سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 2 فروردين 1398
  • عيد نوروز
  • هجوم مأموران ستم شاهي پهلوي به مدرسه فيضيه قم، 1342 هـ ش
  • آغاز عمليات فتح المبين، 1361 هـ ش
17 رجب 1440
    Friday 22 Mar 2019
    • روز جهاني آب
    هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

    جمعه ۲ فروردين

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    عید با طعم رنج بغض وفقر
    ارسال شده توسط

    احمد نصرتی

    در تاریخ : ۸ روز پیش
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۷ | نظرات : ۷

    این روزهای آخر سال ونزدیک به عید صحنه هایی را در شهر و سرزمینم می بینم که اشک را مهمان چشمانم میکند وخنجر بغض را بر قلبم فرو میکند:
     
    انسانهای آبرومند و مقبولی که تا کمر در سطل های زباله خم شده اند تا لقمه نانی از جنس فقر بر سفره خانواده شان ببرند و رهگذرانی که سرد و سهمگین از کنارشان میگذرند ومن فقط بیصدا اشک میریزم ودر خودم ذوب میشوم.
     
    خانواده های آبرومندی که دست طلب و نیاز نه از جنس گدایی به سویمان دراز میکنند و ما بی اعتنا و تلخ از کنارشان میگذریم وحتی مسیرمان را از مسیرالتماسهایشان تغییر میدهیم که مبادا مجبور به کمکی هر چند ناچیز شویم.
     
    و بیشمارند این لحظه های بغض دلتنگی وحقیر و نابود شدن
     
    ومن خوب میدانم بدترین لحظه در زندگی انسان اینست که دست خواهش و التماس به سوی انسانهای دیگری از جنس خودت دراز کنی و وحشتناکتر این که آنها تو را نبینند وبی اعتنا وسرد تو را با هجوم تنهایی ها و رنج هایت رها کنند .
    خدایا! گریه هم نمی تواند بعضی دردها را تسکین دهد. اشک هم کم میاورد جلو بی تفاوتی و غرور ونخوت و خودخواهی نسل ما.
    کاش توانی داشتم که این تلخی ها را از ریشه برکنم و واژه زشت فقر را از واژه های زندگی  حذف کنم.
    بغضی سنگین گلویم را می فشارد وقتی میبینم هیچ کس برای این قلبهای جریحه دار و معصوم کاری نمیکند.
    وقتی فقر تا این حد تلخ وآزار دهنده است من در عدالت و مسلمانی شک میکنم.
    آیا براستی اینجا ایران است ومن وتو و ما مسلمانیم...
    من که شک دارم....این روزها به خیلی چیزها دارم شک میکنم....
    و ای وای ازموریانه ای ویرانگر به نام  شک ... و ای وای از شک...

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۹۱۸۱ در تاریخ ۸ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقدها و نظرات
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    ۷ روز پیش
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    ترویج درد معنی درمان نمیدهد
    یعنی دیگه هیچ کس نیست که کاری کنه!!!!!!!!
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    احمد نصرتی
    احمد نصرتی
    ۷ روز پیش
    ممنونم از دقت نظرتان خندانک خندانک
    رسالت شعر وهنر دیدن رنج ها و البته شادیهاست
    شاید درمان نباشد ولی تلنگر است به ما
    به مصداق شعر زیر :
    مرد را دردی اگر باشد خوش است
    درد بی دردی علاجش آتش است
    ارسال پاسخ
    پیمان اسماعیل وندی (کهخدا)
    ۴ روز پیش
    درود بر شما شاعر گرامی خندانک خندانک
    احمد نصرتی
    احمد نصرتی
    ۴ روز پیش
    سبز باشید
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مازیار ماز
    ۱۷ ساعت پیش
    درد، واژه ای ست که به هنگام ادا کردنش با تمام وجودم حسش میکنم. درد بدی ست با درد متولد شدن، با درد زندگی کردن و با درد مردن.
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.