سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
جمعه 4 اسفند 1396
    8 جمادى الثانية 1439
      Friday 23 Feb 2018
        بهترین دستور زندگی این است كه اعتماد به نفس داشته باشید.میكل آنژ

        جمعه ۴ اسفند

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        بداهه تک بیتی
        ارسال شده توسط

        معصومه عرفانی (عرفان )

        در تاریخ : سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۴:۰۳
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۷۲۶ | نظرات : ۴۲۰

        با سلام  حضور استاد فکری بزرگوار
        استاد باز هم از شما ممنونم میشم که لطف کنید
        در رابطه با تک بیتی بداهه
        اشعارم رو مینویسم عزیزانم لطف کنید فقط تک بیتی باشه اون هم بداهه
        ممنون و سپاسگذارم از استاد فکری و عزیزان شاعرم
        زنده باشید و همچنان بسرایید
        ================
        بسوزانم نیستانی ز آه سینه سوز خود
        که طوفانی برد گرد تمام عاشقان امشب
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۸۰۸۹ در تاریخ سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۴:۰۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        جمعه ۱۶ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۴۲
        با سلام و درود و عرض خسته نباشید به شما بانوی عزیز سرکارخانم عرفانی بزرگوار و همه اعضای خوب وبا نشاط شرکت کننده در این بخش از سایت ادبی شعرناب برآن شدیم به دو نفر از عزیزانی که همت و عملکرد زیبایی داشتند با توصیه و معرفی شما گرانقدر عزیز هر کدام یک ماه اشتراک سامانه شعرناب از طرف این جانب اهد گردد . همچنین شما بزرگوار عزیز که ناقابل می باشد به یاس زحماتی که کشیدید.... اجر تان با خداوند سبحان
        همیشه موفق وسربلند باشید
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۰۴
        درود بر جناب فکری عزیز و بزرگوارم
        یاد قدیمی و دوست داشتنی.
        شما ازمن بهتر میدونید که بداهه سرایی و تبادل شعر چقدر برای یک شاعر سازنده است.وقتی در سایت اینقدر خوب و بدون ایراد شعر بداهه سروده میشه نشان دهنده سطح بالای سواد شاعران عضو در سایته.
        بنده به شخصه شاهد زحماتی که کشیدید هستم و دیدم که چطور جنگیدید با مشکلات.به هر حال نتیجه شیرینه
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۰۲:۴۴
        سلام
        استاد ارجمند جناب فکری بزرگوار ممنون و سپاسگذارم از شما و از زحمتات بیدیغ شما و ممنون از هدیه با ارزشی که برای من در نظر گرفتید زنده باشید و سلامت استاد

        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۰۲:۴۸
        استاد اون دونفر عزیزی که شما فرمودید جناب آقای توکلی و جناب آقای سینا که بسیار بسیار زیبا شعر گفتن ممنونم استاد از شما بزرگوار

        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۰۷:۰۵
        درود بر شما بانو عرقان عزیز
        لطف دارید به بنده حقیر.ارزش معنوی انتخابتون بسیار زیاده .باعث افتخار بنده است

        به قول علیرضا آذر
        تنها سپاس لز شعر خودکار است
        دنیا به شاعر ها بدهکار است
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۳۲
        سلام و عرض ادب خدمت استاد احمدی زاده ی بزرگوار
        بسیار ممنون از مدیریت عالی و مقتدرانه ی شما
        و سپاس بیشتر از حمایتتان از بداهه سرایی که واقعا از لذت بخش ترین تفریحات ادبی است و شاعر را پخته تر می کند.
        لطفتان جاودان
        سایه تان مستدام
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۳۵
        سلام و دوصد درود خدمت بانو عرفانی عزیز
        بسیار لطف فرمودید و قدر دان مهرتان هستم.
        این مایه افتخار بنده است که در جمع شما و دوستان و اساتید عزیزم هستم.

        سپاس از شما و استاد فکری به خاطر هدیه ی ارزشمندتان

        مهرتان جاودان
        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۰۸:۵۱
        باسلام و درود بر شما گرامی هدایای شما و عزیزان اهدا گردید مبارکتان باشد
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۴۸
        سپاس از مهر و حمایت شما استاد گرانقدرم
        امیدوارم سایه تان مستدام باد.
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۱۷
        مهرتان مستدام جناب فکری عزیز
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۱۳
        سلام استاد بزرگوار جناب فکری ممنون و سپاسگذارم از شما زنده باشید
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۲۳
        سلام برتمام دوستان خوبم
        پست بداهه سرایی با مدیریت بانو عرفانی عزیز خیلی مهجورمونده منتظر همدلی واشعارزیبایتان هستیم
        ممنون ازهمه ی شما عزیزان
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۱
        این هم حاصل بداهه سرایی و همکاری وهمدلی دوستان عزیزمان در پست بانو عرفانی که واقعن زیبا سرودند همه ومشارکتشون قشنگ بود
        بااجازه ی دوستان همه ی بیتها رازیرهم نوشتم باذکرنام شاعر برای نظم دادن بهش و استفاده دوستان علاقمند
        ممنون ازهمه ی شما عزیزان
        کارتون عالی بود
        بخصوص جناب توکلی که سکانداری بداهه سرایی رابرعهده داشتند
        مخصوصن تیک نقد می زنم که بازهم دوستان اگه مایل بودند بقیه اش را ادامه دهند..........

        بسوزانم نیستانی ز آه سینه سوز خود
        که طوفانی برد گرد تمام عاشقان امشب(معصومه عرفانی)

        \\\\\\"نگاهم خیره بر ساعت، میان موج دلتنگی
        و در این انتظار و غم،خجل مانده زمان امشب\\\\\\"(علی توکلی)

        تب دلتنگی ام بالا ودرمانی نمی بینم
        زنی تنهاترازتنها غمی دارد نهان امشب(جمیله عجم)

        غمی دارم نهان از تو،ته این ماجرا تلخ است
        نگاهم را رها کردی کجای داستان امشب(علی توکلی)

        دلم غمگین، لبم سرخ است و آهی در نفس حیران
        که آیا مرگ میزاید زمستان یا خزان امشب(ابوالفضل رمضانی)

        ازین شبها چه بیزارم نه میخوابم نه بیدارم
        بیا ای مرهم دردم تو باش آرام جان امشب(زهرامنصوری)

        و آیا مرگ چاره می شود این درد تلخم را
        و یا پر میشود از غم فضای آسمان امشب(علی توکلی)

        کنار پنجره،کوچه ،وراهی که نمی آیی
        چه آهنگی شنیدم از عبور عابران امشب(علی توکلی)

        دوباره حرف رفتن شد شب تنهایی من شد
        بیاد آن شب و کوچه کنار من بمان امشب(زهرامنصوری)

        برقص و جام برکش،چشم هایت را هویدا کن
        به دست سرد من بسپار موهای گران امشب(ابوالفضل رمضانی)

        کنار من بمان امشب دلم طوفان بی تابیست
        جنون را در خیالاتم نمایی جاودان امشب(علی توکلی)

        چنان مستم که جانم را به جام چشم تو دادم
        به زیر پای هجرانت شکسته استخوان امشب(علی توکلی)

        بیا بس کن مزن خنجر،دلم غرق است در خونش
        مرا آرام میمیرد ز درویت جهان امشب(ابوالفضل رمضانی)

        جنون باعشق می آید و هردم غصه می زاید
        اگر عشقی چنین خواهی به غم شو توامان امشب(زهرامنصوری)

        به عشقت غصه ها دارم گلایه از جفا دارم
        غمت در خانه ام دارد حضوری جاودان امشب(علی توکلی)

        صدای تیشه می آید درون قلب غمگینم
        چه شیرین میدهی دل را به دست خسروان امشب(علی توکلی)

        بلندا،ای عزیزم،ماه من،زیبای دریایی
        ز تار موی تو تصنیف میسازد \\\\\\"بنان\\\\\\" امشب(ابوالفضل رمضانی (تنها)

        گلایه از جفا تا کی بگو جانا خطا تا کی
        گله بگذار وراهی شو به بزم دلبران امشب(زهرامنصوری)

        منو فکر هم آغوشی میان این فراموشی
        به جز فکرت ندارد خلوتم میهمان امشب (علی توکلی )
        و حافظ از نگاه تو غزل می گفت،اما من
        زاین غیرت فقط با خود، تو را کردم بیان امشب(علی توکلی)

        زعاشق کوششی باید که گیرد کام دل از عشق
        تو دست پر بیا ای جان بود دل میزبان امشب(زهرا منصوری)

        دلم درگیر عشقت شد غزل کار خودش را کرد
        ودر این بزم رسوایی کجا رازم نهان امشب!؟(علی توکلی)

        همه در شهرتان فردا مرا دیوانه می بینند
        به قدر یک غزل بانو به قلبم ده امان امشب(علی توکلی)

        بیا بشکن تو این جام پرازغم را که بی تابم
        شرابی ناب می خواهم به رنگ ارغوان امشب(جمیله عجم )

        ندارم چتر گیسویت،نه فانوش دو چشمت را
        به زیر بارش غمه ا، شدم بی خانمان امشب(سینادژآگه)

        من و تشویش و بی صبری ، گلاویزیم و می جنگیم
        خدا داند در این میدان ، که گردد بی زبان امشب(سینادژاگه)

        دل از بیگانه خالی کن که از اقبال خوش شاید
        همای بخت برگردد بسازد آشیان امشب(زهرامنصوری)

        چه میگویی به من ساقی که غم بگذار و می بردار
        دلم شد خانه غمها ز دست دلستان امشب(زهرامنصوری)

        من این دم بر تو مهمانم نرنجی و نرنجانم
        به پای عهد میمانم مشو نامهربان امشب(زهرامنصوری)

        مرا جامیسیت از چشمت،بنوشمم مست میمیرم
        مرا مهمان چشمت کن که چشمت شوکران امشب(ابوالفضل رمضانی(تنها))

        تومهمان می شوی بر دل که این ویرانه آباد است
        بیا بر دل قدم بگذار که عشقت جاودان امشب(علی توکلی)

        چه خوش بختی که بعد از آن جدایی ها تو می آیی
        منجم بخت من دارد چه رای اختران امشب (علی توکلی)


        بسوزم درتب عشقت عجب هنگامه ای دارم
        گرفتارم دراین آتش دراین آتشفشان امشب(جمیله عجم)

        نمیدانم چه سازم من دراین وادی گرفتارم
        همه اشکم همه دردم من بی خانمان امشب( معصومه عرفانی)

        من بی خانمان را از بیابان ها مجو بانو
        خیالت میکشد من را به هر جا در جهان امشب(علی توکلی)


        دوستان خوبم زیرهمین می توانند بازهم ادامه بدن بداهه سرایی را ممنون ازحضورفعال وزیبای همه ی شما
        منتظریم.....

        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۱۷
        این هم تقدیمی ما استا د عجم:
        ندارم چتر گیسویت،نه فانوش دو چشمت را
        به زیر بارش غمه ا، شدم بی خانمان امشب
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۲۹
        من و تشویش و بی صبری ، گلاویزیم و می جنگیم
        خدا داند در این میدان ، که گردد بی زبان امشب
        ارسال پاسخ
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۰۳

        زهرا منصوری
        ۱۷ دقیقه پیش
        دل از بیگانه خالی کن که از اقبال خوش شاید

        همای بخت برگردد بسازد آشیان امشب

        سلام بانو
        عجم عزیز یک بیت که ابتدا سرودم روفراموش کردید

        ۲ روز پیش

        چه میگویی به من ساقی که غم بگذار و می بردار

        دلم شد خانه غمها ز دست دلستان امشب
        ارسال پاسخ
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۱۶


        من این دم بر تو مهمانم نرنجی و نرنجانم

        به پای عهد میمانم مشو نامهربان امشب
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۲۹
        مرا جامیسیت از چشمت،بنوشمم مست میمیرم
        مرا مهمان چشمت کن که چشمت شوکران امشب
        علی توکلی
        علی توکلی
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۵۷
        درود بر شما کار خوبی کردید به این صورت نوشتید...اینجوری جمع و جوره و راحت میشه ادامه داد
        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۱۸
        بانو منصوری عزیز


        تومهمان می شوی بر دل که این ویرانه آباد است
        بیا بر دل قدم بگذار که عشقت جاودات امشب

        چه خوش بختی که بعد از آن جدایی ها تو می آیی
        منجم بخت من دارد چه رای اختران امشب

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۴۸
        ای جانم بانو
        عالی بود
        چشم اینارم اضافه می کنم حتمن




        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۰۸
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۰۹
        عالی بودسینای عزیز
        اینارم اضافه کردم به بقیه ی بیتها
        ممنون ازهمدلی وهمراهی خوبت
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۵۴
        سلام خانم عجم عزیزم ممنونم از شما تک بیتی اول بداهه سروده من هست
        ممنونم از شما و از زحمات بیدیغ تون
        زنده باشید
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۴۵
        بسوزانم نیستانی ز آه سینه سوز خود
        که طوفانی برد گرد تمام عاشقان امشب
        نمیدانم چه سازم من دراین وادی گرفتارم
        همه اشکم همه دردم من بی خانمان امشب





        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۵۴
        سپاس ......زیبا بود.......
        علی توکلی
        علی توکلی
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۰۷
        درود بانو عرفان عزیز

        من بی خانمان را از بیابان ها مجو بانو
        خیالت میکشد من را به هر جا در جهان امشب
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۵۹
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۱۵

        درود بر همه شاعران ناب
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۰۸
        درود بر بانو عرفان گرامی و این پست بداهه سرایی بسیار نابشان

        سپاس از تمام دوستان فعال در این پست که همگی به زیبایی تمام سرودند و باز هم انشالله به یاری خداوند خواهند سرود.

