سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. حضرت علی(ع)

يکشنبه ۳۰ شهريور

صفحه رسمی شاعر پیمان رحیمی مقدم


پیمان رحیمی مقدم

پیمان رحیمی مقدم



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۶۸

برج تولد:

برج دلو

گروه

:
عمومی

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶

شغل

:
بدون اطلاعات

محل سکونت

:
بدون اطلاعات

علاقه مندی ها

:
خوشنویسی _ آهنگسازی دیجیتال _ انیمیشن سازی

امتیاز

:
۵۱
تا کنون 11 کاربر 37 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
کارشناسی مهندسی مواد _ سرامیک و کارشناسی ارشد مهندسی مواد _ نانومواد/نانوفناوری.

لیست دفاتر شعر


۱


اشعار ارسال شده

تجلی شعری از پیمان رحیمی مقدم از دفتر شعرناب نوع شعر رباعی

خداوند نور آسمان ها و زمین است ...
ثبت شده با شماره ۶۷۴۷۲ در تاریخ جمعه ۱۶ شهريور ۱۳۹۷ ۱۵:۱۱    نظرات: ۹
قرآن شعری از پیمان رحیمی مقدم از دفتر شعرناب نوع شعر رباعی

فضیلت های قرآن ...
ثبت شده با شماره ۶۳۰۱۱ در تاریخ پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ ۱۱:۲۳    نظرات: ۹

مظهر ایمان ...
ثبت شده با شماره ۵۹۳۴۳ در تاریخ جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶ ۱۸:۵۳    نظرات: ۲۰

برخی فضائل مولا علی علیه السلام ...
ثبت شده با شماره ۵۹۰۸۶ در تاریخ شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۶ ۱۰:۳۴    نظرات: ۴
انتظار شعری از پیمان رحیمی مقدم از دفتر شعرناب نوع شعر رباعی

انتظار عالم برای ظهور ...
ثبت شده با شماره ۵۸۹۹۷ در تاریخ سه شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۹۶ ۲۲:۵۶    نظرات: ۱۶

مجموع ۷ پست فعال در ۲ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر پیمان رحیمی مقدم




چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۹ ۱۲:۰۳    نظرات: ۰

گاهی خدا برایت همه پنجره ها را می بندد و همه درها را قفل می کند
زیباست اگر فکر کنی آن بیرون طوفانیست
و خدا دارد از تو مراقبت می کند

دوشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۱۷:۵۵    نظرات: ۰

می دوید گویا کره زمین را به نامش زده بودند صدای حرکت باد در میان درختان صدای بهم خوردن بال پرندگان خنکای نسیم بهاری بر چهره اش، او بود تنها و افکار زیبایش چند مسیر از دور پیدا بود در میان یکی از آن مس
سه شنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۹ ۱۷:۴۸    نظرات: ۸

نگاهی به رودخانه انداخت کفش هایش از راه رفتن در گل سنگین شده بود یکسالی بود دهکده اش را ندیده بود کوله باری از آذوقه و صد سکه زر نتیجه یکسال زحمت در شهرهای دور از آبادی را حمل می کرد.
آب رودخانه
سه شنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۹ ۰۴:۰۳    نظرات: ۲
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0