سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 21 آذر 1396
    25 ربيع الأول 1439
      Tuesday 12 Dec 2017
        مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

        سه شنبه ۲۱ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        دیوار
        ارسال شده توسط

        مسعود کاویانی

        در تاریخ : جمعه ۸ بهمن ۱۳۹۵ ۱۷:۵۸
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۷۶ | نظرات : ۰

        ویوار
        ----------------
        تو زندگیم اشتباهات زیادی داشتم ریز درشت اما بدترین اشتباهم وابستگیم به تو بدترین حماقتم دل نکندن از تو همون دو سال پیش بود لعنت به من که اونقدر به خورد شدن ادامه دادم لعنت به تو که اینقدر مهم شدی که الان ازت حرف بزنم ده تا کارم رو طراحی کردم 4 تاش پخش شده شده شش تاش مونده اونقدری خوب شدم که بتونم به جلب توجه یه خریدار امیدوار باشم بعضی چیزا هستن که تکراشون ادمو خسته میکنه مثل زندگی بی روح نه بی تو من بعضی چیزا هست که تکراش خستت نمیکنه اما بعد یک مدت میفهمی داره تکراری میشه بعضی چیزا تکراشون عااته یعنی به دلیلی از تکرار کردنش خوشت میاد اما بعضی چیزا ستن که تکرارش بهت ارامش میده با تکرارش زندگی میکنی تکرارش ارومت میکنه مثل تو مثل من برای تو خیلی دلت میخواد جای مادرم باشی نه خیلی دلم میخواد جای تو باشم ببینم تو دقیقا از چی من خوشت میاد تکرار من رو خود من دارم ازش متنفر میشم نوشتن نبود کاری با دنیا نداشتم کاری با تو که دیگه ندارم تجربه کردن یه رابطه جدید برای منی که اصولا به هر جنس مخالفی نگاه میکنم خاطرات تو رو برام زنده میکنه یه یه زخم عمیق بدتر از چیزی که الان دارم اما حتما این کارو میکنم برام مهم نیست خبرش به گوش دیگران برسه به تو برسه تکرار کردنت برام شده بود قرص ارامبخشی که وقتی دو سال پیش لهم کردی برام مهم نبود حالم چقدر بدتر بشه تا کجا له بشم مهم تو بودی هنوز هم هستی متاسفانه و هنوز هم هستم خوشبختانه چقدر بدبختم که ارزوی چیزی رو دارم که محاله بهش برسم لعنت به من که با اینکه دقیقا میدونستم دیدنت داره چیکار میکنه با من ولی بازم ادمه دادم اره عزیزم اون باری که خواستی امتحانم کنی و دفه بعدش ذوق مرگ شدی رو من کاملا میدونستم هدفت چیه بدبختانه خود من اصلا این کارو با کسی نکردم خیلی بچه ای رفتارت با من برام خنده دار بوده همیشه درد عمیقیه وابستگی بدتر از وابستگی وابسته شدن به وابستگیه یعنی اینکه تکرار کردن چیزی که خودت میدونی یه روزی اتیشت میزنه اما تو بازم ادمش میدی انصافا دیگه رفتار سردت برام قابل تحمل نبود ترجیه میدادم اصلا نبینمت تا اینکه بعد از دیدنت اروم نشم انصافا بد تا کردم باهات حق داری رفتارم رو خودم این روزا بهش فکر میکنم خندم که گریم میگیره ولی خدا شاهده جای تو بودن ی درصد تغییر رفتار نمیدادم تا همه چی حل شه مطمنا نمیدونستی چه بلایی سرم اوردی منم اصلا فکر نمیکردم تا این عمق روت تاثیر گذاشته باشم که بعد رفتنت از اینجا بازم درگیر من باشی من اگه رفته بودم ترجیه میدادم هرچی از تو مونده دفن شه پیشرفتم تو نوشتن رو خود من تعجب میکنم ایشالا با نمونه کارام بتونم نظرات رو جلب کنم و...  تو که ظاهرا خیلی خوشت اومده هنوز نتونستی بنویسی نه؟ خیلی دوست دارم بدونم کسی که من اینطور دوسش دارم چطوری مینویسه بوی پاییز میاد تا حدودی خوب بود اما من حسی که تو میخواستی داشته باشمو نداشتم چه روزی بود ارزوم بود با تو زندگی کنم حتی واسه یک ساعت تو اگه خواهر من بودی شاید هیچوقت نمیتونستم ناراحتت کنم اوئنقدر مهم بودی که نشه رو حرفت حرف زد بی خیال کارام رو به زودی به دست کسایی که هدفمه میرسونم یادته بعد روز بارونی بهم سلام کردی اون لحظه تو نقطه اوج دیونگی بودم نقطه ای که واقعا حضور یه نیرویی رو تو ذهنم حس میکردم فکر کن بهت بگن من یه کار خلاف باورهای تو انجام دادم اون لحظه چه حالی میشی من دقیقا تو همون حال بودم اینکه چه بلایی سر من اومده رو فقط تو یه رمان میشه ازش حرف زد و بس مطمنا بازم همو میبینیم اما نه اونطوری که تو فکر میکنی تا واقعا با هرکسی که دوست داشته باشه همینطوری فتار میکنی مشکل داری واقعا خودم این کارو باهات کردم خیلی بهت خوش گذشت نه یکمی با دوز بالا لههت کردم بفهمی چقدر جذابه وقتی تشنه ی دیدن کسی باشی و اون برات طاقچه بالا بذاره ازت خوشم میاد دیونه وار ارومم میکنی حسی رو بهم میدی که دیگران حتی نمیتونن بهش نزدیک بشن فوق العاده ای فقط بخاطر غرورت و دردی که ازش نیکشی مثل منی من و تو نیمه های سیبیم تو منو تکمیل میکنی من تو رو خیلی خوشم میاد ازین حس بی مرز از عذاب کشیدنت از پرسیدن حال من از اروم شدنت با اروم شدنم چرا فراموشم نمیکنی تا منم راحت چشمامو روت ببندم حست میکنم کاملا ببین اینکه حست اونقدر قوی شه تا بتونی وارد ذهن دیگران بشی رو بهش نمیرسی فقط وقتی قلبت واسه کسی بزنه میتونی اونو از ذهن دیگران حس کنی من تا حدود زیدی از روانشناسی اطلاع دارم واسه همینه وقتی پست تلقین رو نوشتم تو گفتی چقدر قشنگ بود همین حد بدونی زیادت هم هست دبه زودی ظرف چند روز اینده تمام شعرها روی شعر دو و شعر ناب قرار میگیره هرچند اونقدر حرف ای شدم که بدونم شعرم چقدر رو ذهن تاثیر داره مخصوصا رو ذهن تو که با نظر تو 10 شعر انتخاب میشه معجزه رو خیلی دوست داشتی نه امیدوارم بتونی با دردت کنار بیای من به نوشتن پناه بردم خیلی دوست دارم روزی اهنگی با ترانه سرایی تو منتشر بشه من به زودی بهش میرسم خوش باشی با دردی که داری نمیدونم چقدر میتونی بی خیال من باشی اما همخونه بودن با من و خوندن ترانه های من زیر بارون شاید بتونه ارومت کنه 
        چشمامو بستم رو خودم از مرز تقدیرم بری
        با اینکه میدونی خودت این بار میمیرم بری
        -
        چشمامو بستم رو خودم مقلوب این تصمیم شم
        یک عمر جنگیدم نری نه وقتشه تسلیم شم
        --
        تسلیم شم از دست میری به بنبست میری 
        دلتنگیام تکرار میشه اوار میشه
        با فکر تو همخونه میشم دیونه میشم
        --
        چیزی نگو از مقصدت تا من نرم دنبال تو 
        اما بگو وقتی بدم از کی بپرسم حالو
        -
        اوار این تنهاییو کم کم نگاه کن تو خودت
        چشمامو میبندم بری چشماتو وا کن رو خودت
        تسلیم شم از دست میری به بنبست میری 
        دلتنگیام تکرار میشه اوار میشه
        با فکر تو همخونه میشم دیونه میشم
        روزبه بمانی
         عاشق این شعرم نمیدونم چی داره که من اینقدر دوسش دارم 
        اخرین پستم برای شما بود
        پرسیدن حال من از دیگران کمکی بهت نمیکنه فقط تکراریه که تو دوسش داری 
        امتحان کن تکرار نکردنشو حالت دیدنی میشه
        خداحافظ

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۷۶۷۹ در تاریخ جمعه ۸ بهمن ۱۳۹۵ ۱۷:۵۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.