        من خودم تازه امروز از تیک نقد استاد فکری ارجمند، متوجه این پست زیبا، ناب و البته مظلوم شدم. بسیار سپاسگزارم از جناب استاد فکری گران ارج، به خاطر توجه خاصشان به این پست زیبا.

        از دیگر دوستان ناب ناب هم دعوت می کنم در این پست بسیار زیبا شرکت کنند و لحظه هایی شیرین، در خاطره ی شاعری خود خلق کنند.
        این هم شعری که امروز من به یمن این پست بسیار زیبا سرودم.
        تقدیم به بانو عرفان نازنین و تمام دوستان ناب و خوب خودم:

        من چه سازم از فراقت، با تمام لحظه ها؟
        پرکشید از شوق رویت، دل، ز بام لحظه ها...

        می شمارم لحظه ها را، ازبرای دیدنت؛
        تا در آغوشت بسازم، اغتنام لحظه ها...

        دل بنوشد شور شیرین، با تو از جام جنون؛
        مست گردد عاقبت، جانم ز جام لحظه ها...

        عشق تو، شور و عطش، جاری کند در قلب من؛
        شوق گیرد قلبم از شرب مدام لحظه ها...

        از شکار لحظه ها، دل عشق می خواهد و من،
        می نشینم به امیدش، در کنام لحظه ها...

        جام سرشار دلم، جاری شود تا ناکجا؛
        عشق هایم را بخوان از هر پیام لحظه ها...

        نام تو، جاری شده در قلب هر ثانیه ای؛
        لحظه لحظه، دل شمرده، اسم و نام لحظه ها...

        کام احساس دلم، شیرین شود با تو فقط؛
        تو که باشی، عشق می گردد به کام لحظه ها...

        لحظه ها، از بودن تو شاد می گردد؛ عزیز!
        منتظر هستم بیایی، در تمام لحظه ها...
        زهرا حکیمی بافقی
        17 تیرماه 96


        جناب توکلی گرامی که با پشتکار خوبشان، در این پست بسیار زیبا درخشیده اند، از اشعار ارسالی دوستان، تیک نقد فعال کرده اند. من نیز با اجازه ی بانو عرفان، تیک نقد فعال می کنم تا دوستانی که احیانا نقدهای مرا می خوانند، متوجه این پست ناب بشوند.
        لحظه هاتون به کام
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۱۶
        درود بر الهه ی احساس

        شعرتان بسیار زیبا شد تبریک میگم.
        از فوائد بداهه سرائی همین است که ذهن شعر پرداز شائر باز میشود به راحتی در دم موزون مقفی شعر میگوید.در واژه گیر نمیکند و وزن رو به صورت شنیدا ی تشخیص میدهد


        ازهمکاری شما ممنونم.خ اهش میکنم در کامنت نقد آخر بنده قانون جدید رو مطالعه کنید و شعر جدید رو که بنده و بانو عرفان شروع کردیم رو ادامه بدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۰۴
        سلام جناب توکلی گرامی

        چشم! حتما

        من عصری و امشب، درگیر یک سری کار فرهنگی و نوشتاری هستم.
        انشالله اگه عمری بود، فردا می آیم و آخرین نقدتان را می خوانم و بر روال آن بداهه خواهم سرود.
        لحظه هاتون شاد
        ایام به کام
        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۵۶
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۰۴
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۰۸:۲۶

        تاملی در بدیهه گویی و بدیهه سرایی

        بدیهه گویی یا بدیهه سرایی از ویژگی های منحصر به فردی است که فقط برخی از سخنوران و نویسندگان از آن بهره می جویند و در اغلب موارد مختص به شعر است.
        بدیهه در لغت نامه دهخدا چنین آمده است: «ناآگاه و نااندیشیده گفتن چیزی یا خواندن شعری. هر چیزی که بگویند یا بکنند بدون تامل و تفکر و بدون یادآوری و فی الفور... بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن. در اصطلا ح بلغا آن است که کلا م را بی رویت و فکر انشا کند و این را ارتجال هم می نامند.»

        همچنین در کتاب طیران آدمیت تالیف دکتر اسماعیل حاکمی براساس لغت نامه، از واژه ارتجال بدین مفاهیم یاد کرده اند: «بر بدیهه خطبه یا سخن گفتن، بی اندیشه و تامل چیزی گفتن». شعر یا خطبه یا نامه بی اندیشه کردن باشد و این را بدیهه نیز خوانند (حدا ئق السحر). دکتر سید محمود نشاط نیز در کتاب «زیب سخن» ذیل واژه «ارتجال» می نویسد: «ارتجال، بدیهه، بالبدایه، حسب حال، محاضره، در لغت بی اندیشه و تامل و به بدیهه خطبه یا سخن گفتن است و رویت و فکرت عکس آن است و این معنی را بدیهه و بالبداهه گفتن و حسب حال نیز خوانده اند. آن چنان است که شاعر و خطیب بی تامل و اندیشه و تفکر قبلی به مناسبت مقام، شعر می سراید و سخنی به موقع ادا کند یا خطبه ای یا نامه ای انشا کند که مورد تحسین همگان واقع شود و دال بر استادی وی باشد». در فرهنگ لغت حسن عمید ا ز واژه بدیهه چنین یاد شده است: «ناگهانی، بدون طول تفکر سخن گفتن یا شعر گفتن، شعر و سخنی که بدون تامل گفته شود، در فارسی، زود انداز هم گفته شده، بداهه». در همین فرهنگ لغت نیز از واژه ارتجال چنین یاد شده: «بی اندیشه سخن گفتن، بی تامل شعر گفتن، با لبداهه گفتن. با این تعابیر می توان واژه بدیهه و ارتجال را مترادف هم دانست. چه اینکه گر چه در لفظ متفاوتند، ولی در معنی یکسان بکار رفته اند به بیانی هم معنی و هم مفهومند. لذا بدیهه گویی از دیر باز مورد توجه و تامل صاحبان ذوق و احساس بوده و می باشد. به نحوی که ادبا و شعرا به صورت نظم از آن یاد کرده اند و هم اینکه در قالبی نثر گون از آن ذکر شده، بدین صورت که نظامی می سراید:
        به هر سخنی به خنده خوش می گفت بدیهه ای چو آتش
        البته آنچه می تواند مد نظر باشد، تفاوتی است که صاحبان نظر در مقوله بدیهه و ارتجال عنوان داشته اند. به طوری که در «طیران آدمیت» آمده است که:«در ارتجال شاعر خود را از قبل آماده نمی کند، ولی در بدیهه چند لحظه به تفکر می پردازد. با آنکه در فرهنگ لغات فارسی از این دو، چنین مفاهیمی ذکر نشده است و آنچه هست اغلب معانی و مفاهیمی مشترک و همتراز و یا احیانا نزدیک به همند. با این حال از این منظر نیز بدیهه گویی می تواند به این مفهوم باشد که; «شاعرو یا نویسنده بتواند نظم یا نثری را فی الفور و یا به بیانی دیگر ضربتی بر زبان جاری کند یا می توان گفت: بدیهه سرا و یا بدیهه گو کسی است که بدون تفکر و تامل و زود هنگام و از پیش تعیین شده سخنی را بر زبان آورد.کما اینکه فی البداهه سخن گفتن نیز اگر چه خود هنری خاص به شمارمی آید، اما در صورتی که از بار محتوایی و فهم و درک لا زمی بهره مند نباشد،بدیهه به معنی واقعی آن نیست لذا واژه بدیهه که از ریشه «بدا»گرفته شده است به معنی آغاز کردن است که در آن «ها» جایگزین همزه شده است و ارتجال نیز به معنی آسان بودن و به سوی پایین جاری بودن است که در اصطلا ح «شعر رجل» یعنی موی فرو افتاده یا «ارتجال البئر» یعنی فرو رفتن به چاه با پای خود و بدون استفاده از طناب مستفاد شده است. (طیران آدمیت صفحه ۱۷۸) اما با این حال هم هر سخن آغازینی یا آسانی اگر از درون مایه ای اصولی و منطقی بهره مند نباشد، شاید گفت بدیهه ای عقیم است و نه منتج. به طوری که دکتر مهدی حمیدی شیرازی در کتاب «شعر در عصر قاجار» می نویسد: «شعر با لبداهه و بدون اندیشه گفتن یعنی تاج سلطنت را از سر شعر برداشتن و سلطان شعر را از سلطنت بر قلوب پایین کشیدن، یعنی بی خردی، دیوانگی! از این دیوانگی ها در دیوان هیچ یک از شعرا کم نیست و در دیوان قاآنی هم بسیار است».

        لذا کم نیستند افرادی که در ازمنه تاریخ بدیهه گویی کرده اند و این بدیهه گویی را در قالب نظم و نثر به مخاطب ارزانی داشته اند، اما در میان شاعران بدیهه سرا در قرن اخیر می توان به ملک الشعرای بهار، دکتر لطفعلی صورتگر، محمدحسین شهریار و ابراهیم صهبا و از این منظر می توان از دکتر قیصر امین پور نیز یادی کرد. حسن کلا م اینکه اگرچه بدیهه گویی می تواند شامل هرکسی که نظم یا نثر می گوید، بشود، اما مهمترین عنصر فرد بدیهه گو پیامی است که به مخاطب می رساند و بی شک این پیام هم ابتدا باید سرشار از بار معنایی و مفهومی باشد و در ثانی از نقد اخلا قی و تربیتی به دور یا به بیانی دیگر از درون مایه ای انسان محور و انسان خواه بهره جوید.
        نویسنده : عابدین پاپی

        منبع:
        برداشت از سایت آفتاب.
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۰۹:۱۹
        درود بر شما بسیار عالی

        ممنونم از مطلب زیباتون.
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۰۹:۴۵
        سپاسگزارم
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
        نمی دانم چرااین دل نمی یابد قراری نو
        گمانم بازافتاده به چنگ عشق یاری نو
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۴۵
        سلام ممنونم از شما

        وقتی از این دل شکایت میکنم تا نه فلک

        این دل شوریده و دیوانه خون بارد همی




        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۴۶
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۷
        درودتان.....نازبانوی فهیمم..........
        زیبااااااااست...........مهربانم...........

        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۵۴
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۱۷
        سلام استادبانوی عزیزم
        وممنون ازاین پست عالی




        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۴۶
        سلام ممنونم از شما خانم عجم عزیزم زنده باشید

        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۴۷
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۷
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۵۵
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۲۳
        سلام دوستان خوبم پست بداهه سرایی با مدیریت بانو عرفانی عزیز خیلی مهجورمونده منتظر همدلی واشعارزیبایتان هستیم
        ممنون ازهمه ی شما عزیزان

        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۴۷
        سلام بانو عرفانی عزیز

        از تیک نقد استاد فکری گرامی متوجه پست زیباتون شدم.
        خدا قوت.

        اشعار دوستان را خواندم.
        همگی عالی

        لایک
        این بداهه ی من هم تقدیم نگاه ناب شما:

        می شمارم لحظه ها را، ازبرای دیدنت
        تا در آغوشت بسازم، اغتنام لحظه ها
        زهرا حکیمی بافقی

        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۰۲:۵۲
        سلام بزرگوار ممنونم از شما اشعارتون بسیار زیباست

        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۰۳:۲۰
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۲۵


        دل بنوشد شور شیرین، با تو از جام جنون؛

        مست گردد عاقبت، جانم ز جام لحظه ها
        زهرا حکیمی بافقی

        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۴۰


        عشق تو، شور و عطش، جاری کند در قلب من؛
        شوق گیرد قلبم از شرب مدام لحظه ها...
        زهرا حکیمی بافقی

        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۵۶
        درود بر شما بانو حکیمی
        خواهش میکنم ابیاتتون رو بالا زیر نقد من بنویسی.هدف انسجام و جلوگیری از پراکندگی اشعاره
        ممنونم
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۱۲
        سلام جناب توکلی گرامی. تازه متوجه نقد شما شدم.
        حالا که بهم پیام دادید و دقت کردم، می بینم نقد شما درخصوص غزل جدید، بعد از اولین بیت ارسالی من است و بعد از نقد شما، چند بیت دیگه ارسال کرده ام.
        چشم ابیاتم را کپی می کنم می آورم ذیل نقدتان

        سپاس از پشتکار ادبی شما
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۱۰

        نام تو، جاری شده در قلب هر ثانیه ای،
        لحظه لحظه، دل شمرده، اسم و نام لحظه ها...
        زهرا حکیمی بافقی

        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۲۷

        چونکه رب النوع احساسی ،میان واژه ها
        بیت بیت ات بر شمارم من تمام لحظه ها
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۱۰

        کام احساس دلم، شیرین شود با تو فقط؛

        تو که باشی، عشق می گردد به کام لحظه ها...
        زهرا حکیمی بافقی


        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۲۰
        سلام به اهالی ناب ناب

        درود بانو عرفان

        این هم تک بیت من در خصوص شعر امروز بانو عرفان:

        غم هجران تو آخر، دل ما، سوخت؛ بیا
        به جز از عشق تو چیزی، نبود در دل ما
        زهرا حکیمی بافقی
        18 تیرماه 96

        منتظر دیگر دوستان ناب هستیم
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۲۳
        سلام

        بزرگوار ممنونم از شما سرکار خانم حکیمی
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۲۸
        سلام
        سپاس
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۲۷
        همه دم، غصه خورم؛ آه کشم با دل زار؛

        شده تقدیر دل من که شوم از تو جدا
        زهرا حکیمی بافقی
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۳۹
        نفس دل، شده بی تاب؛ کجا من بروم؟

        گل قلبم، شده پرغم، بنشینم تک و تنها
        زهرا حکیمی بافقی
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۵۵
        درود بانوجانم.
        من کار برایم پیش آمد. دو ساعتی. الان برگشتم و غزلم را به شکل زیر تکمیل کردم. تقدیمتان:

        غم هجران تو آخر، دل ما، سوخت؛ بیا
        به جز از عشق تو چیزی، نبود در دل ما

        همه دم، غصه خورم؛ آه کشم با دل زار؛
        شده تقدیر دل من، که شوم از تو جدا

        نفس دل، شده بی تاب؛ بگو من چه کنم؟
        گل قلبم، شده پرغم؛ بروم من، به کجا؟


        نشوم شاد من اصلا ، دل من گشته نحیف،
        تو بگو من چه کنم، تا که شوم شاد و رها؟

        گل احساس وجودم، همگی درد شده است؛
        غم احساس دلم، درد بزرگی است خدا...

