سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 2 خرداد 1397
    10 رمضان 1439
    • وفات حضرت خديجه سلام الله عليها، 3 سال قبل از هجرت
    Wednesday 23 May 2018
      شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

      چهارشنبه ۲ خرداد

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      دیر شد!
      ارسال شده توسط

      طاهره اباذری هریس

      در تاریخ : شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۱۶:۵۶
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۴۶ | نظرات : ۲۴

       
      برای من همیشه دیر است...
      همیشه!
      باید زودتر به دنیا می آمدم...خیلی زودتر از این حرف ها!
      در بعد از ظهر یک روز گرم تابستانی در یکی از اتاق های هشت دری یک خانه ی سنتی قدیمی،که حوض بزرگش پر از ماهی باشد و شیشه های رنگیش در تب و تاب یک زندگی جدید بی رمق در قاب پنجره هایش آسوده باشند، باید متولد می شدم.
      و بعد این خبر به تو میرسید پسرک نوپای همسایه،فامیل،آشنا یا هر نسبت بی مناسبت دیگر ودر دنیای کودکانه ات من می شدم سهم تو و از همان لحظه عشقمان را آسمانی ها جشن می گرفتند!
      بعد باهم بزرگ می شدیم و قد می کشیدم در پناه درخت های بید مجنون حیاط،از همان کودکی قصه مان را می نوشتیم،یک عشق اساطیری!
      من با دامن آبی و موهای سیاه بلند همیشه پریشان و چشم های براق مشکی و تو بزرگ مرد کوچک من،با پیراهن پارچه ای سفید و شلوار سیاه که مد همان سال ها باشد و چارق های خاکستری،کل کوچه پس کوچه های کودکی را باهم قدم به قدم خاطره می ساختیم و همراه عشقمان قد می کشیدیم!
      بعدتر ها من میشدم از همان دخترهای توی عکس های قدیمی مادربزرگ ،با روسری سفید و موهای فرق وسط باز کرده و ابروهای پیوندی کمانی و خال گوشه ی لب و پیراهن و دامن گل گی و انگشت های رنگین از حنا؛ تو می شدی شبیه عکس های آلبوم پدربزرگت،با پیراهن سفید یقه آهاردار و کت و شلوار اتو کشیده ی مشکی و کفش ورنی براق و موهای روغن زده ی یک وری...درست مثل قصه ها!
      فکرش را بکن! لابد رفیق شاملو و هدایت و شهریار و چوبک و کسمایی و خیلی های دیگر بودی آن موقع، و من مشتاق شنیدن حرف ها و اشعارشان از تو،توی نامه های یواشکی،دیدارهای پنهانی سر کوچه موقع رفتن به کلاس خیاطی دور از چشم آقا جانم..!
      آنوقت در خیال های شبانه قبل از خواب روی پشت بام پر از ستاره و خواب شیرین کرسی زمستان ها کلی ذوق میکردم که خاتون شعر و غزل های شاعر ناشناس و جوانی که تازگی ها توی محفل های شعر حسابی غوغا به پا می کند منم و به دخترهای همسایه حسابی فخر می فروختم که سوز بماند به دلشان!
      احتمالا آن موقع هیچکس نمیدانست دخترک شاعری که ساقی تخلص میکند منم و شعرهایم را تو می رسانی به دست روزنامه ها و نشریات،جوری که آقا جان و خانم جانم نفهمند...نه که شعر و شاعری برای دختر خوب نیست...برای همان!
      بعدش یک بار مادرها مچمان را می گرفتند موقع دیدار های یواشکی و خبر به آقاجان هایمان می رسید،آاااخ که چه غوغایی میشد...پدرم خونت را حلال می کرد به خدا!
      بعد من منع می شدم از بیرون رفتن و تو از،دیدن من...!
      من اعتصاب غذا می کردم لابد،تو هم قسم خاک مادربزرگ خدابیامرزت را میخوردی که یا من،یا هیچ کس دیگر.کمی بعد که من رو به مرگ می رفتم از ضعف و مادرت بی تابی دیدن عروسی شازده پسرش را میکرد،ریش سفیدهای فامیل وساطت می کردند و...
      می رسیدیم به هم،مثل همه ی قصه های قبل از خوابی که مادربزرگ برایم تعریف می کرد!
      آنوقت شاید امروز نبودم و نبودی تا این قصه را برای نوه و نتیجه مان تعریف کنیم،اما لابد هردومان شاعرهای معروفی شده بودیم و اگر شانس آورده باشیم و جزو ممنوعه ها نبودیم یک صفحه از کتاب های درسی به اسممان بود و برای نسل های بعدمان شب ها قبل از خواب مادرشان به جای قصه ی شاملو و آیدا،افسانه ی عشق ما دونفر را در گوشهای کوچک و ذهن خواب آلودشان زمزمه می کرد و ما هنوز در ابدیت عاشق هم بودیم!
      میبینی؟؟؟!!من همیشه دیر می کنم
      باید زودتر از این ها به دنیا می آمدم...
      خیلی زودتر!!!
      #طاهره_اباذری_هریس
      #داستانواره
      #هذیان_نوشت_های_یک_شاعر_هوشبر 
      #دیر_شد
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۷۸۲۷ در تاریخ شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۱۶:۵۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۱۹:۱۵
      درود بانوی عزیزم
      بسیارزیبا بود
      آفرین برجسارتت که باوجود اینهمه توهین به نوشته هات بازم
      دست ازکارنمی کشی....
      نوشته های هرکسی برای خودش ارزشمنده ......
      امیدوارم که دیگه این پست رامحل جنگ ودعواها وانتقام گیری شخصی نکنن ....
      تقاضا دارم ازهمه که یا نظرندهند اینجا یااگرمی خواهند نظری بنویسن جنگ ودعوا وتوهین وبی ادبی نکنن.....
      وگرنه جور دیگری رفتارخواهیم کرد
      صبرهم اندازه داره چندباربه همه تذکردادیم که رعایت احترام وادب داشته باشن لااقل برای حفظ شخصبت خودشون بهتره اما انگار گوش شنوایی نیست ......
      متاسفم برای اعضای محترم سایت وخودم که باید اینگونه رفتارهارا تحمل کنم ....
      شماها کیف مکنید از کل کل کردن وهتاکی مردم حالشون د بهم خورده تاکی ادامه می دین دیگه .....
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۱۰:۰۶
      سلام برادرخوبم
      نیازبه عذرخواهی نبود
      می دونم اهل بحث ودعوانیستی وازکوره دررفتی کمی
      ممنونم ازمحبت ولطف همیشگی ات 2:
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۰۸:۳۱







