دور مرگ الان پخش شده اینجا ...
        شماها غریبید میمیرید میمیرید

        مورچه : تا به حال نشنیده بودم میشه راجبش برام توضیح بدی

        کوتوله از عصبانیت اون دو خال شیویدی که رو سرش بودو خاروند و با بهت و عجله گفت:

        ما اینجا پشتِ  مزرعه ی ستاره ها یه قلبستان داریم
        اونجا جاییه که وقتی یکی ازما متولد میشه بخشی از عصاره ی وجودشو نگهداری میکنن تا وقتی کسی که دوسش داره به بیماری دور مرگ دچار شد اون عصاره رو بدن بهش تا نمیره و زنده بمونه
        حالا امروز گفتن یکی از کوتوله ها یارش مرده پس مطمعنن دچار بیماری دورمرگ شده و ما برای اینکه بی قراری نکنه مجبور بودیم بغلش کنیم و ما هم گرفتیم ، احتمالا توی کل اینجا پخش شده الانم همه داریم میریم قلبستان تا عصاره اونی که دلمون براش تنگه و ازمون دوره رو بر داریم تا نمیریم
        بنظرم شماها بهتره از اینجا برید یا ماسک بزنید من باید برم دیرم شد

        مورچه : صبر کن صبر کن یه سوال دیگه ...چرا پس یه سریا اینجا بر عکس شماها قیافه هاشون بیخیاله

        کوتوله: اونا یا هنوز عاشق نشدن یا اگرم شدن یارشون کنارشونه حالا ولم کن بزار برم تا اون شاخکای درازتو نَکَندم

        مورچه: باشه برو چرا عصبانی میشی؟  :(

        کوتوله همینجور دور میشدو زیر لب با حالت غر میگفت من دارم از دلتنگی میمیرم اونوقت این هی سوال میپرسه اینا کی بودن دیگه اَه

        مورچه یه نگاهی به قیافه و لبو لوچه آویزون شده ی فضایی انداخت و با خنده ی ریز گفت
        آی فضایی نکنه تو هم دور مرگ گرفتی؟

        فضایی: مورچه ! روی زمینم این بیماری هست فقط کسی اسمشو نمیدونه
        خودِ من تازه همین الان فهمیدم که چندین بار دچار این بیماری شدم اما همون عکس های یادگاری برام نقشِ عصاره ی این کوتوله هارو داشت

        مورچه: دورمرگ...چه غمگین و جالب

        چای کهکشان

        سحر غزانی

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۱۱۵۶ در تاریخ دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۴۰۰ ۱۲:۵۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0