        نفسم بند شده، قلب من از حال برفت،
        تو خودت، باز بدم در دل من، عشق و صفا...

        ببر این درد و غمم را تا که در دل بدمد،
        به نشاط گل عشقی، تپش و مهر و وفا...


        زهرا حکیمی بافقی
        18 تیر 96


        دیگر دوستان هم حتما کاری برایشان پیش آمده مهربانم
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۳۱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۰۵
        سلام بانو عرفان
        من در سفرم اینترنت ایرانسلم همه جا خط نمیده.

        با اجازه تون سه بیت را با هم ارسال می کنم.
        اگه فرصتی شد، دوباره خدمت می رسم:

        در عشق تو، چه می سوزد تمام پیکرم، ای دوست!
        از اول شمع عشقت را، چو یک پروانه ای بودم...

        چه می شد سهم قلبم، درد و هرمانی نمی گردید؟
        چه می شد سایه در سایه ی یک جانانه ای بودم؟

        چه می شد شاد می گشتم، از عطر بودن یک عشق؟
        چه می شد گاه گاهی هم، به یک میخانه ای بودم؟

        زهرا حکیمی بافقی
        19 تیرماه 96
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۴۴
        اسیر درد هجرانم، نمی دانم چرا آخر،
        برای دام عشق تو، به سان دانه ای بودم...

        چرا جایی برای شور احساسم نمی بینم؟
        من از روز ازل انگار، یک بی خانه ای بودم...

        برای عاشقی هایم، مجالی نیست؛ شاید چون،
        از اول عاشق یک مهوش دیوانه ای بودم...

        بیا جانم بگیر و درد هجرانم، تو درمان کن؛
        نگو عشق تو افسون بود و من، افسانه ای بودم...

        زهرا حکیمی بافقی
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۴۰
        عالی
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۵۷
        سلام مجدد بانو عرفان نازنین

        کل بیت های امروزم را با اندکی ویرایش در یک شعر جمع کردم. تقدیمتان نازنین. کم و کاستش را ببخشید چون در سفرم و شرایط زیاد مناسب نیست:

        در عشق تو، چه می سوزد تمام پیکرم، ای دوست!
        از اول شمع عشقت را، چو یک پروانه ای بودم...

        اسیر درد هجرانم، نمی دانم چرا آخر،
        برای دام عشق تو، به سان دانه ای بودم...

        چه می شد سهم قلب من، نمی شد درد و هرمانی؟
        چه می شد سایه در سایه ی یک جانانه ای بودم؟

        چه می شد شاد می گشتم، از عطر بودن یک عشق؟
        چه می شد گاه گاهی هم، به یک میخانه ای بودم؟

        چرا جایی برای شور احساسم نمی بینم؟
        من از روز ازل انگار، یک بی خانه ای بودم...

        برای عاشقی هایم، مجالی نیست؛ شاید چون،
        از اول عاشق یک مهوش دیوانه ای بودم...

        بیا دستم بگیر و درد هجرانم، تو درمان کن؛
        نگو عشق تو افسون بود و من، افسانه ای بودم...

        زهرا حکیمی بافقی
        19 تیرماه 96.
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۴۱
        دست شما درد نکند بانو بافقی
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        جمعه ۲۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۰۷
        روز و شب، تنها منم اندر سرای بی کسی؛

        آشیانی هم، ندارم؛ بی کس و بی خانه ام...

        زهرا حکیمی بافقی
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        جمعه ۲۳ تير ۱۳۹۶ ۰۴:۱۵

        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        جمعه ۲۳ تير ۱۳۹۶ ۰۵:۵۸
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        جمعه ۲۳ تير ۱۳۹۶ ۰۵:۵۷
        کنج هر ویرانه ای، غصه خورم من دم به دم؛

        من ز جان، با هرکسی، بیگانه ی بیگانه ام...

        زهرا
        علی توکلی
        علی توکلی
        يکشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۵۴
        درود بر شما

        بسوزانم نیستانی ز آه سینه سوز خود
        که طوفانی برد گرد تمام عاشقان امشب

        "نگاهم خیره بر ساعت، میان موج دلتنگی
        و در این انتظار و غم،خجل مانده زمان امشب"
        بداهه علی توکلی

        امیدوارم دوستان در پاسخ کامنت بنده به مشاعرعه ی بیت به بیت بپردازند
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۲۱

        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        يکشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۳۳
        درود بر شما.خواهش میکنم ادامه بیت رو بگید
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۰۴
        تب دلتنگی ام بالا ودرمانی نمی بینم
        زنی تنهاترازتنها غمی دارد نهان امشب
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۰۵
        چشم برادرخوبم اینم یه بیت درادامه ی بیت شما
        تب دلتنگی ام بالا ودرمانی نمی بینم
        زنی تنهاترازتنها غمی دارد نهان امشب
        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        يکشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۵۸
        مرحبا...
        غمی دارم نهان از تو،ته این ماجرا تلخ است
        نگاهم را رها کردی کجای داستان امشب

        چه زیبا غزلی میشود اگر دوستان شرکت کنند
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۲۳
        سلام
        ادامه....
        دلم غمگین، لبم سرخ است و آهی در نفس حیران
        که آیا مرگ میزاید زمستان یا خزان امشب

        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۱۵

        ازین شبها چه بیزارم نه میخوابم نه بیدارم

        بیا ای مرهم دردم تو باش آرام جان امشب

        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۰۷:۳۲
        درود جناب رمضانی

        و آیا مرگ چاره می شود این درد تلخم را
        و یا پر میشود از غم فضای آسمان امشب

        فضا سازی بیت شما عالی بود
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۰۱


        کنار پنجره،کوچه ،وراهی که نمی آیی
        چه آهنگی شنیدم از عبور عابران امشب
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۰:۱۳
        سلام بر بانو عجم عزیز

        بسیار زیبا



        دوباره حرف رفتن شد شب تنهایی من شد

        بیاد آن شب و کوچه کنار من بمان امشب

        ممنونم از بانو عرفانی ارجمند وشاعران خوش ذوق وهمراه
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۰:۴۹
        برقص و جام برکش،چشم هایت را هویدا کن
        به دست سرد من بسپار موهای گران امشب
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۱۲
        بانو منصوری

        کنار من بمان امشب دلم طوفان بی تابیست
        جنون را در خیالاتم نمایی جاودان امشب
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۲۱

        جناب رمضانی عزیز

        چنان مستم که جانم را به جام چشم تو دادم
        به زیر پای هجرانت شکسته استخوان امشب

        لذت میبرم از این مشاعره
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۸
        جناب توکلی عزیز

        بیا بس کن مزن خنجر،دلم غرق است در خونش
        مرا آرام میمیرد ز درویت جهان امشب
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۱۹
        بسیار زیبا

        جنون باعشق می آید و هردم غصه می زاید

        اگر عشقی چنین خواهی به غم شو توامان امشب
        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۴۹
        عالی بانو

        به عشقت غصه ها دارم گلایه از جفا دارم
        غمت در خانه ام دارد حضوری جاودان امشب



        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۵۶
        جناب رمضانی

        صدای تیشه می آید درون قلب غمگینم
        چه شیرین میدهی دل را به دست خسروان امشب


        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۲


        بلندا،ای عزیزم،ماه من،زیبای دریایی
        ز تار موی تو تصنیف میسازد "بنان" امشب

        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۸
        درودتان
        حضرت استادم.......زیبا و متفاوت.....مرحباااا......

        ارسال پاسخ
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۳۶


        گلایه از جفا تا کی بگو جانا خطا تا کی

        گله بگذار وراهی شو به بزم دلبران امشب
        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۱۲
        درود بانو منصوری

        منو فکر هم آغوشی میان این فراموشی
        به جز فکرت ندارد خلوتم میهمان امشب
        علی توکلی
        علی توکلی
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۲۳
        جناب رمضانی

        و حافظ از نگاه تو غزل می گفت،اما من
        زاین غیرت فقط با خود، تو را کردم بیان امشب
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۸:۳۱
        زعاشق کوششی باید که گیرد کام دل از عشق
        تو دست پر بیا ای جان بود دل میزبان امشب
        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۹:۳۹
        درود مهربانو منصوری

        دلم درگیر عشقت شد غزل کار خودش را کرد
        ودر این بزم رسوایی کجا رازم نهان امشب!؟

        همه در شهرتان فردا مرا دیوانه می بینند
        به قدر یک غزل بانو به قلبم ده امان امشب
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۳۴



        به به درود برهمه چه عالییییی
        ممنون ازحضورهمه ی شما دربداهه سرایی واشعارزیبایتان

        شدم جام غمی بی تو که بایدبشکنی آن را
        شرابی ناب می خواهم به رنگ ارغوان امشب
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۵۵
        علی توکلی
        علی توکلی
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۰۹
        بنده پیشنهاد میکنم به سرودن شعر در این وزن و قافیه و ردیف پایان بدیم و بایک مطلع تازه ،ادامه بدیم.

        فکر میکنم بیشتر از بیست بیت سروده شد.قلفیه اشباع شده و مضمون از تنه اصلی اطناب پیدا کرده
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۴۲
        سلام موافقم....

        شروع کنید درخدمتیم
        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۱۱
        درود
        به رسم ادب
        میسپایرم به بانو عرفانی
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۲۷
        بسیار هم عالی
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۴۸
        سلام جناب توکل بزرگوارید ممنونم از شما و از اشعار بسیار بسیار زیبای

        شما

        برای غزل

        که دوستان مجدد همکاری کنید ممنون میشم بزرگوارید شاعران محترم


        ز دست این دل دیوانه ام امشب میمیرم

        نمیدانم کجا باید روم دنبال او اکنون غزل بانو


        علی توکلی
        علی توکلی
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۱۳
        زنده باشید.

        فکر میکنم اگر غزل رو قافیه قرار بدیم در این بیت زیباتر و در نتیجه مشاعره حرفه ای تر خواهد شد.
        اما جسارتا وزن بیت رو ویرایش میکنم




        ز دست این دل دیوانه ام امشب جنون دارم
        کجا باید روم دنبال او امشب غزل بانو



        و بیت من برای شروع:
        شروع فاجعه در من نگاه سرد وتلخت بود
        نشستم تا بسازم من برای تو علل بانو
        بانو منصوری و جناب رمضانی ادامه دا از شما انتظار دارم

        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۰۲:۲۹
        سلام جناب توکلی عزیز
        هرچند از ما انتظار نداشتید ،اما تقدیم شما :


        پریشب جان غمگینم هوایی هوایت شد
        ز ناچاری دل خود را گرفتم در بغل بانو
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۰۲:۳۰
        جناب توکلی عزیز
        یه دونه دیگه


        الهی بشکند آن بی نمک دستی، که من باشم
        تو رفتی تا شوم مصداق این ضرب المثل بانو
        علی توکلی
        علی توکلی
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۰۲:۵۳
        درود جناب دژاگه
        خوشحالم از حضورتون
        ما از تک تک اعضای سایت انتظارت مشارکت داریم.
        اما اگر اسمی بردم به خاطر مشاعره ی رو در رو و موقوف المعانی بود که با ایشان داشتم وگرنه در همین دوروز شما ثابت شدید.
        و دوبیتی هم که سرودید واقعا عالی بود

        به ناچاری خیالت را نشاندم در کنارم تا
        بپاشم در غزلهایم ز دیدارت عسل بانو

        ولی شرمنده ام از دل،که افکارت هم جفاکارند
        تو رفتی هم نشینم با رفیقان دغل بانو


        چه غزلی شود این غزل

        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۰۴:۲۵
        درود بر جناب توکلی عزیز
        چیزی که عرض کردم شوخی بود عزیزم.من کوچیک شما و تمام اعضا و دوستانم هستم،شاعر گرانقدر.
        (ببخشید زبان این بیت زیادی قدیمی شد )

        دگر صبرم به سر آمد، ز وصل و هجر پی در پی
        نگار ماندگارم شو ، مکن بحث و جدل بانو
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۰۴:۵۳
        اینم زبانش قدیمی شد .......واقعا ببخشید


        حسودم،کم محبت کن به نااهلان که آخر سر
        بتارانم رقیبان را ، به یک عکس العمل بانو!!
        علی توکلی
        علی توکلی
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۰۷:۳۲
        درود جناب دژاگه
        بسیار عالی

        اگر عاشق شوی بامن تو هم امشب،فقط انشب
        میان ما شود صدها غزل رد و بدل بانو

        جنون را از من و این بی وفایی از وجود تو
        اگر گیرند،به خلقت شود وارد خلل بانو

        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۰:۲۲
        بسیار عالی
        خداقوت بداهسرایان

        مرا منعم مکن از عشق ای شیرین تر ازجانم

        که افتادم به دست خود میان این هچل، بانو
        علی توکلی
        علی توکلی
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۵۳
        درود بر شما


        و شاید قسمتم بوده که با تو آشنا باشم
        قرارت داده شاید او،برای من اجل بانو
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۱۹

        اوه اوه چقد سریع رفتن جلو... وایسین منم بیام.