      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۲۱:۱۹
      گل گفتین بانو
      جدا اگه ادامه پیدا کنه
      شدیدا برخورد خواهیم کرد...
      بعدا نگین، نگفتیما!
      ارسال پاسخ
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۲۲:۰۷
      سلام و درود خواهر خوبم خانم عجم
      من در این جا از محضر تمامی اعضا و اساتید و بزرگواران سایت شعر ناب بر خود واجب میدانم که از پیامهایم که احساس میکنم باعث رنجش خاطر عزیزان گردیده عذر خواهی کنم و از آنان میخواهم که اگر به آنها کوچکترین ناراحتی وارد آمده من عاصی را ببخشند
      این مرام من نبود ، این شخصیت من نبوده ، نیست و نخواهد بود
      باز هم مرا به بزرگی خودتان ببخشید
      طاهره اباذری هریس
      خواهر خوبم درود بر شما
      از داستانهای شما بهره مندم و امیدوارم طبق نصایح خاتون سایت خانم جمیله به راه خود تداوم ببخشید و از امثال ما نرنجید
      من از شما هم عذر خواهی میکنم
      ارسال پاسخ
      امیر اصفهانی(دلقک)
      امیر اصفهانی(دلقک)
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۰۰:۲۶
      سلام بر بانوی عجم وشاعران گرامی,,,در کمال شهامت از تمام دوستان پوزش میطلبم اگر باعث رنجش خاطری شدم,,,گرچه از حقی که,باتوهین از من سلب شده بود دفاع کردم,,,اما در نهایت احترام زیادی برای سایت,شاعران,وخانم عجم قایل هستم و مجددا عذر خواهی میکنم,
      ارسال پاسخ
      طاهره اباذری هریس
      طاهره اباذری هریس
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۱۱:۳۲
      سلام...وقت بخیر..بانو عجم بزرگوار واقعیت اینه ک تاحالا بازخورد بدی ندیدم درباره ی نوشته هام...ب جز مواردی ک بین این همه خوبی اساتید و دوستان ب چشم نمیاد اصلن...ی ضرب المثل هست ک میگه اگه در مسیری ک میری کسی ب طرفت سنگ پرت نکرد بدون راهت اشتباهه...من توو مسیر درستیم و ب لطف الهی و کمک اساتید ادامه خاهم داد انشالله...ممنون از لطف و توجه و دقت نظر و نگاه پرمهرتون...زنده و سلامت باشین بانو
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۱۸:۵۲
      درودها بانو جان

      همونجور که میدونید:
      اصولا تبلیغات منفی وجود نداره!
      اجازه بدین این چند نفر بحث خودشونو بکنن و شما اصلا خودتونو قاطی نکنین!
      که در اصل اینا با بحثاشون زیر پست شما و بقیه، غیرمستقیم به جذب مخاطب و بازاریابی مشغولن که برای صاحب پست منفعت داره

