سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 30 فروردين 1400
    8 رمضان 1442
      Monday 19 Apr 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        دوشنبه ۳۰ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        طعم گس چاى
        ارسال شده توسط

        الياس خمسه(بيخيال)

        در تاریخ : چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۵ ۰۵:۵۶
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۰۲ | نظرات : ۳

        چاى رو هول هولكى..هورت كشيد تو دهنش..سقف دهنش سوخت..ولى با آب شدن قند و پايين رفتن چايى..
        خون تو رگاى يخ زدش..يه جريان گرم شروع كرد..اينقدر گرم..كه حسش ميكرد زير پوستش..انگشتاى سِر شودشو..دور استكان كمر باريك حلقه زده بود..تا حس اوناهم برگرده..
        با زبونش تاول سقف دهنشو تركوند..پوست سفيدونازكشو تُف كرد بيرون..مهم گرم شدنه..تاوانش كنده شدن پوست..
        سيگارشو آتيش زد..دودشو با ولع فرستاد ته ريه ش..
        بازدم دود سيگارو تو هواى سرد اسفند ماه..با بخار دهنش..ول كرد وسط دونه هاى سرگردون برف..
        حاجى فكر يخ زدشو كشوند تو قديما..
        قديما اوضاع بهتر بود..هواهم سردتر بود..ولى اوضاع بهتر بود..آقاى خدابيامرزشم هميشه همينه ميگفت..
        طعم گس چايى يه چيز ديگه بود..
        سيگارا فيلتر نداشتن..چوب سيگار بودو حالو هواى خودش..
        از وقتى حاج خانم به رحمت خدا رفت..يه چايى دبش شده بود يه حسرت بزرگ..
        به زحمت از جاش پاشد..يه نگاه به بساط چايى انداخت..باهاس دل كند از چيزى كه نگهت ميداره..
        توبره خوشبختى رو از روى كُپه ِپهناى خشك شده كه واسه سوزوندن تلنبار ميكنن..برداشت..راه افتاد تو جاده زندگى..هزارتا پيچ بدبختى رو تو سر بالايى با اون خدابيامرز رد كرده بود..حالا تو سرازيرى جاده..تكوتنها
        بايد خوشبختى رو ميرسوند تا ته جاده اى كه ته نداره..
        غژغژ برفاى زير پاى حاجى..شبيه صداى لولاى زنگزده در خونه شون بود كه هيچوقت تا آخر بسته نشد..

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۷۵۹۷ در تاریخ چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۵ ۰۵:۵۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        صحبت  پارکی ( صُبی )
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۵ ۱۱:۰۶

        مرسی عزیز
        سلام
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        يکشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۵ ۰۷:۲۳
        درود بر شما
        آخی چقدر لطیف
        راه افتاد تو جاده زندگى..هزارتا پيچ بدبختى رو تو سر بالايى با اون خدابيامرز رد كرده بود..حالا تو سرازيرى جاده..تك وتنها
        بايد خوشبختى رو ميرسوند تا ته جاده اى كه ته نداره.. خندانک خندانک
        باقر رمزی ( باصر )
        سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۵ ۰۶:۰۵
        ای دریغا کز زمان تنها به ما فردا رسید
        کو رسید اما چه سودی زو شب یلدا رسید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        یلدا شب همه ی بزرگواران و عزیزان ناب ناب ناب مبارک
        بیائیم در این شب , همسایه هایمان را فراموش نکنیم .
        کوچک سایت ناب خندانک خندانک خندانک
        باقر رمزی ( باصر ) خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0