        ازاین شهد و شکر کز لب به گوشم ریختی سازد
        شبیه طوطی تاجر مرا آخر کچل بانو

        چو من انداختم خود را به زیر پایت ای بانو
        چه فرش خون فشانی شد،ولی تو بی محل بانو

        مرا چون برده میگری،دلم را زخم میسازی
        کجایند آن دبیرانِ حقوقی ملل بانو

        دلم را میبری هردم،پیاپی عشوه میریزی
        خدایا الامان مارا،مکن بانو،بهل بانو

        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۵۳

        نمی دانم چرا دایم دل دیوانه می لرزد

        نسازی خانه ی خود را بروی این گسل بانو
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۲۶
        درود بر همه ی دوستان عزیزم
        جناب توکلی،ابوالفضل خوبم و بانو منصوری

        همه واژه های هم قافیه رو استفاده کردید!!!!
        فقط "مچل" باقی مونده!!!

        اگر قصدت نماندن بود و رفتن از دیار ما
        مرا با عهد سر خرمن،چرا کردی مچل بانو؟؟!!
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۳۷
        ندارم شکوه ای از کس،که تقدیرم بلا خیزست
        تو گویی سهم ما را غصّه کردند از ازل بانو


        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۴۳
        هرچندقافیه تکرار شد
        به هر حال ......

        من آدم بودم از اول نهادم تا تو را دیدم

        بهشت و حور زیبا را به پایت از ازل بانو
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۰۷
        منم رویین تن عشقت اگر زخمم زنی نیکوست

        زجان بگذشته گر خواهی بیایم همچو یل بانو
        علی توکلی
        علی توکلی
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۲۱
        درود بر دوستانم بسیار زیبا سرودید.چقدر خوب پیشرفت این شعر.
        فکر میکنم برای فردا باید به فکر قافیه تازه باشیم.

        اما هنوز هست...

        تعجب میکند هرکس مرا از تو جدا دیده
        به حالم گریه میکرده رفیقم در محل بانو

        شنیدم در ده بالا شنیده تا غم من را
        ز غصه کوچ کرده لک لک روی دکل بانو



        درود بر جناب رمضانی،دژاگه ،بانو منصوری
        علی توکلی
        علی توکلی
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۲۹
        و یک بیت دیگر....



        من از نسل دهه شستم،نه اینکه بچه هفتادی
        سرم را میدهم در عشق نه بوس و بغل بانو
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۵۴
        درود بر همگی
        اینم تحفه ی درویشانه ی من...ببخشید اگر به خوبی شعر شما نیست
        به لطف تو نصیبم شد چنین آوازه و شهرت

        روایت کرده اند عشقم به جان و دل ملل بانو

        تا من رسیدم،همه ی قافیه ها تموم شده!
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۳۲
        گر آن سوی جهان باشی،ویا در آسمان باشی

        چنان از عشق سرشارم،که آیم تا زحل ..بانو

        درود ...همگی عالی بودید
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        پنجشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۶ ۰۲:۳۸
        درود باره...

        تو شیرینی چو رویایی کجا دست از تو بردارم
        تمام فکر و ذکر من وصال تو گوزل بانو
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        پنجشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۶ ۰۲:۴۵
        اگر در بَر بیایی تو برایت قصّه ها گویم
        زِ عشق نابِ فرهاد زِ شیرین هم متل بانو!
        علی توکلی
        علی توکلی
        پنجشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۶ ۰۸:۳۰
        درود بر بانو عرفان و تک تک عزیزلتی که در این بداهه سرایی شرکت کردند.
        خواهش میکنم اگر امکانش هست هر دوشعر مخصوصاغزل دوم رو جمع بندی کنید و به صورت جامعی منتشر بفرمایید

        اینجور پست ها و اتفاقات در این سایت خیلی زیباست
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        پنجشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۵۲
        سلام جناب توکل ممنون میشم اگر زحمت این پست رو شما قبول کنید هر جور که خودتون میخواهید

        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        جمعه ۱۶ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۳۰
        درود

        انشالله اگر عمری بود حتما
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        جمعه ۱۶ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۰۹
        با سلام به همه ی اساتید و دوستان بداهه سرای عزیزم
        احسنت و تبریک به همه برای این مشارکت زیبا
        با توجه به اینکه دومین اثر بداهه ی گروهی هم تکمیل شده است، و فکر می کنم بانو عرفانی و جناب توکلی هم کمی گرفتار هستند ...........
        بنده سعی کردم آنها را در یک کامنت کنار هم جمع کنم،تا خواندنش برای همه ی عزیزان راحت و میسر گردد.
        (به ترتیب ارسال و با ذکر نام عزیزان)
        امیدوارم مرا ببخشید



        ز دست این دل دیوانه ام امشب جنون دارم
        کجا باید روم دنبال او امشب غزل بانو (معصومه عرفانی)

        شروع فاجعه در من نگاه سرد وتلخت بود
        نشستم تا بسازم من برای تو علل بانو (علی توکلی)

        پریشب جان غمگینم هوایی هوایت شد
        ز ناچاری دل خود را گرفتم در بغل بانو (سینا دژآگه)

        الهی بشکند آن بی نمک دستی، که من باشم
        تو رفتی تا شوم مصداق این ضرب المثل بانو (سینا دژآگه)

        به ناچاری خیالت را نشاندم در کنارم تا
        بپاشم در غزلهایم ز دیدارت عسل بانو (علی توکلی)

        ولی شرمنده ام از دل،که افکارت هم جفاکارند
        تو رفتی هم نشینم با رفیقان دغل بانو (علی توکلی)

        دگر صبرم به سر آمد، ز وصل و هجر پی در پی
        نگار ماندگارم شو ، مکن بحث و جدل بانو (سینا دژآگه)

        حسودم،کم محبت کن به نااهلان که آخر سر
        بتارانم رقیبان را ، به یک عکس العمل بانو!! (سینا دژآگه)

        اگر عاشق شوی بامن تو هم امشب،فقط امشب
        میان ما شود صدها غزل رد و بدل بانو (علی توکلی)

        جنون را از من و این بی وفایی از وجود تو
        اگر گیرند،به خلقت شود وارد خلل بانو (علی توکلی)

        مرا منعم مکن از عشق ای شیرین تر ازجانم
        که افتادم به دست خود میان این هچل، بانو (زهرا منصوری)

        و شاید قسمتم بوده که با تو آشنا باشم
        قرارت داده شاید او،برای من اجل بانو (علی توکلی)

        ازاین شهد و شکر کز لب به گوشم ریختی سازد
        شبیه طوطی تاجر مرا آخر کچل بانو (ابوالفضل رمضانی)

        چو من انداختم خود را به زیر پایت ای بانو
        چه فرش خون فشانی شد،ولی تو بی محل بانو (ابوالفضل رمضانی)

        مرا چون برده میگری،دلم را زخم میسازی
        کجایند آن دبیرانِ حقوقی ملل بانو (ابوالفضل رمضانی)

        دلم را میبری هردم،پیاپی عشوه میریزی
        خدایا الامان مارا،مکن بانو،بهل بانو (ابوالفضل رمضانی)

        نمی دانم چرا دایم دل دیوانه می لرزد
        نسازی خانه ی خود را بروی این گسل بانو (زهرا منصوری)

        اگر قصدت نماندن بود و رفتن از دیار ما
        مرا با عهد سر خرمن،چرا کردی مچل بانو؟؟!! (سینا دژآگه)

        ندارم شکوه ای از کس،که تقدیرم بلا خیزست
        تو گویی سهم ما را غصّه کردند از ازل بانو (سینا دژآگه)

        من آدم بودم از اول نهادم تا تو را دیدم
        بهشت و حور زیبا را به پایت از ازل بانو (زهرا منصوری)

        منم رویین تن عشقت اگر زخمم زنی نیکوست
        زجان بگذشته گر خواهی بیایم همچو یل بانو (زهرا منصوری)

        تعجب میکند هرکس مرا از تو جدا دیده
        به حالم گریه میکرده رفیقم در محل بانو (علی توکلی)

        شنیدم در ده بالا شنیده تا غم من را
        ز غصه کوچ کرده لک لک روی دکل بانو (علی توکلی)

        من از نسل دهه شستم،نه اینکه بچه هفتادی
        سرم را میدهم در عشق نه بوس و بغل بانو*** (علی توکلی)

        به لطف تو نصیبم شد چنین آوازه و شهرت
        روایت کرده اند عشقم به جان و دل ملل بانو (حمید رفیعی راد)

        گر آن سوی جهان باشی،ویا در آسمان باشی
        چنان از عشق سرشارم،که آیم تا زحل ..بانو(زهرا منصوری)

        تو شیرینی چو رویایی کجا دست از تو بردارم
        تمام فکر و ذکر من وصال تو گوزل بانو (حمید رفیعی راد)

        اگر در بَر بیایی تو برایت قصّه ها گویم
        زِ عشق نابِ فرهاد زِ شیرین هم متل بانو! (حمید رفیعی راد)

        ***{لازم است عرض کنم من و ابوالفضل دهه هفتادی هستیم.دستتون درد نکنه }



        با تشکر از همه ی سروران عزیزم
        همگی عالی بودند
        علی توکلی
        علی توکلی
        جمعه ۱۶ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۲۸
        درود سینای عزیز
        البته که گرفتاری غلط بکند جلوی شعر را بگیرد

        بنده وا خانم عرفانی گفتیم که شعر رو به صورت پست مجزا منتشر کنیم

        از این رو من تمام ابیات رو دسته بندی کردم و به صورت خصوصی برای خانم عرفانی فرستادم.البته فعلا پاسخی نگرفتم
        ممنونم از زحتی که کشیدید
        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        جمعه ۱۶ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۲۸
        دهه هفتادی
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        جمعه ۱۶ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۴۲
        سلام جناب سینا ممنونم از شما بزرگوار
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۲۱
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۴۰
        بداهه سرایی ادامه دارد

        درود بر دوستان همراه
        جناب دژاگه جنب رمضانی بانو منصوری جناب راد و دیگر دوستان
        بداهه سرایی ادامه دارد
        بانو عرفان بیت جدید رو نوشتند.بنده هم ادامه میدم.منتظر بقیه اششعار هستم

        بانو عرفان
        لحظه ها در انتظار دیدن روی تو بود
        من کزین پس می نشینم با تمام لحظه ها
        علی توکلی
        زندگی در انتظارت سرنوشتی تلخ بود
        لحظه لحظه جان سپردم من به کام لحظه ها

        آخرین شکلی که از طرح نگاهت مانده بود
        در وجودم ثبت شد اما به نام لحظه ها


        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۵۸
        عاشقت بودم ولی انگار یادت رفته بود
        انتظارت سخت،من بدجور رام لحظه ها
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۵۹
        زود باور بودم آن وقتی که گفتی مانده ای
        خام تو بودم و حالا هم که خام لحظه ها
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۰۲
        یکی دیگه
        میزدم هی پشت هم پیمانه از خون جگر
        حال دیگر مست ازمشروب جام لحظه ها
        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۰۶
        درود جناب رمضانی

        عالی

        فکر میکردم زمان گر بگذرد ارام میشوی
        باز هم رودست خوردم ازبی مرام لحظه ها

        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۲۱

        سلام جناب توکلی گرامی

        من بعد از اولین بیت بانو عرفانی یک بیت ارسال کرده بودم و بعد شما این نقد را ارسال کرده اید.
        بعد از نقد شما هم چند بیت دیگر ارسال کرده ام.
        الان که بهم پیام دادید، متوجه نقدتان شدم. ابیاتم را از پایین برایتان کپی و ارسال می کنم:

        سپاس از پشتکار ادبی شما:


        می شمارم لحظه ها را، ازبرای دیدنت
        تا در آغوشت بسازم، اغتنام لحظه ها
        زهرا حکیمی بافقی



