سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 14 آذر 1399
    20 ربيع الثاني 1442
      Friday 4 Dec 2020
        شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

        جمعه ۱۴ آذر

        باد برد

        شعری از

        علی اصغر رضایی مقدم(کاروان )

        از دفتر نجواهای تنهایی نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۳۵ شماره ثبت ۹۰۶۸۲
          بازدید : ۲۸۰   |    نظرات : ۱۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علی اصغر رضایی مقدم(کاروان )
        آخرین اشعار ناب علی اصغر رضایی مقدم(کاروان )

        مرغکی بودم ولی بال و پرم را باد برد
        آشیان گلشن شور و شرم را باد برد
        تا نسیم از خار زار این گلستان زخم خورد
        گردبادی جست و گلهای ترم را باد برد
        چون که شد طوفان خصم غیر،شاه ملک من
        پاره های پیکر بوم و برم را باد برد
        خار زار خار و خس شد لاله زار میهنم
        تا که خیل لاله های پرپرم را باد برد
        داغ خاموشت الا ای غیرت اسطوره ساز!
        خرمنم را سوخت و خاکسترم را باد برد
        دفترم پر بود از گلواژه ی اسطوره ها
        تک تک گلواژه های دفترم را باد برد
        پیکرم تن پوشی از آزادگی بر خویش داشت
         این میان تن پوش سرو پیکرم را باد برد
        مرز فخر و غیرت آرش تباران وطن
        گشت ناپیدا و مرز کشورم را باد برد
        تا که چین افتاد بر  پیشانی مام وطن
        صفحه مواج دریای برم را باد برد
         شاهنامه تا تهی از باور شاهانه شد
        عزت شاهانه پوش باورم را باد برد
        ساربان،تا در میان کاروان از یاد رفت 
        هستی صد کاروان دیگرم را باد برد
         
        ۸
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۰۷
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود
        دستمریزاد
        موفق باشید خندانک
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۲۰
        دوستان،حیف نیست شعری به این زیبایی را ندیده اید؟
        شوربختیست که دخترک چهارده ساله ای، هزاران لایک بگیرد و به پایِ چرندیاتش غش کنید و مشابه این سروده یِ زیبا را نبینید ! (البته راهنمایی و ارشاد و بازآموزی و..جای خود را دارد. ولی نمیشود در برابر عدمِ مساواتِ بازخوردِ اشعارِ ناسِره و باسِره،سکوت نمود)

        به شعر برمیگردیم:

        سروده با یک علامتِ تصغیر در شاکله یِ اسمیِ مصغر شروع میشود.
        مرغکی بودم ___ آیا نقشِ ک آن بی ارزش بودن را به اذهان تداعی میکند یا یک تعارف؟ تصغیر معنویست یا کوچکی پنهان شده ایست و در بادها و یادها کاشانه اش را وا نهاده؟
        هر چه هست. درد کشیده و درد دارد. یک حسرت است

        سروده ای با تشبیهاتِ بسیار
        تلمیحاتی به جا:
        مرز فخر و غیرت آرش تباران وطن
        گشت ناپیدا و مرز کشورم را باد برد
        یا
        خار زار خار و خس شد لاله زار میهنم: یک نغمه یِ واژگانِ بی بدیل با هیبتی به اندازه یِ حماسه و معرکه.
        من آن را وصفِ توی در توی می دانم ( خارزارِ خار و خس)
        یک شاهکار، یک « سلامه الاختراع »
        لذت بخش اشت
        گاهی سکته هایی و اختیاراتی که با ارفاق میتوان چشم پوشید ولی آنقدر شعر حاویِ پیام و محتوامَند است که در آن گم میشوند.


        ضعف تألیف در سروده نیست:
        *عدم رعایت تناظر در واژگان مفرد یا جمع
        *جمع بستن عدد و معدود
        * و یا بکارگیری حرف ربطِ بیربط یا اضافه

        در شعر ندیدم.
        حماسی ست و شِکوه تا مگر روسیاه بماند زغال.

        درپناهِ مهر _ عیسی نصراللهی



        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۰۳
        درود بسیار
        جناب نصراللهی بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بنده نمی دانم منظورتان کدام صحبت هاست.
        درباره ی ((بده بستان ها)) اطلاعی ندارم.
        ادامه فرمایشتان زیباست و آموزنده.
        همه اعضای ((فعّال)) که دیده ام، بر همین روش اند.
        با اینکه بنده نیز در عمل بر همین باورم، اما هزار بار دیگر هم که بیاموزم، نیک است.
        هرچند ارتباطشان را با عرایِض خویش پیدا نکردم، اما سپاسگزارم که یادآوری فرمودید.
        * درباره ی بخش ستاره دار فرمایش تان،
        اینکه می فرمایید دورادور نوشتارم را می خوانید،
        خوب، بنده احتمال می دهم هرکسی که سخنش را دیگران بخوانند و بشنوند، شادمان می شود و دلگرم.
        دریافت بازخوردها، انگیزه می دهد. و نقدها مسیر را اصلاح می کند و سرعت می بخشد.
        البته تردید ندارم آثارِ حقیر، قابلِ توجه شما بزرگوار نیست.
        و امید دارم که دلیل دریغ نمودن حضورتان نیز همین باشد.
        باقی عرایضم در این یک بیت بداهه:
        هر شب که صحنِ دلم را جارو می کشم
        منْ ردِّ پایِ نگاهِ تو را بو می کشم

