سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 2 خرداد 1397
    10 رمضان 1439
    • وفات حضرت خديجه سلام الله عليها، 3 سال قبل از هجرت
    Wednesday 23 May 2018
      شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

      چهارشنبه ۲ خرداد

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      سندلی درست است...نه صندلی
      ارسال شده توسط

      رخ سفید

      در تاریخ : يکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۱۹
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۴۹ | نظرات : ۷

      توی تاکسی نشسته بودم و راننده ویراژ داد و خودرو مسافرکش دیگری خودش را به ما رساند و با زبان عشق لاتی به راننده ی ما گفت...داشم چرا اینجوری رارندگی (=رانندگی) می کنی ؟ راننده ما گفت...چرا آلن دو لنی صحبت می کنی؟ هر دو راننده خندیدند و من نیز خنده م گرفت...بعد سوار تاکسی دیگری شدم و یکدفعه خودرویی پیچید جلوی ما...و راننده تاکسی با خونسردی و لات منشانه گفت... آخه من به تو چی بگم راز بقا... سوار تاکسی بعد شدم راننده آهنگی گذاشت که از شدت خنده دستم را مدام گاز می گرفتم...سودابه سودابه...اگه من و تو با هم اختلاف داریم...بچه ها چه گناهی دارند ..سودابه سودابه....مسافری خواست پیاده شود که فنر زنگ زده ای چون مار از کف سندلی به  پشت شلوار او گیر کرده بود و شلوارش را جر داد...دستش را روی باسن اش گذاشته بود و به راننده ناسزا می گفت...
      نمی دانید چه بگومگویی شد...و من دیدم فنر مثل موش رفت توی سوراخ سندلی برای شکار بعدی.... یکی می گفت من بچه ی نازی آبادم...دیگری می گفت من بچه ی تخته فولاد اسفهان (= اسپاهان) ام و پیرمرد فرتوتی گفت دعوا نکنید من بچه چاله میدون و آب منگل ام....همه خندیدند و رفتند...
      و  من خاطرم آمد که برادر مرحوم ام می گفت....از کنار یک دیوانه .... عاقلانه باید رد شد....

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۸۰۰۴ در تاریخ يکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۱۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۴۳
      سلام.
      اینکه میفرمایید سندلی به جای صندلی یا توتی به جای طوطی یا هرچیز دیگری...
      میشود لطف کنید با استناد به مرجعی صحبت کنید؟ مثلا کتابی که این حرف را زده باشد یا صاحب نظران ادبیات فارسی!
      سپاسگزارم
       موسی عباسی مقدم
      موسی عباسی مقدم
      سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۱:۳۱
      درود بزرگوار زیبا بود
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۴۶
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۴۶
      ممنون از توضیحاتتان.
      با این وجود پس چرا در کتب فارسی این شکل از واژه ها استفاده نمیشوند.
      درباره طوطی و طاووس هم اینکه چون کلمه هندیست ما شکلش را عوض میکنیم؟//قانع کننده نیست!
      می آموزم ار محضرتان
      مازیارملکوتی نیا
      سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۱۱
      سلام چقدر زیبا و روان و ساده
      سالم باشید آمین
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.