        دل بنوشد شور شیرین، با تو از جام جنون؛
        مست گردد عاقبت، جانم ز جام لحظه ها
        زهرا حکیمی بافقی



        عشق تو، شور و عطش، جاری کند در قلب من؛
        شوق گیرد قلبم از شرب مدام لحظه ها...
        زهرا حکیمی بافقی



        نام تو، جاری شده در قلب هر ثانیه ای،
        لحظه لحظه، دل شمرده، اسم و نام لحظه ها...
        زهرا حکیمی بافقی


        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۴۸
        روزو شب ماندم در این ویرانه صد افسوس چرا ؟

        منکه خود افتاده ام عمری به دام لحظه ها
        ارسال پاسخ
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۰۰
        درود بر همه

        میبرد این درد دوری رنگ از روی زمان

        دیدن روی تو باشد التیام لحظه ها
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۱۱
        زندگی را زندگی کردم ولی نه ، مردگی
        من فرو افتاده ام اینگونه کام لخظه ها


        من گرفتار دلم بودم که در زندان تن
        دردو داغ و حسرتم دادند به جام لحظه ها


        این من مجنون صفت تا کی بمانم انتظار

        روزو شب را من چرا باید که رام لحظه ها


        این چه اقبال من دیوانه بوده از ازل
        تا کبوتر بچه ای هردم به بام لحظه ها

        منکه عمری در قفس بودم ندیدم محرمی
        جز غمم آخر که با من هست مدام لحظه ها





        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۱۹
        تبریک به لدهه سرایان عزیز

        گول خوردم،گول این آرامش قبل از نبرد
        بیم باید از هجوم انسجام لحظه ها

        وای بر من تیکه کردم بر وفای عشق تو
        بی خودی دل بسته بودم بر دوام لحظه

        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۲۳

        انتهای راه پیدا بود از اول جان من

        دل گواه این حقیقت روی بام لحظه ها

        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۲۸
        درود بر همه عزیزان

        مشارکت عالیه
        این واقعا لذت بخشه
        ادامه میدیم.زیبایی این نوع مشاعره در اینجاست که وقتی قافیه به تنگ آمد ابیات بسیار جالب و خواندنی سروده خواهد شد

        تقدیم عزیزان


        در خیالاتم چه رویا ساختم با تو که
        تا به سوی امتداد نا تمام لحظه ها

        مرگ امد از نبودت غم بسازد تا مرا
        بر فراموشی سپارد در نظام لحظه ها

        شعر اما دست در نظم طبیعت برده بود
        ثبت باشد نام ما هم در دوام لحظه ها

        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۳۰
        زندگی جنگیست با تقدیر بی مقدار خود
        ضربه پی در پی بزن بر احترام لحظه ها
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۳۳
        همچو گوهر در صدف آسوده بودم ای رفیق
        بی خبر بودم که مردم در کنام لحظه ها


        سعی میکنم تکراری نباشه قافیه ها
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۳۷
        جان من بیمار شد ،در حال مرگ است ای خدا
        لا جرم مسری نماید این جزام لحظه ها
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۰۲

        ساعت پایانی عمرم رسید ای همرهان

        خسته و آزرده جانم از مرام لحظه ها
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۱۲

        تلخ کامی ها اگر بوده حلال عاشقان

        لذت دیدار هم باشد حرام لحظه ها
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۳۶
        دوستان همه عالی

        سر فکندم پیش رو رفتم به سوی سرنوشت
        شهریارم درس داده در مقام لحظه ها

        گفته بودم زندگانی بی تو یعنی مرگ بد
        مرگ تدریجی و غم باانضمام لحظه ها


        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۴۳
        نام ما بود عشرت وکیف از ازل، آخر چه شد؟

        دیدی ای دل عاقبت شد عیش، شام لحظه ها

        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۵۰
        زندگی را تا که هستی ارج وقدرش را بدان

        این سخن باشد گلم، حسن ختام لحظه ها
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۵۱
        درود بانو منصوری
        گنگ تر از قبل خوابم نمی آید که من
        گیر کردم در هجوم هر دیازپام لحظه ها
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۲۸
        سلام جناب توکلی بزرگوار لطف کنید اشعارو جمع آوری کنید این غزل جدید رو ببینید چند بیت شده 9 بیت هست یا نه
        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۳۷
        درود

        حتما بروی چشم
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۴۰
        سلام زنده باشید بزرگوار
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۵۹
        با عرض سلام دوباره خدمت یکایک عزیزان همراه در برنامه بداهه سرایی

        غزل امروز نیز به پایان رسید
        انقدر سرعت سرودن اشعار زیاد بود که در همان ساعات اول قافیه به تنگ آمد.از این بابت خوشحالم .همچنین تعداد افراد شرکت کننده نیز بیشتر شده که این هم باعث خوشحالیه

        بنده با اجازه بانو عرفان ابیات بداهه رو جمع اوری کردم.البته بعضی از اشعار نیاز به ویرایش و بازبینی دارند اما در مقام بداهه باید آسان گرفت
        بنده برای غزل های بعدی پیشنهادی دارم که امیدوارم مورد قبول باشد
        فکر میکنم اگر بداهه سرایی رو قانون مند کنیم جذاب تر خواهد بود.مثلا هرکس تنها یک بیت در مقابل یک بیت دیگر بنویسد.به طور مثال وقتی جناب دژاگه شعری سرودند بنده در پاسخ شعر ایشان یعنی در ارتباط مفهومی شعرشان بنویسم.هرکس میتواند برای همه ی ابیات سروده شده قبل از خود یا حتی یک بیت بداهه بنویسد
        اگر جمع موافق باشند این قانون رو اجرا کنیم

        و اما شعر مشترک

        لحظه ها در انتظار دیدن روی تو بود
        من کزین پس می نشینم با تمام لحظه ها(بانو عرفان)

        زندگی در انتظارت سرنوشتی تلخ بود
        لحظه لحظه جان سپردم من به کام لحظه ها(علی توکلی)

        آخرین شکلی که از طرح نگاهت مانده بود
        در وجودم ثبت شد اما به نام لحظه ها(علی توکلی)

        عاشقت بودم ولی انگار یادت رفته بود
        انتظارت سخت،من بدجور رام لحظه ها(ابولفضل رمضانی)

        زود باور بودم آن وقتی که گفتی مانده ای
        خام تو بودم و حالا هم که خام لحظه ها(ابولفضل رمضانی)

        میزدم هی پشت هم پیمانه از خون جگر
        حال دیگر مست ازمشروب جام لحظه ها(ابولفضل رمضانی)

        فکر میکردم زمان گر بگذرد ارام میشوی
        باز هم رودست خوردم ازبی مرام لحظه ها(علی توکلی)

        می شمارم لحظه ها را، ازبرای دیدنت
        تا در آغوشت بسازم، اغتنام لحظه ها(زهرا حکیمی بافقی )

        دل بنوشد شور شیرین، با تو از جام جنون؛
        مست گردد عاقبت، جانم ز جام لحظه ها(زهرا حکیمی بافقی)

        عشق تو، شور و عطش، جاری کند در قلب من؛
        شوق گیرد قلبم از شرب مدام لحظه ها...(زهرا حکیمی بافقی)

        نام تو، جاری شده در قلب هر ثانیه ای،
        لحظه لحظه، دل شمرده، اسم و نام لحظه ها...(زهرا حکیمی بافقی)

        روزو شب ماندم در این ویرانه صد افسوس چرا ؟
        منکه خود افتاده ام عمری به دام لحظه ها(بانو عرفان)

        میبرد این درد دوری رنگ از روی زمان
        دیدن روی تو باشد التیام لحظه ها(زهرا منصوری)

        زندگی را زندگی کردم ولی نه ، مردگی
        من فرو افتاده ام اینگونه کام لخظه ها(بانو عرفان)

        من گرفتار دلم بودم که در زندان تن
        دردو داغ و حسرتم دادند به جام لحظه ها(بانو عرفان)

        این من مجنون صفت تا کی بمانم انتظار
        (بانو عرفان)روزو شب را من چرا باید که رام لحظه ها

        این چه اقبال من دیوانه بوده از ازل
        تا کبوتر بچه ای هردم به بام لحظه ها(بانو عرفان)

        منکه عمری در قفس بودم ندیدم محرمی
        جز غمم آخر که با من هست مدام لحظه ها(بانو عرفان)

        گول خوردم،گول این آرامش قبل از نبرد
        بیم باید از هجوم انسجام لحظه ها(سینا دژاگه)

        وای بر من تیکه کردم بر وفای عشق تو
        بی خودی دل بسته بودم بر دوام لحظه(سینا دژاگه)

        انتهای راه پیدا بود از اول جان من
        دل گواه این حقیقت روی بام لحظه ها(زهرا منصوری)

        در خیالاتم چه رویا ساختم با تو که
        تا به سوی امتداد نا تمام لحظه ها(علی توکلی)

        مرگ امد از نبودت غم بسازد تا مرا
        بر فراموشی سپارد در نظام لحظه ها(علی توکلی)

        شعر اما دست در نظم طبیعت برده بود
        ثبت باشد نام ما هم در دوام لحظه ها(علی توکلی)

        زندگی جنگیست با تقدیر بی مقدار خود
        ضربه پی در پی بزن بر احترام لحظه ها(سینا دژاگه)

        جان من بیمار شد ،در حال مرگ است ای خدا
        لا جرم مسری نماید این جزام لحظه ها(سینا دژاگه)

        ساعت پایانی عمرم رسید ای همرهان
        خسته و آزرده جانم از مرام لحظه ها(زهرا منصوری)

        تلخ کامی ها اگر بوده حلال عاشقان
        لذت دیدار هم باشد حرام لحظه ها(زهرا منصوری)

        سر فکندم پیش رو رفتم به سوی سرنوشت
        شهریارم درس داده در مقام لحظه ها(علی توکلی)

        گفته بودم زندگانی بی تو یعنی مرگ بد
        مرگ تدریجی و غم باانضمام لحظه ها(علی توکلی)

        نام ما بود عشرت وکیف از ازل، آخر چه شد؟
        دیدی ای دل عاقبت شد عیش، شام لحظه ها(زهرا منصوری)

        زندگی را تا که هستی ارج وقدرش را بدان
        این سخن باشد گلم، حسن ختام لحظه ها(زهرا منصوری)

        گنگ تر از قبل خوابم نمی آید که من
        گیر کردم در هجوم هر دیازپام لحظه ها(علی توکلی)
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۲۴
        سلام جناب توکلی بزرگوار ممنونم از زحمات شما در رابطه با این بداهه

        زنده باشید
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۳۵
        در رابطه با بداهه جدید

        جناب توکلی بزرگوار هر شاعری که یک بیت بنویس



        زخمه های این دلم را می سرایم عاشقانه

        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۴۱
        پاسخ بانو عرفان
        زخمه های این دلم را میسرایم عاشقانه(بانو عرفان)
        از خودم تا آن نگاهت درسلوکی عارفانه(علی توکلی)
        شروع:
        زندگی را باتو میخواهم که امد در دل من
        عشق تو بی زحمت صیاد و صیدو دام و دانه


        دوستان لطف قبل از سرودن شعر قانون جدید رو در نقد بنده مطالعه فرمایید
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۲۳
        جان من نابرده زحمت عشق کی آید به دست

        عشق می سازد هر آنجایی که مهرست آشیانه
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۴۶
        قلب من درانزایی بکشند درهم تو اما
        بی محل بر وحشت تنهایی ویرانه خانه
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۲۴
        درود
        بانو منصوری
        عشق در تقدیر هر کس جا ندارد تاکه آخر
        پیش پاهای غرورش بشکنداو عاجزا نه

        جناب رمضانی
        بی محل بر رنج من خیره بر افکارت شدی که
        می خورد بر پشت قلبم از حضورت تازیانه
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۳۸
        شرح حال من دیوانه بگوید به کوه

        تا بکی شهره شهرم من مجنون صفت افسانه







        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۱۳


        قلب من بس لخت لخت و خون فشان از دوری تو
        کاش میماندی ولی تو ،دور میگشتی ز لانه

        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۲۱
        درود بانو منصوری

        درد من را کوه تنها درک خواهد کرد بانو
        تیشه در دستم بگیرم من بمیرم خسروانه
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۳۹
        درود بر همگی
        ببخشید دو روزه مهمان داریم...وقت هیچ ندارم برای گوشی بدست گرفتن..
        جناب توکلی..

