سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

در هر رویداد منفی، بذر یك پیشامد پربارتر و سودمندتر كاشته می شود. ناپلئون هیل

يکشنبه ۲ ارديبهشت

شاعر حدیث ابراهیمی (سوگند)


حدیث ابراهیمی (سوگند)

حدیث ابراهیمی (سوگند)



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۷۱

برج تولد:

شیر

گروه

:
شاعران کلاسیک

جنسیت

:
زن

تاریخ عضویت

:
۲ هفته پیش

شغل

:
کارشناسی مهندسی تکنولوژی اویونیک هواپیما

محل سکونت

:
تهران

علاقه مندی ها

:
طراحی و خطاطی

امتیاز

:
۱۳۱۵
تا کنون 76 کاربر 255 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.

لیست دفاتر شعر


۱


اشعار ارسال شده

هاله شعری از حدیث ابراهیمی (سوگند) از دفتر شعرناب نوع شعر نیمائی

غصه ی دریا ... قصه ی بودن به زیر چتر باران نیست ... ...
ثبت شده با شماره ۶۴۵۷۱ در تاریخ ۲ روز پیش    نظرات: ۲۵

دل من مُرد شبی، کز تو جدایش کردم ... ...
ثبت شده با شماره ۶۴۴۸۵ در تاریخ ۶ روز پیش    نظرات: ۱۴۷

تقدیم به یکایک شما بزرگواران، امیدوارم خواندنش انرژی و امید به قلبهایتان دهد ... ...
ثبت شده با شماره ۶۴۴۱۷ در تاریخ ۹ روز پیش    نظرات: ۱۱۵

بیا که می توان رسید به اوج ... ...
این شعر را ۲۷ شاعر ۱۷۸ بار خوانده اند.
حمیدنوری(احمد) ، حدیث ابراهیمی (سوگند) ، حسن خزائی (دربدر) ، حسام الدین مهرابی ، نیره ناصری نسب ، عمادالدین صفائی(صاد) ، آرزو نامداری (عتیق) و ۱۹شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۶۴۳۳۰ در تاریخ ۱۲ روز پیش    نظرات: ۷۹

همه ی شهر نقش دیده ی توست ... ...
ثبت شده با شماره ۶۴۲۵۲ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۵۲

مجموع ۱۰ پست فعال در ۲ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ


اگر 
رفتيد وسط زندگي كسي كه پيش از رسيدن شما زير آوار يك رابطه مانده بود 
و نفس هاي آخرش را مي كشيد
اگر فهميديد
و باز هم خواستيد كه بمانيد
كه بهش قول
۱۲ ساعت پیش    نظرات: ۱

مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید:
«چه کسی بر مرده های شما نماز می خواند؟»
چوپان گفت: «ما شخص خاصی را برای این کار نداریم؛ خودم نماز
۵ روز پیش    نظرات: ۱۰

در یکی از رمان های قرن 19 آمده است که در شهری کوچک، در طی 500 سال گذشته، مردم بعد از مراسم شب کریسمس در کلیسا، پیش از نیمه شب، فانوس هایی را روشن می کنند و سرود می خوانند و به جایی قدیمی و دور افتاده
۸ روز پیش    نظرات: ۷

یه گلدون کاکتوس  داشتم
که همیشه گوشه ی پنجره بود
چند سالی میشد که اونجا بود
با اینکه زیاد بهش سر نمی زدمو بهش رسیدگی نمی کردم هرروز بزرگ تر و قشنگ تر می شد .
یه گلدون دیگ
۱۱ روز پیش    نظرات: ۱۶

عاشق این شعرم:
 
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلی نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارق از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر در درگاه او
پر ز
يکشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۷ ۰۱:۳۴    نظرات: ۱۲
مجموع ۶ پست فعال در ۲ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.