        ارادتمندتان هستم.
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۴۰
        سلام
        در اینکه کاری بجا انجام دادید و این شعر زیبا را معرفی کردید شکی نیست . اما اون دخترک چهارده ساله ای که براش غش کردیم را بخاطر نمیاورم ... اصولا زبان خودم با کوچکترها لطیف تر و مهربانتر است و حتا به قول شما چرندیات هم بگویند سعی میکنم تشویق کنم و در حین تشویق نکات لازم که به ذهنم میرسد را متذکر میشوم .
        ارسال پاسخ
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۰۸
        سلام آقای خواجه زاده

        این صحبتها چیه که در این سایت باب شده؟ این بده بستانها چیه؟ مگه صف نانواییه؟ من بیام تو بیای

        در هنر و ادبیات این تعارفات و نسیه بازیها راهی ندارد
        شعری بخوانید و لذت ببرید و نقدی بنگارید و بروید،همین.

        در این بین اما برای پاسداشت و حرمت و پیشرفت آثار و ادبیات،بایست اشعار نیک را وقعی نهاد ( الگو دانست و درس گرفت و درس داد)

        ما
        برای
        وصل کردن آمدیم
        نی برای فصل کردن...

        جان کلام اینکه: بی چشمداشت ببینیم، بیاییم،بخوانیم،لذت ببریم،اگر شد نیز واکاویی وابِگوییم و نِگره ای داشته و برایِ تشییدِ ادبیاتِ مظلوم،قدمی بر داریم( همانکه قطعا دغدغه یِ شما نیز هست)

        * اصلا بگذارید خیالتان راحت کنم،عیسی نصراللهی دورادور تمام آثارتان را میخواند.آنهایی که لازم باشد و در توانش باشد و ذهن ناقصش بفهمد را نقد میکند

        در پناه حق
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹ ۲۱:۴۳
        درود بر شما شاعر گرامی
        جناب نصراللهی گرامی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        دوست عزیز، چنانچه به اشعارِ این شاعرِ بزرگوار نگاهی بیندازید، درخواهید یافت که ایشان کنشگرا(یا interactive) نیستند.
        حقیر، اگر قرار بر نبودِ گفت و شنود میان من و شاعر باشد، به شخصه ترجیح می دهمْ شعرِ حافظ و ... را بخوانم تا ایشانْ یا بزرگواران دیگر را.
        درباره ی ((غش کردن زیر چرندیات دخترک چهارده ساله))
        بنده تابحال چنین کاری نکرده ام، و دخترک چهارده ساله ای که هزاران ((لایک)) گرفته باشد را هم ندیده ام. و چنین گفتمانی حتی اگر واقعیت هم داشته باشد، منفی ست و منفی زا است. در هر صورت اگر حقیر می خواستم چنین عبارتی را عنوان کنم، حتماً از دست گذاشتن روی جنسیتی خاص خودداری می کردم تا توهین به بخش بزرگی از جامعه ی حاضر نشود.
        اطمینان دارم، شاعر عزیز جناب رضایی مقدم، و شاعران بزرگ دیگر، قرار نیست با لایک ماندگار شوند. و حتماً نیازی به لایک احساس نمی کنند.
        بنده با دیدگاه شما کاملاً موافقم، اینکه ما باید دنبال شعرهای خوب و خوب شدن شعرها بگردیم.
        اما دوست بزرگوار، وقتی بنزینِ خودروی شما تمام شده است، عقربه ی باک بنزین، تنها یک گزارش دهنده است. ما نمی توانیم با دستمان عقربه ی بنزین را از پایین به بالا ببریم و انتظار داشته باشیمْ ماشین دوباره روشن شود و حرکت کند.
        این مشکل که شما به آن اشاره فرمودید، ریشه ای و عمقی ست و با تلاشهای اینچنینی، هیچ بهبودی بدست نمی آید.
        از نقدتان درباره ی شعر استفاده بردم.
        و از معرفی این شعر زیبا، سپاسگزارم.
        بنده نیز حتماً اگر هنگام انتشار این اثر به سایت دسترسی داشتم، از آن حمایت می کردم.(البته حالا که می بینم ایشان منفعل هستند، شاید در حدِ به قول شما یک لایک)
        ارسال پاسخ
        فرهاد شریف
        شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۴۰
        درود بر شما شاعر ارجمند
        بسیار زیبا و وزین و خواندنی خندانک
        موفق باشید خندانک خندانک
        امید کیانی (امید)
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۰:۰۴
        درودها👌👌🌺🌺🌺👏👏👏👏👏
        شکوفا و نویسا باد قلم زیباتون👏👏👏👏👏👏👏

        محظوظ شدم
        خندانک خندانک 👌👍🌹🌺


        مهدی محمدی
        چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۶
        درود جناب رضایی، شاعر و ادیب گرامی
        غزل زیبایی خواندم از شما
        قلمتان زرنگار خندانک
        مهرداد مانا
        جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۶:۲۰
        سلام
        دوست نازنین
        در اینکه شعرتان یک اثر ارزشمند بود شکی ندارم . اما علت دیده نشدن شما اینست که از خانه خارج نشدید . حتا الانم میبینم وقت پاسخ به کامنتها را نداشتید خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0