        کوهها را می کَنَم با ناخنِ پُر زخم و خونین
        در فراقت می شمارم زخم ها را دانه دانه
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۴۴
        تیشه نالان گشته از من ناخنم بیچاره خونین
        رحم کن شیرینِ عشقم بر دلم آ بی بهانه
        علی توکلی
        علی توکلی
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۰۸:۰۶
        درود جناب راد حضورتان بسیار ارزشمند است
        ممنونم بابت بداهه ی زیباتون

        آسمان بار امانت را به دوش من سپردست
        عشق را تقسیم کرده بین ما هم عادلانه
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۰۸:۳۰
        کاش آدم دست رد میزد به این بار امانت

        شکوه دارم از مرام آسمان و هم زمانه
        علی توکلی
        علی توکلی
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۳۹
        بانو منصوری

        من تو را در قلب خود پروردمت عشق شاهد
        عاشقت هستم طوافت میکنم من زائرانه
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۳۷
        در طواف دل بمان کانجا خدا رابنگری

        کعبه تنها باشد از او در میان ما نشانه
        ارسال پاسخ
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۳۱
        بانو منصوری

        بر دل ما روی تو چون کعبه ی مقصود باشد
        دل سپردم من به عشقت مثل دریا بی کرانه
        علی توکلی
        علی توکلی
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۳۳
        عذر من رو بپذیزید بابت غیبت امروزم
        محفل بداهه گرم خواهد بود انشالله

        بانو منصوری
        کوچه خالی مطلقا پنجره از عشق پر است
        من،اتاقت،عاشقم با ناله های عابرانه
        علی توکلی
        علی توکلی
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۴۰
        جناب راد

        مقصدم از عشق و معبود و غزلها ی غم انگیز
        عشق پاک است و وجودتعاری از غم در میانه
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۴۸
        یه روز نبودیما!!،ماشاالله قافیه ها رو تموم کردید!!!!

        جناب توکلی
        در نگاه پنجره ، عشق تو را پیدا نمودم
        بی وفا آن را شکستی با سکوتی عامدانه
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۵۲
        ""مقصدم از عشق و معبود و غزلها ی غم انگیز""
        ""عشق پاک است و وجودتعاری از غم در میانه""

        جناب توکلی
        یا اگر هم عشق من بدتر بود کفر ملحد
        دوستت دارم عزیزم تا قیامت کافرانه
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۵۵
        گر زمین و آسمان با ما به کین بر خاست روزی
        آتشی می افکنم در چرخ گردون محرقانه(سوزاننده)
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۰۰
        ""قلب من بس لخت لخت و خون فشان از دوری تو"
        ""کاش میماندی ولی تو ،دور میگشتی ز لانه""

        در جواب جناب رمضانی:

        سر دهد آواز تلخی را به قلبم هجر رویت
        غصه ی دوران مزید علت و چنگ و چغانه
        علی توکلی
        علی توکلی
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۵۱
        به به
        سلام سینا جان
        پسر طوفانی اومدی...
        آفرین

        به قول خودت قافیه تموم شده.البته وزن هم یه مقدار دست و پا گیر و طولانیه.
        کافرم من تا قیامت شک نکن رب جنونم
        با جنون در بند زلفت زنده ام من ملحدانه

        کاش میماندی ببینی بعد ان کینه ورزی ها
        بوی بارانی شدم مثل حضورت آسمانه

        آسمانه!!!!خخخخخ وای از دست قافیه ی تنگ

        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۰:۳۴
        جناب توکلی..

        با تو من معنا گرفتم در کنارت سرفرازم
        بی تو من هیچم و پوچم چون درختی بی برانه!(امان از تنگی قافیه!)

        میوه ی عشقم تو باشی اِی عسل شیرین ترینی
        کاش باشی بر درختِ عشقِ من چون نوبرانه
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۰۴
        درود جناب راد


        فکر میکنم باید غزل رو تموم کنیم


        نوبری اورده ام از جنس دل تقدیم تو باد

        اخرین بیت غزل تقدیمتان باشد عاصیانه
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۱۳
        سلام بر همه ی دوستان ناب

        ابتدا تشکر میکنم ازسید بزرگوار مدیر محترم سایت استاد حاج فکری ارجمند

        که مکانی امن و آرام رابرای شاعران فراهم نمودند وهمچنین حمایتی

        که از بداهه سرایان کردند

        واز بانو عرفانی عزیزهم کمال تشکر را دارم

        که پست بداهه را رهبری میکنند

        واز همه ی شاعرانی که این بداهه سرایی را همراهی میکنند متشکرم
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۲۳
        درود بر شما بانو منصوری بزرگمهر

        خواهش میکنم در کامنت نقد آخر بنده قانون جدید رو مطالعه کنید و بداهه جدید که شروع کردیم رو ادامه بدید
        ارسال پاسخ
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۳۰
        اگر برق قطع نشه در خدمت هستم

        مدتیه برق منطقه قطع میشه
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۲۷
        سلام زهرا جان ممنونم از شما و از بداهه سرایی های زیبایتان

        بزرگوارید شما زنده باشید
        ارسال پاسخ
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۰۸:۳۸
        سلام بانو عرفانی ارجمند من هم از شما ممنونم

        بابت این پست زیبا که همه را به ذوق آورده
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۱۵
        پست ویژه بداهه سرایی
        لطفا شرکت کنید

        درود بر دوستان عزیزم بداهه سرایان همراه
        غزل با مطلع قبلی کمی سخت بودچه از نظر قافیه و چه از نظر وزن

        زخمه های این دلم را میسرایم عاشقانه(بانو عرفان)
        از خودم تا آن نگاهت درسلوکی عارفانه(علی توکلی)
        زندگی را باتو میخواهم که امد در دل من
        عشق تو بی زحمت صیاد و صیدو دام و دانه(علی توکلی)
        جان من نابرده زحمت عشق کی آید به دست
        عشق می سازد هر آنجایی که مهرست آشیانه(زهرا منصوری)
        قلب من درانزایی بکشند درهم تو اما
        بی محل بر وحشت تنهایی ویرانه خانه(ابولفضل رمضانی)
        عشق در تقدیر هر کس جا ندارد تاکه آخر
        پیش پاهای غرورش بشکنداو عاجزا نه(علی توکلی)

        بی محل بر رنج من خیره بر افکارت شدی که
        می خورد بر پشت قلبم از حضورت تازیانه(علی توکلی)
        شرح حال من دیوانه بگوید به کوه
        تا بکی شهره شهرم من مجنون صفت افسانه(بانو عرفان)
        قلب من بس لخت لخت و خون فشان از دوری تو
        کاش میماندی ولی تو ،دور میگشتی ز لانه(ابولفضل رمضانی)
        درد من را کوه تنها درک خواهد کرد بانو
        تیشه در دستم بگیرم من بمیرم خسروانه(علی توکلی)
        کوهها را می کَنَم با ناخنِ پُر زخم و خونین
        در فراقت می شمارم زخم ها را دانه دانه(حمید رفیعی راد)
        تیشه نالان گشته از من ناخنم بیچاره خونین
        رحم کن شیرینِ عشقم بر دلم آ بی بهانه(حمید رفیعی راد)
        آسمان بار امانت را به دوش من سپردست
        عشق را تقسیم کرده بین ما هم عادلانه(علی توکلی)
        کاش آدم دست رد میزد به این بار امانت
        شکوه دارم از مرام آسمان و هم زمانه(زهرا منصوری)
        من تو را در قلب خود پروردمت عشق شاهد
        عاشقت هستم طوافت میکنم من زائرانه(علی توکلی)
        در طواف دل بمان کانجا خدا رابنگری
        کعبه تنها باشد از او در میان ما نشانه(زهرا منصوری)
        بر دل ما روی تو چون کعبه ی مقصود باشد
        دل سپردم من به عشقت مثل دریا بی کرانه(حمید رفیعی راد)

        کوچه خالی مطلقا پنجره از عشق پر است
        من،اتاقت،عاشقم با ناله های عابرانه(علی توکلی)

        مقصدم از عشق و معبود و غزلها ی غم انگیز
        عشق پاک است و وجودتعاری از غم در میانه(علی توکلی)
        در نگاه پنجره ، عشق تو را پیدا نمودم
        بی وفا آن را شکستی با سکوتی عامدانه(سینا دژاگه)
        ا اگر هم عشق من بدتر بود کفر ملحد
        دوستت دارم عزیزم تا قیامت کافرانه(سینادژاگه)
        گر زمین و آسمان با ما به کین بر خاست روزی
        آتشی می افکنم در چرخ گردون محرقانه(سینا دژاگه)
        سر دهد آواز تلخی را به قلبم هجر رویت
        غصه ی دوران مزید علت و چنگ و چغانه(سینا دژاگه)
        کافرم من تا قیامت شک نکن رب جنونم
        با جنون در بند زلفت زنده ام من ملحدانه(علی توکلی)

        کاش میماندی ببینی بعد ان کینه ورزی ها
        بوی بارانی شدم مثل حضورت آسمانه(علی توکلی)
        با تو من معنا گرفتم در کنارت سرفرازم
        بی تو من هیچم و پوچم چون درختی بی برانه(حمید رفیعی راد)

        میوه ی عشقم تو باشی اِی عسل شیرین ترینی
        کاش باشی بر درختِ عشقِ من چون نوبرانه(حمید رفیعی راد)
        نوبری اورده ام از جنس دل تقدیم تو باد
        اخرین بیت غزل تقدیمتان باشد عاصیانه(علی تکلی)

        به هر حال شعر هم سروده شد و فکر میکنم برای نشاط بیشتربهتره که شعر جدید شروع کنیم از همه عزیزان حاضر وآنلاین خواهش میکنم شرکت کنید حتی به اندازه ی یک بیت

        با اجازه بانو عرفان و دیگر دوستان بداهه سرا این مطلع رو بنده تقدیمتون میکنم

        دل من با دل تو قصه ی پنهان دارد
        دل مجنون شده ام عزم بیابان دارد

        انشالله غزلی پرنشاط خواهیم داشت
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۲۶
        دل من تنگ تو وبی خبری ازمن ودل
        تونباشی غزلم دردفراوان دارد

        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۲۷



        دل من تنگ تو وبی خبری ازمن ودل
        تونباشی غزلم دردفراوان دارد

        جمیله عجم (بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۴۱
        درود بر بانوی واژه ها
        بسیار زیبا

        غزلم بی تو شبیه سر بی سامان است
        تو که باشی غزل من سر وسامان دارد
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۰۴
        تو که باشی همه جا نغمه ی شادی برپاست

        باغ شعر و سخنم مرغ غزلخوان دارد
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۳۵

        پاسختان

        و تو بازامدی و دل به غزلخوانی رفت
        عاشقت شد دلو این راز نمایان دارد
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۰۸
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۰۹
        عشق فاش است وبه رسوایی ما دل بسته

        این چه دردیست که مجنون پریشان دارد

        ارسال پاسخ
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۴۹
        بانو منصوری
        دل من خانه ی عشق تو شود قابل اگر می دانی
        بی تو هم ای دل من خا نه ی ویران دارد
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۲۱

        منم آن آدم خودساخته کز درد پر است

        روزگاریست غمی در دلم اسکان دارد
        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۳۵
        درود

        گرچه ویرانه ترین ادم این شهر منم
        غم تو جای در این خانه ی ویران دارد
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۳۰
        درود به همگی

        جناب توکلی
        وَ هنوز این دلِ بم گشته ی ما در غمِ توست
        زیرِ آوار نظر بر رُخِ جانان دارد!

        گمانم خانم عرفان بداهه رو گم کردن!پایین تر گله از کم کاری دارن،در حالیکه روزی یکی دو غزل داره کامل میشه
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۳۳
        جناب توکلی برای جلوگیری از پراکندگی،ب نظرم پست رو هر روز بعد از تکمیل غزل،تغییر بدین و پست جدید بذارین،تا صفحه هم شلوغ نشه و گم نکنیم ادامه ی بداهه رو
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۳۸
        سلام ودرود بر همه

        با نظر جناب رفیعی موافقم


        غم چنان آمده تا ساحل آرامش من

        که شب وروز دل خسته نگهبان دارد



        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۰۱
        درود بر جناب راد و بانو منصوری

        البته بنده مکاتباتی با خانم عرفانی داشتم ایشون نطرشون بود که همه بداهه ها به پایین پست بره.اما نظر جناب راد هم فکر خوبی.تا فردا که بنده دسترسی به کامپیوتر داشته باشم صبر کنیم تا فکری کنیم.البته بنده هم یکی مثل دیگر اعضا هستم و این مست با ارزش متعلق با بانو عرفان است و بنده هم گوش به فرمان
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        حمید رفیعی راد (کوروش راد)
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۰۴
        بانو منصوری...

        وَ نگهبانی که خوابیده و دل بیدار است!
        سرِ این قصّه ی عشق دلم عصیان دارد
         موسی عباسی مقدم
        موسی عباسی مقدم
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۰۹
        باسلام خدمت بانو عرفانی
        بی تو نورتازه خورشید نیست
        در بیابن سایه یک بید نیست
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۳۱
        سلام استاد بزرگوارید ممنونم از شما



        تا در این بیغوله می نالم همه شب تا سحر

        مونس من این غم است آخر خدارا شاهدی


        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۴۷
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۰۶
        زیباااااااست ..حضرت استادم...........

        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۵۵
        ارسال پاسخ
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۰۴

        چه میگویی به من ساقی که غم بگذار و می بردار

        دلم شد خانه غمها ز دست دلستان امشب

        سلام بانوی ارجمند

        ممنون از پست بداهه سرایی

        کار بسیار ارزشمندیست

        پیروز باشید

        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۵۹
        سلام بزرگوارید شما ممنونم زنده باشید و سلامت


        بس کن ای دل که ندارم قراری امشب

        چکنم تا به سحر دیده ی من گریان است

        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۰۶

        زیبااااااست....
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۵۵
        ارسال پاسخ
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۲۳
        تو قرار دل خود را ز خداوند بگیر

        فرصتی نیست که تردید کنی، پند بگیر
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۰۶

        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۵
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۴۷
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        يکشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۳۸
        سلام حضور استاد بانو عرفانی
        .........‌.‌‌‌‌.....................................

