سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

جمعه 2 آذر 1403
    21 جمادى الأولى 1446
      Friday 22 Nov 2024
        مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خط قرمز ماست. اری اینجا سایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

        جمعه ۲ آذر

        سکوت زرد

        شعری از

        عباس برقی (جیرجیرک)

        از دفتر سایه ی سیاه نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ ۱۳:۴۸ شماره ثبت ۳۷۷۹۷
          بازدید : ۳۵۳   |    نظرات : ۱۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر عباس برقی (جیرجیرک)
        آخرین اشعار ناب عباس برقی (جیرجیرک)

        سکو زرد
        روزگاریست جهدم  این بود
        طبع تلخ فراموشی زیادت برود
        عکس تاثیر حضورم بر اوج چشمانت بود
        خوی خاموشی از کنج لبانت برمد
        سوی چشمان قشنگت باشم
         عصای راه رفتنت
        برایت همچنان موج باشم
        نه ان موج پریشانی که ذهنت را بشوید
        نجوید دل تورا طریق از فاصله ها
        چراغ دیدگانت در زمین نه
        بلکه در اوج اسمانها عکس من را بپوید
        حضورم امید زندگی ارد وان احساس یاست را رباید
        یاد ار روزگاری نچندان دیر
        که مهتابو بر چشمان تو هدیه میدادم
        به چشمان خیس تهی از اشک
        گریه های اتشین را اشک تر اویختم
         براه رفتنت نشان از گران سنگی
         دویدن در جاده های دلتنگی
        چیدن نطق از دفترهای یکرنگی
        من بر اسمان چشمهایت اموختم
        رفیقاچه شد؟...
        که من قافیه را اینگونه اکنون باختم
        گمانم عاشقت کردم
        نه ان عشقی که قلبم را بجنباند
        همچنان این درد مرا اینگونه  سوزاند
        کنون پیش چشمت مثل یخ سردم
        گویی طلسم سرد چشمانت را باطلش کردم
        در عجبم چرا  کس نمی نهد ضمادی روی دردم
        اری گمانم عاشقت کردم
         نگو طریق  راه قلبت را برای تو
        برای کسی دیگر چنین هموار کردم
        گاش میشد  از تو دل بر می داشتم
        ان دم که بجای درختان نارس
        در باغ دلت غنچه های زنبق می کاشتم
        کنون کاشم اینست
        بجای غنچه های زنبق در دلم درختان نارس می داشتم
        اری کاش میشد کاشی نمیتوان گفت
        اخر غبار کوچه های سرد  این شهر را یک تنه نمیتوان روفت
        روزگاریست جهدم این بود
        طبع  تلخ فراموشی زیادت برود
         اما گویی به رشته ی دار طرب
        جهد از ترک عبث  می بافتم
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        میر حسین سعیدی

        لاله و گل نشانه از طرف یار داشت ااا بی خبر آمد چنان روی همه پا گذاشت
        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        نرگس بخواب رفته ولی مرغ خوشنواااااااگوید هنوز در دل شب داستان گل
        میر حسین سعیدی

        رها کن دل ز تنهایی فقط الا بگو از جان ااا چو میری یا که مانایی همه از کردگارت دان
        نادر امینی (امین)

        لااله الا گو تکمیل کن به نام الله چو چشمت روشنی یابد به ذکر لااله الا الله چو همواره بخوانی آیه ای ازکهف بمانی ایمن از سیصد گزند درکهف بجو غاری که سیصد سال درخواب مانی ز گرداب های گیتی درامان مانی چو برخیزی ز خواب گرانسنگت درغار مرو بی راهوار در کوچه و بازار مراد دل شود حاصل چو بازگردی درون غار ز زیورهای دنیایی گذر کردی شوی درخواب اینبار به مرگ سرمدی خشنود گردی زدست مردم بدکار
        میر حسین سعیدی

        مراد دل شود با سی و نه حاصل ااا به کهف و ما شروع و با ه شد کامل اااا قسمتی از آیه سی ونه سوره کهف برای حاجات توصیه امام صادق ااا ما شا الله لا قوه الا بالله اال

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        7