صفحه رسمی شاعر علی نوری مطلق( انوری)
|
 علی نوری مطلق( انوری)
|
تاریخ تولد: | چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۴۷ |
برج تولد: |  |
جنسیت: | مرد |
تاریخ عضویت: | سه شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۳ | شغل: | مدرس، نویسنده |
محل سکونت: | تهران |
علاقه مندی ها: | بدون اطلاعات |
امتیاز : | ۰ |
تا کنون 2 کاربر 2 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند. |
|
|
|
اشعار ارسال شده
ثبت شده با شماره ۱۳۵۹۶۷ در تاریخ ۹ روز پیش
نظرات: ۴
|
|
می ز دست غریبه نستانیم ...
|
|
ثبت شده با شماره ۱۳۵۷۸۳ در تاریخ ۲ هفته پیش
نظرات: ۵
|
|
مست بودم که پیر میکده گفت ...
|
|
ثبت شده با شماره ۱۳۵۵۱۴ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش
نظرات: ۸
ثبت شده با شماره ۱۳۴۹۷۴ در تاریخ يکشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۳ ۲۰:۴۷
نظرات: ۳
|
|
چنگ در چنگ میکنم امشب ...
|
|
ثبت شده با شماره ۱۳۴۷۸۲ در تاریخ يکشنبه ۹ دی ۱۴۰۳ ۰۰:۰۹
نظرات: ۱
مجموع ۶ پست فعال در ۲ صفحه |
مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر علی نوری مطلق( انوری)
|
|
صغرا نامزد من بود. ازموقعی که یادم هست من و او یکدیگر را دوست داشتیم. از کودکی، هنگامی که درست حرف زدن را بلد نبودیم و حتی بنا بر قولی که گوینده اش را به درستی نمی شناسم، پیش از به دنیا آمدن نیز
|
|
|
|
آن روز صبح نیز حسنک طبق معمول از جلوی گل فروشی بابا محمد رد شد. مدتی داخل مغازه را نگریست، گلها را ورانداز کرد، قیمت آنها را از بابا محمد پرسید و بعد راه خود را گرفت و رفت. حسنک در تمام شهر خود تنها ه
|
|
|
|
"فاخته پرنده ای است که از خود آشیانه ای ندارد، او تخم خویش را در لانه ی پرنده ای دیگر می گذارد و سپس..." ..... من یک فاخته هستم. مادر من فاخته ای اصیل و نجیب زاده بود. از آن فاخته های روشنف
|
|
شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳ ۰۳:۰۸
نظرات: ۰