        عشق همسایه ی دیوار به دیوار دل است
        مشکلی نیست گهی سرزده مهمان گردد


        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۱۷
        سلام استاد رفیعی

        ممنونم از شما بزرگوار

        در دلم غم کرده لانه مرحبا بر این غمم

        او که نگذار مرا تنها به یکدم روزو شب
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۱۸
        ارسال پاسخ
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۴۴
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۰۷
        حضرت استادم.....زیباااااااست....

        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۵۶
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        يکشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۱۳
        سلام بر بانو عرفانی

        من و از تو و چشمت سروده ام باران
        بمان کنار دلم بمان بمان ای جان
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۲۵
        سلامجناب رمضانی

        ممنونم از شما بزرگوار

        نباشم من در این محفل چو شمعی تا سحر سوزم

        بدنبال دلم هرشب روم تا تا ناکجا آباد
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۲۵
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۰۷

        مرحباااااااا.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۵
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۵۶
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        يکشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۰۲
        سلام بر بانو عرفانی و دوستان عزیزم
        ........................................
        ننگ است اگر بگویم این بار
        از هجر تو می شوم نگونسار

        من قطع امید کردم از تو
        ای مونس جان خدانگهدار
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۳۲
        سلام جناب سینا
        ممنونم از شما بزرگوارید

        ره عشق و جنون از سر بگیرم من غزل بانو

        خدارا شاهدی عمری در این ره مانده ام اما
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۳۲
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۰۸
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۵
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۴۶

        از چشم سیاهت نظری نیست که نیست
        زان عشق دمادم خبری نیست که نیست
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۳۷
        سلام بزرگوار ممنونم بسیار زیبا

        تا در این وادی عشق تو گرفتار شدم
        شهره ی شهرم و آواره ی هر انجمنم
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۰۸
        زیبااااااست....
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۵
        ارسال پاسخ
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۰۹:۴۵
        مائیم و بیتی از غزل ، کز عشق باید کرد حذر
        ماندی به پایش سوخته ایی ، بگذار و از آن در گذر...


        درود بر بانوی عرفانی سایت حناب استاد بانو عرفانی
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۴۲
        سلام استاد بزرگوار ممنونم از شما جناب سیاوش

        ره به جایی نمیبرد این دل
        عمر خود بیهوده می کند باطل
        ارسال پاسخ
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۰۸


        مانا باشی بانوی
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۷
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۵
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۵
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۵
        ارسال پاسخ
        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۰:۴۱
        سلام خانم عرفانی

        دلم تنگ است مثال یک قناری در قفس
        می زند تاپ تاپ ندارد یک نفس
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۷
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۴
        زیبااااااست....نازنین م....
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۴
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۴۹
        سلام بزرگوار

        ممنونم از شما

        سراهی وار میگریم از این بخت سیاه خود

        فلک زد پشت پایی بر بساطم دربدر گشتم
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۷
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۴
        ارسال پاسخ
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۴۹

        سر عشق تو بلوایی است بر پا

        میان عقل و دل ماندم پریشان
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۰۱
        ندارم چاره ای جز انتظار هر شب و روزم

        خدارا هر دمادم منکه میمیرم از این ماندن
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۷
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۴
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۴
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۵۶
        با سلام حضور تک تک شاعران محترم

        ممنون و سپاسگذارم از شما

        که همراهی کردید و ممنون از خانم عجم عزیزم

        بزرگواران اشعاری رو که اینجا ثبت میکنید برای خودتون هم بردارید

        داشته باشید این موهبت الهی را که خداوند به ودیعه برای ما گذاشته

        باید سپاسگذار باشیم که هستیم

        زنده باشید وهمچنان بسراید

        با سپاس از همه عزیزانم


















        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۷
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۴
        خسته نباشید.....نازبانویم.....
        خدا قوت........



        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۴
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۱۲
        در قدح مستغرقم کن ساقی سیمینه ساق
        باده و مستی مگر کاهش دهد درد فراق
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۳
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۴
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۳۱
        قرار اما ندارم بیقرارم دلی شوریده و دیوانه دارم

        ز هجران دل مجنون شیدا به ویرانه نباشد مرحمی را

        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۳
        شعرهای زیبایی دارید ...استاد بانویم(استاد عرفانی)......

        ارسال پاسخ
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۵۶


        ای کاش جای قرص و دواهای مختلف
        یک قرص عشق دکتر تو نسخه کرده بود



        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۰۰
        داد از غم تنهایی و این حسرت دیدار
        تا کی بنشینم من دیوانه ی بیمار

        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۷
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۴
        ارسال پاسخ
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۱۲
        یا آنکه به تیماری این دل مضطرب
        مه روی چون تویی را پرستار کرده بود
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۷
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۱
        درودتان ......مهربان استادم.....زیباااااااااست....


        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۳
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۳۰
        سلام استاد سیاوش بزرگوار

        در دلم بود که یاری کنم هردم با تو

        ولی افسوس که اغیاری نبودی یارم
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۲۸
        روز و شب کنار سفرۀ ، تنها یی
        جز هوای تو ،، نبوده است کارم

        درود استادم
        از اینکه دوباره این پست ناب را راه اندازی و مدیریت کردید ، سپاسگزارم بانو
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۵۷
        سلام استاد بزرگوارید ممنونم از شما

        مرا این درد بی درمان که دل آورده است روزم
        بنالم هر شبی را تا سحرگاهان ز دست او




        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۵۷
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۷
        خوش امدید
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۳
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۴۲
        دیر ست با زمانه ، هم سو شدی عزیزم
        اما من عاشق تو ، از خلق می گریزم
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۵۸
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۳
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۵۱
        من از فراق این دل تا کی بسوزم ای یار

        شد از قفس خدارا در آن قفس دل من

        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۳۱
        میسوزم از فراقت ، در آتش جدایی
        دلخوش به آب و دانه ، از دست تو ،دل من

        درود بانو ، زیبا سرودید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۳
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۰۴
        سلام بزرگواران ممنونم از شما

        اشعارتون بسیار بسیار زیباست

        موفق باشید

        :

        2:
        باقر رمزی ( باصر )
        باقر رمزی ( باصر )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۰۷
        من ندا و او ندا و ما ندا جانان ندا
        یا ندا خامش شود یا می کشد سلطان ندا
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۳۷
        خوش امدید
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۱
        درووووود.....حضرت استادم...زیباااااااااست....

        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۳
        ارسال پاسخ
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۰۷
        ندیدی فتنه را آیا مگر تو
        فزون کردند بیداد ای داد
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۰
        درووووووود ......حضرت استادم...مرحبااااا....

        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۳
        ارسال پاسخ
        باقر رمزی ( باصر )
        باقر رمزی ( باصر )
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۳۷
        سلام و درود بزرگوار
        تنها یک تفاوت دیدگاه است و بس
        من دستبوسم استاد
        ارسال پاسخ
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۱۷
        سلام و عرض ادب استاد
        حضرتعالی بزرگوارید و بزرگ منش
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۲۲
        داد دلم بگیرم آخر زچرخ گردون

        با من ستم نموده باید ستم ببیند
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۴۹
        درودتان ......زهرا جانم...عزیزدلم..........زیباااااااااست....


        ارسال پاسخ
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۲۰
        بهار آمد به باغ شعر و عرفان

        شود چشم بد از سیمای دور

        سلام بهارک عزیزم
        این بداهه تقدیم به شما
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۲۷
        سپاسگزارم .....خواهر عزیزم..... دوستت داااارم.....
        به به ....چه بداهی زیبایی در وصف این حقیر سرودید......
        مانا باشید......در پناه ایزد یکتا....

        پاییز زیبا نیست...
        تو
        در پاییز زیبایی........بهارک (دختر پاییز)تقدیمت...نازنین م...
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۳
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۳۳
        دین و دل بردی ز من،زان روست گشتم بی قرار

        عاقبت عشقت مرا رسوای رسوا می کند
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۴۹
        درودتان ......برادرمهربانم.....زیباااااااااست....


        ارسال پاسخ
        زهرا منصوری
        زهرا منصوری
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۸:۱۲
        دانه ی مهرتو را تا در دل خود کاشتم

        اشکهایم پای دل هرشب به امداد آمدند

        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۲
        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۴۸
        درودتان..
        استاد بانو عرفانیِ عزیزم....
        خدا قوت.....

        خسته نباشید به شما و مهربانوی عزیزم....(بانوی واژه ها)....
        تشکر میکنم به خاطر پست بسیارررر زیبایتان.....
        مانا باشید..
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۲
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۲۳
        سلام بهارک عزیزم

        دختر مهربون خودم

        ممنونم از اینهمه لطفی که شما به من داری بزرگوار

        و ممنون از زخمات بیدریغ شما دختر گلم زنده باشی و سلامت عزیزمی

        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۵۹
        سپاسگزارم.....مهربانم(استاد بانویم خانم عرفانیِ)عزیزم.......
        شاگرد و کوچیکِ شما هستم.......دوستتان دارم....


        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۵۹
        در دیاری این چنین دلگیر و تار و سوت و کور
        دشت عیش و نور حق،آواز گنجشکان تویی
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۲


        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۵۷
        : زیبااااست...............

        ارسال پاسخ
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۰۱


        خسته نباشید بانوی واژه های عزیزم.............

        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۱۸
        سلام به اساتید و شاعران ارجمند ممنون و سپاسگذارم از همه شما عزیزانم

        بسیار بسیار زیبا سرودید آفرین بر همه سرورانم زنده باشید و همچنان

        بسراید

        از جناب سیاوش بزرگوار تشکر ویژه دارم بخاط هم بداهه سرایی قبل که واقعا

        سنگ تموم گذاشتن واشعار زیبایی را سرودن و هم این بداهه ولی استاد

        این بارو کم لطفی کردن اثر کمی از ایشون داریم

        امیدوارم همکاری بفرمایند


        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۲۰
        بگذار به پای دل بیمار و اسیرم
        کز درد فراق، کرده زمینگیر و پیرم
        فکرم شده درگیر ، بزخم‌دل ریشم
        ورنه به سرای تو ، همان خادم پیشم

        من در خدمتم بانو عرفان عزیز
        ارسال پاسخ
        امیر ابوالفتحی
        امیر ابوالفتحی
        چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۱۸
        منم مجنون و سرگشته ندارم جز خیال تو به فکر چاره ای هستم که باز گردانمت امشب
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        پنجشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۲۱
        سلام جناب ابوالفتحی بزرگوارید شما ممنونم

        باز امشب لیلی آواره ام در کوه و دشت

        تا بکی باید بگردم من بدنبال دلم




        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        جمعه ۱۶ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۴۰
        با سلام حضور جناب آقای توکلی بزرگوار ممنونم از شما زنده باشید و سلامت


        ز دست این دل دیوانه ام امشب جنون دارم
        کجا باید روم دنبال او امشب غزل بانو(بانو عرفان)


        شروع فاجعه در من نگاه سرد وتلخت بود
        نشستم تا بسازم من برای تو علل بانو (علی توکلی)

        پریشب جان غمگینم هوایی هوایت شد
        ز ناچاری دل خود را گرفتم در بغل بانو(سینا دژاگه)

        لهی بشکند آن بی نمک دستی، که من باشم
        تو رفتی تا شوم مصداق این ضرب المثل بانو(سینا دژاگه)

        به ناچاری خیالت را نشاندم در کنارم تا
        بپاشم در غزلهایم ز دیدارت عسل بانو(علی توکلی)

        ولی شرمنده ام از دل،که افکارت هم جفاکارند
        تو رفتی هم نشینم با رفیقان دغل بانو(علی توکلی)

        دگر صبرم به سر آمد، ز وصل و هجر پی در پی
        نگار ماندگارم شو ، مکن بحث و جدل بانو(سینا دژاگه)

        حسودم،کم محبت کن به نااهلان که آخر سر
        بتارانم رقیبان را ، به یک عکس العمل بانو!!(علی توکلی)

        جنون را از من و این بی وفایی از وجود تو
        اگر گیرند،به خلقت شود وارد خلل بانو(علی توکلی)

        مرا منعم مکن از عشق ای شیرین تر ازجانم

        که افتادم به دست خود میان این هچل، بانو(زهرا منصوری)

        و شاید قسمتم بوده که با تو آشنا باشم
        قرارت داده شاید او،برای من اجل بانو(علی توکلی)

        زاین شهد و شکر کز لب به گوشم ریختی سازد
        شبیه طوطی تاجر مرا آخر کچل بانو (ابولفضل رمضانی)

        چو من انداختم خود را به زیر پایت ای بانو
        چه فرش خون فشانی شد،ولی تو بی محل بانو(ابولفضل رمضانی)

        مرا چون برده میگری،دلم را زخم میسازی
        کجایند آن دبیرانِ حقوقی ملل بانو(ابولفضل رمضانی)

        دلم را میبری هردم،پیاپی عشوه میریزی
        خدایا الامان مارا،مکن بانو،بهل بانو(ابولفضل رمضانی)

        نمی دانم چرا دایم دل دیوانه می لرزد
        نسازی خانه ی خود را بروی این گسل بانو(زهرا منصوری)