      در ضمن من به شخصه سبک قلم زدنتونو دوست دارم
      و لذت میبرم از داستان‌های کوتاهتون
      دستمریزاد و احسنت
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۲۱:۰۸

      ارسال پاسخ
      طاهره اباذری هریس
      طاهره اباذری هریس
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۱۱:۲۷
      سلام..وقتتون بخیر...بله...کاملن حق با شماست...ب روی چشم...من کاری ندارم بهشون

      سپاس از لطف و توحهتون...خوشحالم ک مورد پسندتون بوده خط خطی هام...سلامت باشین و شاد
      ارسال پاسخ
      علی میرزایی( هیچکاک)
      علی میرزایی( هیچکاک)
      دوشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۶ ۲۳:۵۴
      بنده قصدم ادامه این مباحث نیست ، اما ایشان هم اشتباه کردند که اجازه دادند دیگران به دفاع از یادداشتشان بپردازند و دیگران هم خود را نماینده برحق او دانستند و تا میتوانستند تاختند و ایشان سکوت کرد و خودآگاه یا ناخودآگاه ، پشت آنها ایستاد و جایی که میتوانست آنها را به سکوت وا دارد، خود سکوت کرد و این اشتباه بود.
      ارسال پاسخ
      باقر رمزی ( باصر )
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۲۰:۰۸
      سلام و درود خواهر خوبم خانم عجم
      من در این جا از محضر تمامی اعضا و اساتید و بزرگواران سایت شعر ناب بر خود واجب میدانم که از پیامهایم که احساس میکنم باعث رنجش خاطر عزیزان گردیده عذر خواهی کنم و از آنان میخواهم که اگر به آنها کوچکترین ناراحتی وارد آمده من عاصی را ببخشند
      این مرام من نبود ، این شخصیت من نبوده ، نیست و نخواهد بود
      باز هم مرا به بزرگی خودتان ببخشید
      طاهره اباذری هریس
      خواهر خوبم درود بر شما
      از داستانهای شما بهره مندم و امیدوارم طبق نصایح خاتون سایت خانم جمیله به راه خود تداوم ببخشید و از امثال ما نرنجید
      من از شما هم عذر خواهی میکنم
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۰۸:۲۷
      سلام استادبزرگوارم
      نیازبه عذرخواهی نیست
      همین که درک می کنید ممنونیم :2



      این خاتون چه صیغه ایه دیگه



      امیدوارم که این باصرهمیشه همون باصرمهربان وصبوری که ما میشناسیم باشه
      ارسال پاسخ
      طاهره اباذری هریس
      طاهره اباذری هریس
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۱۱:۳۸
      سلام...نفرمایید جناب رمزی...عذرخاهی برای چی...ممنونم از شما بابت حمایتتون...ب هیچ وجه رنجشی نیست و سپاسگذاری محضه ک از نویسنده های جوانی مثل من حمایت میکنین...ب لطف و امید خدا ادامه میدم...ممنون
      ارسال پاسخ
      علی میرزایی( هیچکاک)
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۱۷:۳۶
      یادداشتهایش شما همگی یک نقطه مشترک دارند
      گدایی عشق( البته با عشق با برداشت خود )
      من واژه بهتری پیدا نمیکنم.تمنای عشق ، واژه بزرگی است برای کلمات وتوصیفاتشما.
      کاش میتوانستم یقه شاملو و هدایت را بگیرم و از این یادداشت بیرون بکشم و بگویم شما در این داستانک چه میکنید.شخصیتهای داستانکهای شما به بلوغ زودررس رسیده اند ولی متاسفانه قلم شما هنوز باید تاتی تاتی کند و این اصلا بد نیست ، البته به شرطی که در جا نزند و شما همچنان در حال درجازدن هستید و گویا قرارنیست دست آن پسرک چشم آبی را رها کنید.
      طاهره اباذری هریس
      طاهره اباذری هریس
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۱۱:۳۳
      سلام:)
      ارسال پاسخ
      مرجان تاج دینی( دریایی)
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۱۹:۲۸
      سلام ودرود بانو
      چه قلم زیبا وتوانمدنی
      درودها



      طاهره اباذری هریس
      طاهره اباذری هریس
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۱۱:۳۴
      درود برشما بانو...زیبایی از نگاه مهربان شماست...سپاس از لطفتون
      ارسال پاسخ
      امیر اصفهانی(دلقک)
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۲۲:۴۱
      مانند همیشه زیبا و با احساس,,,ممنون
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۰۸:۳۲
      ارسال پاسخ
      طاهره اباذری هریس
      طاهره اباذری هریس
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۱۱:۳۵
      زیبانگاهید...ممنوت از شما بابت لطف و حضورتون
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.