سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 3 ارديبهشت 1400
  • روز ملي كارآفريني
  • روز بزرگداشت شيخ بهايي
12 رمضان 1442
    Friday 23 Apr 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      جمعه ۳ ارديبهشت

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      داستان : آقا معلم کلاس ما
      ارسال شده توسط

      صابرخوشبین صفت

      در تاریخ : پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۹ ۰۴:۰۳
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۰۳ | نظرات : ۰

       
      نیمه های سال تحصیلی بود و معلم کلاس پنجم ما که مرد نسبتا آرامی بود و به خاطر مشکلی که برایش پیش آمده بود ، در یک صبح سرد زمستانی به کلاس آمد و بعد از سلام و احوالپرسی ، آخرین درس آن روز را هم داد و زنگ دوم با حالتی گرفته و ناراحت رو کرد به ما و گفت :
      بچه های عزیز ، همانطور که خودتان هم در جریان هستید ، من یک مشکل خانوادگی برایم پیش آمده و از حالا به بعد جای خودم را به یک معلم جدید می دهم و از خدمت شما دانش آموزان خوب و عزیزم که بچه های خوب و درس خوانی بودید ، مرخص می شوم .
      بعد در حالی که آثار ناراحتی در چهره اش کاملا نمایان بود ، از تک تک ما خداحافظی کرد و در حالی که چشمانش پر از اشک شده بود ، از کلاس بیرون رفت و ما ماندیم و خاطرات خوبی که از آقا معلم مهربان و خوب داشتیم . 
      من در حالی که به شدت برایش ناراحت بودم ، به کنار پنجره رفتم و خودم را با تماشا کردن درختان و فضای سبز مدرسه مشغول کردم .
      برف که از صبح زود شروع به باریدن کرده بود هر لحظه داشت سنگین و سنگین تر می شد و حیاط مدرسه و پشت بامش را سفید پوش می کرد .
      از کنار پنجره به سمت میز رفتم و در حالی که می خواستم بر روی جایم بنشینم ، نگاهی به بچه های کلاس کردم و احساس کردم که همه مثل خودم ناراحت و گرفته هستند .
      سعید که بعل دست من نشسته بود نگاهی به من کرد و گفت : آرش بنظرت چه کسی جای آقا معلم می آید ؟
      و من که اشک در چشمانم حلقه زده بود ، سرم را پایین انداختم و گفتم :
      سعید جان بلاخره یکی جای آقا معلم می آید ولی بنظرم هر کسی هم که به جایش بیاید ، نمی تواند برای ما مثل آقا معلم باشد و ما به او و خوبیهایش عادت کرده بودیم و آنقدر خوب و مهربان بود ، همه ی ما به خاطر حرفها و مهربانیهایش ، درس می خواندیم و حتی سیاوش و رضا هم که بچه های درس نخوان و تنبلی بودند ، به خاطر آقا معلم که مرتب و هر روز ما را نصیحت می کرد ، پیشرفت داشتند و خودشان را در درس به پای بچه های دیگر کلاس رساندند و تلاش زیادی کردند .
      همین مسعود و مرتضی و اضغر ، چقدر فضول و بازیگوش بودند . ولی حرفهای آقا معلم آنها را از آن رو به این رو کرده بود .
      سامان و وحید چقدر بی انظباط بودند و چه روزهایی که به کلاس نمی آمدند و اگر هم می آمدند ، دیر می آمدند و زود می رفتند و آقا معلم چه راحت با آنها صحبت کرد و آنها دیگر مرتب و درست و حسابی در کلاس حاضر می شدند .
      خیلی چیزهای دیگر هم بود که همه ی اینها به خاطر تلاش خستگی ناپذیر آقا معلم به بار نشست و به همه ی ما درس زندگی و آینده آموخت .
      در حالی که داشتم با سعید حرف می زدم ، بچه های دیگر ساکت و آرام روی میزهای خود نشسته بودند و انگار حال و حوصله ی حرف زدن نداشتند .
      زنگ کلاس زده شد ولی همه ی ما که به خاطر رفتن آقا معلم ، ناراحت بودیم ، هیچ کدام از کلاس بیرون نرفتیم و در همان حال و در حالی که روی میز نشسته بودیم ، فقط به همدیگر نگاه می کردیم و حوصله ی حرف زدن نداشتیم .
      زنگ تفریح به پایان رسید و صدای دانش آموزان دیگر به گوش می رسید که داشتند به کلاسهای خود وارد می شدند .
      اما ما دانش آموزان کلاس پنجم در همان حال نشسته بودیم و فقط به همدیگر نگاه می کردیم .
      زنگ آخر هم به پایان رسید و در حالی که همه از رفتن آقا معلم ناراحت بودیم ، کیف خود را به دست گرفتیم و با ناراحتی و بی حوصلگی از کلاس خارج شدیم .
      حیات مدرسه از برف پر شده بود و ما که همیشه موقع باریدن برف بازیگوشی مان گل می کرد ، آن روز حتی حوصله ی خود را هم نداشتیم و با ناراحتی از مدرسه بیرون زدیم و به سمت خانه حرکت کردیم .
      پایان
      صابر خوشبین صفت
      اهواز : 21 فروردین 1399

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۹۸۷۷ در تاریخ پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۹ ۰۴:۰۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0