        اگر قصدت نماندن بود و رفتن از دیار ما
        مرا با عهد سر خرمن،چرا کردی مچل بانو؟؟!!(سینا دژاگه)

        ندارم شکوه ای از کس،که تقدیرم بلا خیزست
        تو گویی سهم ما را غصّه کردند از ازل بانو(سینا دژاگه)

        من آدم بودم از اول نهادم تا تو را دیدم
        بهشت و حور زیبا را به پایت از ازل بانو(زهرا منصوری)

        منم رویین تن عشقت اگر زخمم زنی نیکوست
        زجان بگذشته گر خواهی بیایم همچو یل بانو(زهرا منصوری)

        تعجب میکند هرکس مرا از تو جدا دیده
        به حالم گریه میکرده رفیقم در محل بانو(علی توکلی)

        شنیدم در ده بالا شنیده تا غم من را
        ز غصه کوچ کرده لک لک روی دکل بانو(علی توکلی)

        من از نسل دهه شستم،نه اینکه بچه هفتادی
        سرم را میدهم در عشق نه بوس و بغل بانو(علی توکلی)

        به لطف تو نصیبم شد چنین آوازه و شهرت
        روایت کرده اند عشقم به جان و دل ملل بانو(حمید رفیعی راد)

        گر آن سوی جهان باشی،ویا در آسمان باشی
        چنان از عشق سرشارم،که آیم تا زحل ..بانو(زهرا منصوری)

        تو شیرینی چو رویایی کجا دست از تو بردارم
        تمام فکر و ذکر من وصال تو گوزل بانو(حمید رفیعی راد)

        اگر در بَر بیایی تو برایت قصّه ها گویم
        زِ عشق نابِ فرهاد زِ شیرین هم متل بانو!(حمید رفیعی راد)


        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        جمعه ۱۶ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۲۲
        سلام ممنونم از همه عزیزانم اشعار بسیار زیبایی سرودید

        غزل بعدی

        لحظه ها در انتظار دیدن روی تو بود

        من کزین پس می نشینم با تمام لحظه ها

        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۰۲
        سلام
        باز هم ایام به کام ما نشد
        زندگی از ما گذشت با ما نشد
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۱:۱۲
        سلام بزرگوار ممنونم از شما بسیار زیبا

        دل که در کنج قفس عاشق و شیدا شده است

        هر دمی را به قرار دل خود میماند

        ارسال پاسخ
        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۰۴
         موسی عباسی مقدم
        موسی عباسی مقدم
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۰۵
        سلام بزرگوار
        دانی که سخت باشد دندان قروچه کردن
        از درب منزلی هی سر توی کوچه کردن
        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۱۴
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۵۴
        سلام بسیار بسیار زیبا

        ممنونم

        روزو شب ماندم در این ویرانه صد افسوس چرا ؟

        منکه خود افتاده ام عمری به دام لحظه ها

        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۲:۵۸
        درود بانو عرفان
        خواهش میکنم برای جلوگیری از پراکندگی ابیات اشعار رو بالا زیر نقد من بنویسیم
        ارسال پاسخ
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۰۳
        گر که معشوقم نباشد، یاور و همراه من
        چشم درراهش نشینم در شکار لحظه ها


        درود بانو عرفان عزیز
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۰۷
        درود
        لطفا شعرتون را بالا کنار بقیه ی اشعار بنویسید
        ارسال پاسخ
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۳۰
        سلام جناب توکلی


        در سرای مهر ، بانوعرفان ...
        اشعار گم و پراکنده نمیشوند....


        نگران نباش دوست عزیز
        علی توکلی
        علی توکلی
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۳۸
        درود و عرض ادب جناب سیاوش

        ما جوان های بی حواس امروزی خودمون رو هم گم میکنیم چه برسه به ابیات
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۲۳

        بانوی من گلایه کردی از کمرنگی حضورم...

        بگذار به پای دل بیمار و پریشم
        کز درد فراق، کرده گرفتار به خویشم
        فکرم شده درگیر ، بزخم‌دل ریشم
        ورنه به سرای تو ، همان خادم پیشم

        من در خدمتم بانو عرفان عزیز
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۴۳
        سلام استاد ارجمند جناب سیاوش بزرگوار بله ممنونم از شما و از اشعار

        زیبای شما شرمنده میفرماید استاد

        من از داغ فراق میسوزم آخر همچنان بانو

        ببر خاکسترم طوفان نماند گردی از این دل



        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۳۵
        چنان سوزم ، چنان سازم ،من از جور و جفای تو
        که جز خاکستری بر جا نماند ، دیگر از این دل
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۲۵
        سلام استاد ممنونم

        لحظه ای آید که دیگر من نباشم در قفس
        او که زد تیر جفا بر قلب زارم شد دلم


        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۲۲

        درود بانو عرفان
        شعرهایتان بوی دلتنگی میدهد، انشاالله دلگرم باشید

        تا کی اسیر و درقفس، باشد دلم بی همنفس
        یک شب منم نیت به صید قلب صیاد میکنم
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۱۳
        سلام استاد ممنونم از شما زنده باشید

        مانده ام بیغوله هر شب تا سحرنجوا کنم

        کاش فردایی نبود در کوچه باغ زندگی



        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۱۲
        سلام

        حضور عزیزان و همراهان مشاعره بداهه

        از همه سرورانم ممنون و سپاسگذارم

        اشعارتون بسیار بسیار بسیار زیبا ست خسته نباشید زنده باشید و همچنان

        بسراید
        و اما اشعار بداهه امروز


        در دلم از غم ایام که بسته است پینه

        فلک آخر زده قرعه شده اینگونه چرا ؟




        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۲۲
        دست تقدیر قلم زد به پیشانی من

        همه از داغ فراق و غم و حسرت اما

        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۱۲
        قصه ی لیلی و مجنون اگر ما خواندیم

        خود که عاشق تر از آنیم که وصفش آیا

        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۲۲
        سلام به همه عزیزانم نمیدونم چرا کم لطفی میکنید

        بزرگواران

        من در چندین سایت مشاعره داشتم سالها

        مشاعره باید مرتب بدون فاصله زمانی باشد اگر شما عزیزان خسته شدید

        شاعران دیگری قبول زحمت کنن من مجدد از همه شما اساتید و شاعران

        گرامی تشکر میکنم

        زنده باشید سلامت



        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۴۰
        غل و زنجیر به پایم همه تاریکی محض

        لحظه لحظه که در اندیشه من بود اما



        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۱۲
        سلام خانم حکیمی بزرگوار بسیار زیبا آفرین بر شما و اشعار زیباتون

        احساسی عاطفی سرودید

        برقرار باشید

        کپی کنید برای خودتون هم بردارید


        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۲۱:۱۸
        سلام باتوی نازنینم.
        چشم
        سپاس از این پست واقعا زیبا و مفید
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۴۷
        سلام بزرگوارید شما

        زنده باشید و سلامت


        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۳:۴۳
        سلام

        بداهه بعدی

        اگردارالجنونم می برند امشب به جرم عاشقی بانو

        چه باکم باشد آخر منکه خود دیوانه ای بودم

        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۳۶
        درود بر شما
        مناسفانه در بداهه ها اختلال ایجاد شد
        شمت تشریف نداشتید بنده جسترت کردم و بالا بداهه شروع کردم.
        هر کدوم رو صلاح میدونید حذف کنید
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۵۰
        سلام جناب توکلی اشکالی نداره هردو را بداهه قرار میدهیم و ادامه
        میدیم

        ممنونم از شما بزرگوار ولی من پیدا نکردم اگر ممکنه شما بیارید اینجا



        علی توکلی
        علی توکلی
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۳۶
        بالای بالا زیر آخرین نقد من
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۵۳
        سلام
        خانم حکیمی عزیزم کار بسیار خوبی کردید با این اشعار بسیار بسیار زیباتون

        ادامه بدهید

        ممنونم

        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۸:۴۶
        سلام بانو عرفان چهار بیت پایان شعرم هم فرستادم.

        باز هم بی کران سپاس از این پست زیبا و مفید
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۶:۰۴
        در این ویرانسرا هر شب بنالم تا سحرگاهان

        به گرد شمع او هر لحظه را پروانه ای بودم

        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۳۵
        اگر چه رفته ام از چشم زیبای فریبایش
        ولی روزی منم در چشم او ، دردانه ای بودم
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۵۶
        سلام اسناد ممنونم از شما بسیار زیبا

        کنار لحظه ها من می نشیم تا که شاید لحظه ای آید
        رود جان‌ من از تن لیلی افسانه ای بودم
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۳۹
        :30 :
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۲۳
        سلام بزرگوارید شما بسیار هم عالی ممنونم زنده باشید


        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۱۹:۳۷
        آفرین به خانم حکیمی عزیزم

        غزل بعدی

        نباشم من در این محفل چو شمعی تا سحر سوزم

        بدنبال دلم هرشب روم تا تا ناکجا آباد

        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۵۴
        شوم پروانه بر گردت، بگردم ، در تمام شب
        بسوزم بال خود ، شاید شود این دل بتو آباد

        درود بانو عرفان
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۲۵
        کنون دیگر نمانده بال پروازی و من خسته
        دویدم تا که شاید ، دل رسد کنج خراب آباد
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۴۱
        سلام استاد بزرگوار ممنونم

        من عاشق من خسته من دیوانه ی مجنون
        شکسته بال پروازم نمیدانی که آن صیاد
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۰۶:۴۰
        بفکر صید او بودم که در دامش بیفتادم
        زدست دیده ودل میکنم هر لحظه من فریاد...‌

        مانا باشی بانو
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۰۹:۱۶
        سلام
        ممنونم استاد زنده باشید

        ندارم طاقتی دیگر که در کنج قفس جانا

        اسیر دست صیادم چه سازم هر چه باداباد

        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۰۹:۳۷
        ندارم غیر غم محرم خدارا من در این وادی

        ز ظلم و جور او هردم چرا باید زنم من داد

        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۰۹:۳۸
        با تشکر از استاد سیاوش بزرگوار


        نباشم من در این محفل چو شمعی تا سحر سوزم
        بدنبال دلم هرشب روم تا تا ناکجا آباد (عرفانی)
        شوم پروانه بر گردت، بگردم ، در تمام شب
        بسوزم بال خود ، شاید شود این دل بتو آباد( استاد سیاوش)
        کنون دیگر نمانده بال پروازی و من خسته
        دویدم تا که شاید ، دل رسد کنج خراب آباد (استاد سیاوش
        من عاشق من خسته من دیوانه ی مجنون
        شکسته بال پروازم نمیدانی که آن صیاد (عرفانی)
        بفکر صید او بودم که در دامش بیفتادم
        زدست دیده ودل میکنم هر لحظه من فریاد...‌( استاد سیاوش)
        ندارم طاقتی دیگر که در کنج قفس جانا
        اسیر دست صیادم چه سازم هر چه باداباد (عرفانی)
        ندارم غیر غم محرم خدارا من در این وادی
        ز ظلم و جور او هردم چرا باید زنم من داد (عرفانی)

        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۰۹:۴۹
        سلام بر همه عزیزانم ممنون و سپاسگذارم از همه شما بزرگواران خسته

        نباشید

        و بداهه دیگر

        میدرم این سینه را آرم برون دیوانه دل

        عاشق شیدا صفت در کنج این ویرانه ام
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۲۲:۰۸
        گر بنالم از فراق و لحظه های انتظار
        با دل بشکسته هر شب کنج این میخانه ام
        ارسال پاسخ
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        پنجشنبه ۲۲ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۳۲
        آه از روزی که لیلا بودنت بردی ز یاد
        مست هم باشم ، همان مجنونم و دیوانه ام
         موسی عباسی مقدم
        موسی عباسی مقدم
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۱۰:۵۵
        من از این حسن روز افزون که لیلا داشت دانستم
        که مجنون می شودیک روز صحرا گردو دیوانه
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶

        درود بر بانوی بزرگوار
        سپاس از پست زیبا و ارزشمند شما
        زنده باشید به مهر
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        پنجشنبه ۲۲ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۳۶
        میدرم این سینه را آرم برون دیوانه دل
        عاشق شیدا صفت در کنج این ویرانه ام(بانو عرفان)

        (گر بنالم از فراق و لحظه های انتظار
        با دل بشکسته هر شب کنج این میخانه ام
        آه از روزی که لیلا بودنت بردی ز یاد
        مست هم باشم ، همان مجنونم و دیوانه ام) (سیاوش)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        جمعه ۲۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۰۶
        ارسال پاسخ
        معصومه عرفانی (عرفان )
        معصومه عرفانی (عرفان )
        پنجشنبه ۲۲ تير ۱۳۹۶ ۰۲:۵۵
        سلام استاد بزرگوار جناب سیاوش ممنونم از همکاری شما

        بسیار زیبا سرودید

        در حصار تن که عمری مانده ام در این قفس

        شکوه از دست که باید کو کجا کو خانه ام



        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        جمعه ۲۳ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۰۷
        ارسال پاسخ
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        جمعه ۲۳ تير ۱۳۹۶ ۰۴:۳۵
        کلبه ام آتش گرفت و شد خراب آباد دل
        چون شبآهنگ ، شب نشین کنج هر ویرانه ام
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۶ ۰۹:۳۳
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.